خطبه حاضرین: وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی (ع) وصیتی برای همه نسل های انسان و تاریخ

بسم الله الرحمن الرحیم

وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی (ع)

وصیتی برای همه نسل های انسان و تاریخ

درسی برای همه ابعاد زندگی

 

جمع آوری از: رضا رضایی (مصدق)

با اقتباس از ترجمه سید مهدی شجاعی

 

و از وصیت حضرت مولاست به حسن بن علی، که آن را هنگام بازگشت از صفین در محل حاضرین نوشته است:

از:

پدری که در آستانه مرگ ایستاده است. و عبور شتابناک زمان، به باور جانش نشسته است. و حیات این جهان را پشت سر نهاده است، و تسلیم روزگار گشته است. به نکوهش دنیا پرداخته است. در سرای مردگان مسکن گزیده است. و پای در رکاب عزیمت فردئا نهاده است.

به:

فرزندی که دل به آرزوهای محال سپرده است. و پای در مسیر نیستی نهاده است. در تیررس بیماری‌ها نشسته است، و وامدار روزگار گشته است. و آماج مصائب اندوهبار قرار گرفته است. و به بندگی دنیا درآمده است. و به تجارت غرور مشغول گشته است. و بدهکار وادی فنا شده است. و تن به اسارت مرگ داده است. و هم پیمان دغدغه های غمبار گشته است. و همنشین داغهای اندوهبار شده است. و در نشانه گاه آفات و بلیات، سکنی گزیده است. و زمین خورده و خاکمال شهوت‌ها شده است. و جانشین مردگان گردیده است.

اما بعد:

ادامه نوشته

یا علی ...

به علی شناختم من                                                                           به خدا قسم خدا را

شهادت امیرالمومنان، علی (ع)، و پدر مهربانی و مردانگی و عدالت تسلیت باد.

رضا رضایی (مصدق)

وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی (ع) -وصیت نامه ای برای زندگی متعالی

بسم الله الرحمن الرحیم

وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی (ع)

من الرحیم


جمع آوری از: رضا رضایی (مصدق)

با اقتباس از ترجمه سید مهدی شجاعی

و از وصیت حضرت مولاست به حسن بن علی، که آن را هنگام بازگشت از صفین در محل حاضرین نوشته است:

از:

پدری که در آستانه مرگ ایستاده است. و عبور شتابناک زمان، به باور جانش نشسته است. و حیات این جهان را پشت سر نهاده است، و تسلیم روزگار گشته است. به نکوهش دنیا پرداخته است. در سرای مردگان مسکن گزیده است. و پای در رکاب عزیمت فردئا نهاده است.

به:

فرزندی که دل به آرزوهای محال سپرده است. و پای در مسیر نیستی نهاده است. در تیررس بیماری ها نشسته است، و وامدار روزگار گشته است. و آماج مصائب اندوهبار قرار گرفته است. و به بندگی دنیا درآمده است. و به تجارت غرور مشغول گشته است. و بدهکار وادی فنا شده است. و تن به اسارت مرگ داده است. و هم پیمان دغدغه های غمبار گشته است. و همنشین داغهای اندوهبار شده است. و در نشانه گاه آفات و بلیات، سکنی گزیده است. و زمین خورده و خاکمال شهوت ها شده است. و جانشین مردگان گردیده است.

اما بعد:

ادامه نوشته