نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
باتومي بر سر علم
نگاهي به حمله به کوي دانشگاه پس از روز انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري
رضا رضايي (مصدق)
حمله به خوابگاه دانشجويان در فرداي انتخابات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري که اعتراضات گسترده اي را در پي داشت، فارغ از آنکه مهاجمين چه کساني بودند و چه قصدي داشتند؛ احضار دانشجويان به کميته هاي انضباطي که در صف معترضين به نتيجه انتخابات رياست جمهوري بودند، يکي دانستن نخبگان علمي با لمپن ها و خرابکاران؛ قرار دادن دانشجويان و دانش پژوهان در صف دشمنان نظام جمهوري اسلامي ايران به عنوان معاند و وطن فروشان و بسياري موضوعات ديگر تاثيرات عمده و مخربي بر روند رشد علمي، توليد علم و توسعه همه جانبه کشور به جا خواهد گذاشت که در اين نوشتار در صددم به اين سوال پاسخ دهم که ناامني هاي اينچنيني چه تاثيراتي بر آن مولفه ها خواهد گذاشت.
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

مقدمه
زيستن در زمان تغييرات بى نظير تاريخ، تجربه اى هيجان انگيز و در عين حال نگران کننده است: دوره اى انتقالى در تحول اجتماعى، سياسى، و اقتصادى کشورها و روابطشان با يکديگر.
هنگامى که در خيابانها صداى تيراندازى مى آيد و سياستمداران از چوبه هاى دار آويزان هستند، مشکلى در شناسايى يک انقلاب وجود ندارد، ولى خطر در درک وسعت و تطبيق رفتارها، واکنش ها، و سياستهاى مناسب با انقلابى که مارا در بر گرفته است، وجود دارد. مى توان گفت که ما شاهد يک زمين لرزة تاريخى نیستیم– يک هراس ناگهانى، همراه با لرزه ها و سپس بازگشت به حالت عادى – بلکه با يک بهمن تاريخى مواجه هستیم که خود شتاب مى گيرد و بى وقفه پيش مى رود و هرچه را در سر راهش قرار دارد درو مى کند. در واقع، سه انقلاب عمدة داراى ماهيت ساختارى – از ديدگاه تاريخى – تقريبا همزمان اتفاق افتاده اند.
انقلابى که بى درنگ و وسيع ترين تأثير را ايجاد کرده است، يک انقلاب سياسى است: سقوط امپراتورى شوروى که منجر به پايان دورة جنگ هسته اى احتمالى در مقياس جهانى شده است؛ پايان دورة پيمانها و الزامات نظامى که در آن، ديپلمات ها، عارى از تقصير، داراى فرصت کمى جهت اقدام مؤثر بودند؛ تجزية آخرين کشور ترکيبى عمدة اروپا و برسميت شناختن اين مسئله که احساس هويت ملى يک نياز ذاتى انسانى و عاملى حياتى براى ثبات اجتماعى است؛ پايان فرمانروايى ديکتاتورى در اروپا و از ميان رفتن مشروعيت و حمايت از اين نوع نظام ها در ساير نقاط؛ پايان نظم جهانى دو قطبى؛ ايجاد پيمانهاى جديد ميان کشورها و جستجو براى يک نظم جديد جهاني.
انقلابى که به مرور در ذهن عموم آشکار مى گردد، اقتصادى است. اين انقلاب، بخاطر تأثير بر اشتغال، مهاجرتهاى اقتصادى، و فقدان روزافزون مسئوليت پذيرى ميان مديريت بين المللى و کارگران ملى، در حال شکل گرفتن است. جهانى سازى عوامل توليد منجر به کاهش موانع بازرگانى، بازار سرماية جهانى، و جهانى سازى کارآفرينى شده است.
نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
تاريخچه تکامل پرچم ايران
پيشينه
نخستين اشاره در تاريخ اساطير ايران به وجود پرچم، به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژي دهاک(ضحاک) بر ميگردد. در آن هنگام کاوه براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيش بند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانرواي خونخوار را در هم کوبيد و فريدون را بر تخت شاهي نشانيد.
فريدون نيز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پيش بند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهي خواند و بدين سان " درفش کاويان " پديد آمد. نخستين رنگهاي پرچم ايران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه اي ويژه بر روي آن وجود داشته باشد. درفش کاويان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاريخ تا پيش از حمله اعراب به ايران، بويژه در زمان ساسانيان و هخامنشيان پرچم ملي و نظامي ايران را درفش کاويان مي گفتند، هر چند اين درفش کاوياني اساطيري نبوده است.
محمدبن جرير طبري در کتاب تاريخ خود به نام الامم و الملوک مينويسد: درفش کاويان از پوست پلنگ درست شده، به درازاي دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بين نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتي متر به حساب آوريم، تقريباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول ميشود. ابولحسن مسعودي در مروج اهب نيز به همين موضوع اشاره ميکند.
به روايت اکثر کتب تاريخي، درفش کاويان زمان ساسانيان از پوست شير يا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوري بر روي آن باشد. هر پادشاهي که به قدرت مي رسيد تعدادي جواهر بر آن مي افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ايران، در جنگي که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاويان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خليفه مسلمانان، بردند وي از بسياري گوهرها، دُرها و جواهراتي که به درفش آويخته شده بود دچار شگفتي شد و به نوشته فضل الله حسيني قزويني در کتاب المعجم مينويسد: " امير المومنين سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانيدند ".
با فتح ايران به دست اعراب - مسلمان، ايرانيان تا دويست سال هيچ درفش يا پرچمي نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملي ايران زمين، يعني ابومسلم خراساني و بابک خرم دين داراي پرچم بودند. ابومسلم پرچمي يکسره سياه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همين روي بود که طرفداران اين دو را سياه جامگان و سرخ جامگان مي خواندند. از آنجائي که علماي اسلام تصويرپردازي و نگارگري را حرام ميدانستند تا سالهاي مديد هيچ نقش و نگاري از جانداران بر روي درفش ها تصوير نمي شد.
نخستين تصوير بر روي پرچم ايران
در سال 355 خورشيدي ( 976 ميلادي ) که غزنويان، با شکست دادن سامانيان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوي براي نخستين بار دستور داد نقش يک ماه را بر روي پرچم خود که رنگ زمينه آن يکسره سياه بود زردوزي کنند. سپس در سال 410 خورشيدي ( 1031 ميلادي ) سلطان مسعود غزنوي به انگيزه دلبستگي به شکار شير دستور داد نقش و نگار يک شير جايگزين ماه شود و از آن پس هيچگاه تصوير شير از روي پرچم ملي ايران برداشته نشد تا انقلاب ايران در سال (1979 ميلادي).
نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
به نام خداوندي که صلح را ارمغاني نيکو براي بشر قرار داد تا از وضع طبيعي و حيواني اش به مدد عقلش رها شود
چرا رشته روابط بين الملل در ايران پيشرفتي نکرده است؟
رضا رضايي (مصدق)*
«تحولات تجربي ممکن است تاثيري به علاقه ما به يک رهيانت خاص داشته باشد، اما به نظر من گزينش، بيشتر به تمايل ربط دارد تا به مشاهده. معناي رويدادها در صحنه جهاني بديهي نيست. {بلکه} بايد در نوعي بستر يا زمينه تفسير شود و زمينه (يا رهيافتي) که ما در نظر مي گيريم تعين مي کند که چگونه رويدادها را تفسير خواهيم کرد و براي آنها اهميت قائل خواهيم شد.»(روزنا،1982،ص4)
«يکي از بهترين دستاوردهاي هر رشته علمي يا حوزه مطالعاتي را دستاوردهاي نظري آن تشکيل مي دهد. نظريه به بيان واسکز (واسکز1997) شناخت را در يک هم نهاد (سنتز) ((synthesis ترکيب مي کند و جهان را با ايجاد ارتباط ميان پديده هايي که ظاهرا نامرتبط و بي معنا هستند، براي ما معنادار مي کنند. بر خلاف آنچه در وهله نخست تصور مي کنيم، معناي واقعيت، خود امري «مبتني بر واقعيت (factual) نيست، بلکه خود آن نيز مسئله اي نظري است.» ( (Neuleld 1994: 12
رشته روابط بين الملل -آنگونه که در علوم سياسي از آن سخن به ميان مي آيد- سابقه اي خوشايند و قابل افتخار ندارد. شايد نتوان تاريخ مشخصي براي تاسيس واحد هاي سياسي در طول حيات بشري پيدا کرد اما تا آنجا که حافظه تاريخي انسان گواهي مي دهد، روابط ميان واحدهاي سياسي -دولت ها، کشورها، امپراطوري ها و...- همواره با سوءظن و ترديد همراه بوده است.
در اينجا اولين مسلئه قابل بحث اين است که در رشته علمي و حوزه مطالعاتي روابط بين الملل کارشناسان و پژوهشگران اين رشته چه دستاوردهاي نظري اي در اين رابطه داشته اند؟ در فرايند ترکيب اين هم نهادها به منظور شناخت جهان بوسيله ايجاد ارتباط ميان پديده هاي معنادار و پديده هاي ظاهرا نامرتبط و بي معنا، کارشناسان و محققين ما تا کنون چه کرده اند؟
به عنوان مثال پژوهشکده مطالعات راهبردي غير انتفاعي -وابسته به وزارت اطلااعت- به عنوان يکي از پژوهشکده هاي معتبر در اين رابطه بويژه مسائل امنيت ملي و امنيت بين الملل در کتاب «مراحل بنيادين انديشه در مطلات امنيتي» که توسط اصغر افتخاري گرد آوري و ترجمه شده و در سال 1381 منتشر شده است، در قسمت سخن ناشر آوده است:
«فرهنگ سازي و تلاش در راستاي غني سازي ادبيات حوزه مطالعات امنيت ملي و مطالعات راهبردي از جمله اهداف کلاني است که پرداختن به آن -به منظور زمينه سازي و نيل و منافع ملي- کاملاً ضرورت دارد. بر اين اساس پژوهشکده مطالعات راهبردي تاکنون آثار متعددي را در اين حوزه تهيه و منتشر نموده است که بيش تر ناظر بر مباحث مفهومي و تبيين چيستي «امنيت ملي» در فضاي سنتي و مدرن مي باشد.
کتاب حاضر از انجا که مجال بحث تازه اي را مي گشايد که به «روش شناسي« مطالعات امنيت ملي موسوم است، ميتواند آغازگر مجموعه تازه اي از آثار در اين زمينه به حساب آيد؛ مجموعه اي که با طرح مسائل روشي و توجه به ابعاد فلسفي تر موضوع، مي تواند ادامه و استمرار يابد.
پژوهشکده مطالعات راهبري ضمن عرضه اين اثر به جامعه علمي، اميد دارد تا باهمت ساير پژوهشگران اين حوزه، بتواند به تعميق و گسترش مطلات فلسفي –نظري «امنيت پژوهشي» نايل آيد»
براي بنده به عنوان يکي از شاگردان مباحث امنيتي جالب توجه است که اين پژوهشکده در راستاي فرهنگ سازي و تلاش در راستاي غنيسازي ادبيات حوزه مطالعات امنيت ملي و مطالعات راهبردي نه تنها تمامي مباحث را از نظريات امنيتي جهان غرب در کشورهاي مدرن اقتباس کرده و اغلب آنها ترجمه هايي است که خود جاي بحث دارد، بلکه تاکنون گامي جدي براي توليد علم در راستاي همين حوزه را در جهت همان منافع ملي بر نداشته است.
در جاي ديگر، پژوهشکده از تعميق و گسترش مطلات فلسفي -نظري «امنيت پژوهشي» بحث مي کند. بي آنکه بدان توجه داشته باشد که دستگاه فلسفي و نظري در کشورمان هنوز در دوران ادبيات کلاسيک بوده و آنچنان از از توفق و عمق نظري و فکري برخوردار نمي باشد.
نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
مقالة حاضر در صدد است تا پاسخ مناسب و منطقياي را به طور علمي براي اين سؤال بيابد . اما سؤال اساسي اينجا است كه چگونه رسانهها و مطبوعات ميتوانند دولتها و رژيمها را در برابر جوامعشان به چالش بكشانند،؟ چطور ممكن است كه اطلاع رسانيهاي مردمي و نمايان كردن نارساييهاي كاركردي دولت در امنيت اجتماعي مردم توسط رسانهها منجر به اين شود كه رژيم يا دولت طاب نياورد و آنها را به اقدام عليه امنيت ملي متهم كند؟ مهمتر اينكه ساختار و دكترين امنيت ملي اينگونه كشورها به چه شكلي است كه شاهد چنين نمونههايي هستيم؟
طرح بررسي ممهور شدن پروندة رسانهها و مطبوعات به ويژه رسانههاي حزبي به نشر اكاذيب و اقدام عليه امنيت ملي داراي دو رويكرد است:
1.دكترين استراتژيك امنيت ملي به عنوان مبناي اولية امنيتي
2.مؤلفههاي نوين دكترين امنيت ملي درعصر اطلاعات و جهاني شدن.
لازم به ذكر است برداشتي كه در مطالعات امنيتي توقيف نشريه در دولتها و كشورها آمده است مربوط به كشورهاي در حال گذار جهان سوم بوده و طرح موضوع مربوط به ايران نميباشد.







