گژ نگاهی زیرچشمی به چرایی تولد نظریه انتقادی در روابط بین الملل
به نام خدا
گژ نگاهی زیرچشمی به چرایی تولد نظریه انتقادی در روابط بین الملل
رضا رضایی مصدق
مقدمه:
برای آنانکه با تخته بند هنوز پایدار بردگی انسان سر سازش ندارند، و برای آنانکه نمی خواهند همچون شترمرغان راضی سر تعظیم در برابر نظم از پیش ساخته فرود آورند نگریستن به متن پیش رو اهمیت دارد. آنان که نمی خواهند دانش برخواسته از منافع گروهی فراتر را بپذیرند و آزادی خود را مبتنی بر عقلانیت خویش می دانند. برای آنانکه مرز عقل و جنون در اتهام به همسایه شان نیست و برای آنانکه هر انسان آزادی را واجد عقل می دانند و چون برای آزادی خویش ارزش قائلند، به آزادی دیگران نیز احترام می گذارند. برای آنانکه اکنون در غروب انسانیت به سوگ نشسته اند و در عین حال به اندیشیدن درباره اندیشیدن به انسان و انسانیت در عصر نو می اندیشند. برای آنانکه نظام برده ساز را در هر دوره ای تمیز داده اند و دست کریهِ در دستکش های مخملینش را تا آنجا که بلندای اندیشه رخصت داده رد کرده اند. و برآی آنانکه از شیء شدگی انسان بیزارند و برای نجات انسان از بردگی اش در هر دوره ای، تبری ابراهیمی در دست گرفته اند و پدیده ها، مفاهیم، ارزش ها و دانش های بت واره برخواسته از منافع غیرهمگانی و غیرجهان شمول را شکاننده اند.
و برای شما که اکنون به قرائت متنی نشسته اید که هنوز کودکی طفیلی است و دیگر نمی خواهد همچون علوم انسانی در سده های هفدهم و هجدهم پا جای پای اسلاف خویش بگذارد و درصدد آن است تا طرحی نو دراندازد. اگر نظریه انتقادی بتواند طرحی نو دراندازد دست کمی از معجزه عیسی برای سخن گفتن در کودکی ندارد. بنابراین، در آن سوی نظریه انتقادی، اگر بمیرد و ناتوان گردد، فردادیگران این متن را شورشی خوانده که سرکوب شده است و اگر زنده بماند و پیروز گردد، فردادیگران این متن را دست کمی از اشعار نستراداموسیِ امیدوار به آینده نخواهند پنداشت.
حال بر شما که شاید در نزدیکی این دو راهی قرار دارید درود باد که با تخته بند همیشه بردگی انسان سر سازش ندارید.
این وبلاگ متعلق به رضا رضایی (مصدق) می باشد و استفاده از منابع و مطالب این وبلاگ فقط و فقط با ذکر منبع بلامانع می باشد.