نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
نگاه امریکا به قدرت و استراتژی ایران در خاورمیانه
گفت وگو با پروفسور لینکلن بلومفیلد استاد علوم سیاسی دانشگاه ام آی تی
اشاره؛ پروفسور لینکلن پالمر بلومفیلد پروفسور علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه ام آی تی یکی از برجسته ترین استادان این رشته در 30 سال اخیر است که در زمینه سیاست خارجی و روند دیپلماسی در خاورمیانه تدریس می کند. وی تحصیلات خود را در هاروارد به پایان رسانده است و 11 سال در وزارت خارجه امریکا فعالیت داشته و مدیر روابط جهانی شورای امنیت ملی امریکا بوده است.
بلومفیلد در یکی از برنامه های مشهور کانال تلویزیونی کریستین ساینس مانیتور، برنامه «50 سال پیش در چنین روزی» را اجرا می کرد و در دهه 90 در سمینارهای دانشگاه ام آی تی درباره سیاست جهانی امریکا سمینار های متعددی داشته است. متن گفت وگو با وی که پیرامون رویدادهای جاری در منطقه با پیشینه تاریخی است و به خصوص درباره سیاست ها و استراتژی تاریخی ایالات متحده امریکا در رابطه با ایران و عراق است، در پی می آید.
نوشته شده در جمعه 30 مرداد1388 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
به نام آن کس که جنگي را آفريد تا صلح غنيمتش باشد بس گرانبها و آن جنگ اول براي صلح و امنيت بود
پارادايم دکترين امنيت خليج فارس 1
رضا رضایی (مصدق)
The Paradigm of Persian Gulf Security Doctrine
Reza Rezai (Mosaddegh)*
خلاصه:
کشور هاي منطقه خليج فارس داراي امنيت پيوسته و نا گسستني هستند. اين امر صرفاً به دليل موقعيت ويژه خليج فارس نيست، بلکه نوع حکومت هاي برآمده از اين موقعيت، فرهنگ سياسي، ساختار اقتصادي، نوع و چگونگي ملل آن و مشروعيت سياسي دولت- کشور هاي منطقه از جمله اين عواملند. بدين سبب جزيره اي عمل کردن نهاد هاي امنيتي و فقدان برنامه يکپارچه ضمن آنکه امنيت سازي را مختل مي نمايد، مديريت نا امني را نيز با مخاطرات بسيار زيادي مواجه خواهد ساخت. با وجود پيوستگي مفهوم امنيت در حوزه خليج فارس، کشور هاي آن به منظور تامين امنيت عملاً جزيره اي عمل مي کنند.
حال اين مقاله در صد است تا به اين سوال پاسخ دهد که آيا مي توان دکترين امنيت خليج فارس را تدوين کرد؟(چگونه و در چه شرايطي؟)
گفتني است در اين رابطه براي الگو سازي امنيت، بايد ضمن شناخت جوامع اين کشور ها، نوع حکومت ها، ارزش هاي موثر بر تصميم گيري دولت ها و چگونگي روابط ميان دول اين حوزه و ... مفاهيم ذيل را بررسي کرد:
- مفاهيم امنيت
- مراجع امنيت
- سطح امنيت
- رويکرد استراتژيک امنيتي
- خودي و غير خودي و جايگاه هر يک از کشور هاي منطقه در اين مفهوم
- روش هاي تحصيل امنيت
- ابعاد امنيت
- نوع ارزشي و چگونگي امنيت
در این مقاله نگارنده در صدد است بر اساس رهیافت مکتب کپنهاک بر چگونگی این موضوع بپردازد. گفتنی است تا کنون خود کشورهای منطقه به طور جدی به دنبال تامین و تحصیل امنیت در این حوزه توسط خودشان و بدون وابستگی به قدرت های فرامنطقه ای نبوده اند.
نوشته شده در یکشنبه 15 دی1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
دهه مقاومت، 60 سال اشغال/ رژيمي بر اساس ترور؛از گروههاي تروريستي تا تروريسم دولتي اسرائيل
اسرائیل
را می توان تنها رژیمی دانست که پایه و اساس آن را گروههای تروریستی بنا
نهاده اند، این رژیم به لحاظ ماهیت، و موقعیت مکانی و زمانی تاسیس آن پیش
از ایجاد و پس از آن با یک راهبرد ترورریستی اداره می شده است.
تردیدی در این نکته وجود ندارد که شناختن صهیونیسم جهانی و رمز پایداری
آن، بدون شناختن گروههای تروریستی حامی و تأثیرگذار بر آن امکان پذیر
نیست، و باید این نکته را پذیرفت که اسرائیل در فلسطین شکل نمی گرفت؛ اگر
این گروهها زمینه را آماده نمی کردند.
امروزه اسرائیل تنها رژیمی است که اساس امنیتی آن بر اساس گروههای
تروریستی صورت گرفته و در واقع ارتش این رژیم را می توان فرزند ناخلف
گروههای تروریستی نظیر هاگانا، اشترن، ایرگون و غره دانست، زیرا این مسئله
عیان است که رهبران این رژیم مانند مناخیم بگین، شیمون پرز، اسحاق شامیر،
و دیگران از اعضای برجسته این گروهها و در برخی موارد از رهبران این
گروهها بودند که بگین خود رئیس ایرگون بود.
فاصله چندانی بین تشکیل اولین کنگره صهیونیسم جهانی توسط "تئودورهرتزل"
در سال 1897 و متولد شدن اولین گروه تروریستی وجود ندارد. صهیونیسم جهانی
با استفاده از این حربه ،درصدد تشکیل حکومت یهودی خود بود و در رسیدن به
این هدف از همکاری با نازی ها و فاشیستها نیز ابایی نداشت. گذشت تاریخ
نشان می دهد که اگر چه صهیونیستها با استفاده از این طریق توانستند دولت
خود را در سرزمینهای اشغالی بنا کنند، ولی این استفاده کماکان وجود دارد
اما در شکل و شمایلی دیگر و با چارچوبهای رسمی تر، که از آن به عنوان
تروریسم دولتی تعبیر شده است.
نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
ا
نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
ظهور و سقوط صهيونيسم مسيحي
14می (25اردیبهشت) شصتمین سالگرد کودتای خونین صهیونیستی- انگلیسی در سرزمین مقدس فلسطین و آغاز نسل کشی بی سابقه در تاریخ است. 60سال پیش یک ملت به گروگان گرفته شد! گروه گروه از آنان را طی این 60سال کشتند یا از خانه و سرزمینشان تاراندند. کشوری اسلامی به قدمت و قداست فلسطین، از آن هنگام تبدیل شد به یک پادگان و یک زندان بزرگ! تا به امروز که کرانه باختری، نوار غزه و جای جای فلسطین اشغالی شاهد قتل عام هر روزه زن و مرد و کودک فلسطینی است.
31 سال پس از صدور اعلامیه لرد بالفور وزیر خارجه انگلیس خطاب به لرد والتر روچیلد سرمایه دار صهیونیست که در آن ضمن همدردی با یهودیان از تشکیل وطن ملی یهود در فلسطین حمایت می شد، انگلیسی های فاتح جنگ جهانی در 14می 1948ناگهان اعلام کردند نیروهای نظامی خود را از فلسطین خارج می کنند اما پیش از خروج زمام امور را به صهیونیست هایی سپردند که طی 31سال گذشته به تدریج وارد فلسطین شده و به تقویت نظامی- اقتصادی خود با حمایت انگلیس پرداخته بودند. اگرچه انگلیسی ها با اشغال فلسطین و شکست دولت عثمانی اعلام کرده بودند که «جنگ های صلیبی اکنون به پایان رسیده و پیروزی نصیب صلیبی ها شده است» اما زمام امور این کشور را به صهیونیست ها سپردند تا 60 سال پیش از پدیده ای به نام «صهیونیسم مسیحی» پرده برداری کنند، پدیده ای که تکوین آن به 30سال قبل تر (1917میلادی- صدور اعلامیه بالفور) بازمی گشت.
نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
برگزارى نشست غير متعهدها در سايه اختلافات آشکار و نهان
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
روابط نظامی و امنیتی امریکا با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
نویسنده : معراج فراز
علاوه بر پايگاهها در کشورهاى خليج فارس، امريکا داراى ناوهاى هواپيمابرى نيز در خليج فارس است. ناوهاى هواپيمابر آيزنهاور و جان استينز و اضافه شدن ناوهاى هواپيمابر ريگان و نيميتز که در مجموع مىتواند چهارصد هواپيماى جنگى را با خود حمل کنند.
پس از پيروزى نظامى امريکا در افغانستان، به کارگيرى نيروى نظامى به عنوان يکى از ابزارهاى مهم سياست مداخله امريکا، امرى قابل پيش بينى بود. در دهه 1990 و پس از جنگ خليج فارس، بکارگيرى نيروى نظامى يکى از عمده ترين شاخصهاى استيلاجويى ايالات متحده را تشکيل مى داده است.
البته سرآغاز آن را مى توان در سال 1986 و در جريان جنگ نفتکشها در خليج فارس دانست که کويت از امريکا تقاضاى مراقبت و همراهى کشتيهاى خود در اين آبراه را نمود. بنابراين يکى از شاخصههاى مهم سياست مداخله امريکا در مناطق بحرانى، انعقاد قراردادهاى دوجانبه و چند جانبه نظامى با کشورهاى آن منطقه براى استفاده از پايگاههاى نظامى يا فروش تسليحات يا حتى انجام مانورهاى مشترک نظامى است.
در خليج فارس نيز نيروهاى امريکايى اجازه داشتند که از تجهيزات کشورهاى عرب خليج فارس و پايگاههاى آنها استفاده کند و حتى بعد از سرنگونى صدام حسين آنها روابط نظامى شان را با امريکا تعليق يا قطع نکردند.
اما مشکل در اينجا بود که برخى از اين کشورها خصوصا عربستان به علت مخالفتهاى شديد داخلى، در مورد حضور نظامى امريکا در عربستان، مجبور به کاهش و حتى بازپس ديگرى پايگاههاى نظامى اش از امريکا شد با اين وجود در واقعيت ما شاهد انعقاد قراردادهاى امنيتى بسيارى ميان امريکا و کشورهاى عربى حوزه خليج فارس هستيم.
نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
برای حذف نام خلیج عربی از نقشه ماهواره ای و آنلاین گوگل ارث وبرگرداندن نام خلیج فارس نیاز به 1 میلیون امضا داریم.
خواهشمندم به عنوان یک ایرانی روی لینک زیر کلیک کرده و برای حذف نام خلیج عربی آنرا امضا نمایید.
نوشته شده در پنجشنبه 30 خرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
به نام خدايي که لذت آگاهي و فهم
هرچند فلج را به ما داد
تاثيرات متقابل رسانه ها و سائل امنيتي
در خليج فارس
The Mutual Impacts of Media & Security Issues of the
رضا رضايي (مصدق)
با همكاري:
مريم رمضاني خوانساري (راز)
حسين دخت ميرزا حسن وحيد
(متن ارائه)
ارائه از رضا رضايي (مصدق)
راهبران هوادار عقايد سياسي، سردبيران، روزنامه ها، مقاله
نويس ها، نويسندگان آزاد، نخبگان علمي و ... جملگي با استفاده از نفوذشان به نفع
کانديدا هاي مورد علاقه خود وارد مبارزات سياسي مي شوند. در عصر ارتباطات و
اطلاعات، روزنامه ها و رسانه هاي جمعي به عنوان تبليغات چياني در دست حکام، احزاب يا
رقباي قدرت تلقي مي شوند که سعي بر آن دارند که از اين طريق اهداف و مقاصد خويش را
تبليغ کرده و به اهداف حقيقي و پنهان خويش دست يابند.
دکترين استراتژيک امنيت ملي به عنوان مبناي اوليه امنيتي و
مولفه هاي نوين دکترين امنيت ملي در عصر اطلاعات و جهاني شدن، حکايت از تاثيرات غير
قابل انکار رسانه ها بر روند نظام بين الملل دارد. تا حدي که مي توان گفت تمامي
دولت ها و گروه هاي سياسي اين تاثيرات را درک کرده اند و در واکنش به اين امر يا
به مقابله با آن برخواسته اند و يا آن را در کنترل خويش گرفته اند.
کشور هاي منطقه خليج فارس نيز از اين امر مستثني نبوده و بر
اساس محيط امنيتي داخلي و منطقه اي، دکترين هاي امنيت ملي، وضعيت صلح و ثبات منطقه
اي و حتي مشروعيت سياسي خود و ... کنش ها و واکنش هاي گوناگوني را اتخاذ کرده اند.
از طرف ديگر، قدرت هاي بزرگ بويژه آمريکا، اين ابزار را به جد براي پيگيري مقاصد
خود در منطقه به کار مي گيرند.
نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
۱- پیوستگی مفهوم امنیت در روابط بین الملل با رویکرد خلیج فارس
http://www.aftab.ir/articles/politics/diplomacy/c1c1207126487p1.php
۲- چرا نشریات و رسانه ها به اقدام علیه امنیت ملی متهم می شوند؟
http://www.aftab.ir/articles/politics/world/c1c1207126816p1.php
۳- معمای امنیتی جهان پس از ۱۱ سپتامبر
http://www.aftab.ir/articles/politics/world/c1c1207214929p1.php
![]()
![]()
![]()
نوشته شده در چهارشنبه 14 فروردین1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
روابط نظامی و امنیتی امریکا با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
نویسنده : معراج فراز
علاوه بر پايگاهها در کشورهاى خليج فارس، امريکا داراى ناوهاى هواپيمابرى نيز در خليج فارس است. ناوهاى هواپيمابر آيزنهاور و جان استينز و اضافه شدن ناوهاى هواپيمابر ريگان و نيميتز که در مجموع مىتواند چهارصد هواپيماى جنگى را با خود حمل کنند.
پس از پيروزى نظامى امريکا در افغانستان، به کارگيرى نيروى نظامى به عنوان يکى از ابزارهاى مهم سياست مداخله امريکا، امرى قابل پيش بينى بود. در دهه 1990 و پس از جنگ خليج فارس، بکارگيرى نيروى نظامى يکى از عمده ترين شاخصهاى استيلاجويى ايالات متحده را تشکيل مى داده است.
البته سرآغاز آن را مى توان در سال 1986 و در جريان جنگ نفتکشها در خليج فارس دانست که کويت از امريکا تقاضاى مراقبت و همراهى کشتيهاى خود در اين آبراه را نمود. بنابراين يکى از شاخصههاى مهم سياست مداخله امريکا در مناطق بحرانى، انعقاد قراردادهاى دوجانبه و چند جانبه نظامى با کشورهاى آن منطقه براى استفاده از پايگاههاى نظامى يا فروش تسليحات يا حتى انجام مانورهاى مشترک نظامى است.
در خليج فارس نيز نيروهاى امريکايى اجازه داشتند که از تجهيزات کشورهاى عرب خليج فارس و پايگاههاى آنها استفاده کند و حتى بعد از سرنگونى صدام حسين آنها روابط نظامى شان را با امريکا تعليق يا قطع نکردند.
اما مشکل در اينجا بود که برخى از اين کشورها خصوصا عربستان به علت مخالفتهاى شديد داخلى، در مورد حضور نظامى امريکا در عربستان، مجبور به کاهش و حتى بازپس ديگرى پايگاههاى نظامى اش از امريکا شد با اين وجود در واقعيت ما شاهد انعقاد قراردادهاى امنيتى بسيارى ميان امريکا و کشورهاى عربى حوزه خليج فارس هستيم.
نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
بسمه تعالي
ايران، آمريکا و چالش هاي امنيتي خليج فارس
مريم رمضاني خوانساري*
براي عبور از شرايط خطرناک خليج فارس در منطقه لازم است تا عوامل موثر در پي راهکارهاي مفيد و ديپلماسي مسالمت جويانه باشند. با توجه به اينکه از مهمترين بازيگران درون منطقه اي و برون منطقه اي، ايران و آمريکا هستند، مقاومت ايران در برابر اراده فراقانوني و همچنين ديپلماسي آمريکا مي تواند نتايج متعددي داشته باشد. و در صورت همکاري اش با آمريکا در منطقه نتايج گوناگون ديگري به دنبال دارد. بدين معني که در هر حالت اين رابطه گاهاً براي منطقه امنيت زا و گاهاً امنيت زدا است.
به هر ميزان امنيت در منطقه ماهيت قانونمند و سازمان يافته تري داشته باشد، منافع و مصالح طيف گسترده تري از کشور هاي حاشيه اي تامين خواهد شد. در حالي که امنيت يکجانبه –رويکرد تحصيل امنيت جزيره اي- نمي تواند تداوم و پايداري چنداني داشته باشد.
به طور کل در سياست بين الملل چانه زني و مصالحه گرايي زمينه هاي لازم براي امنيت سازي را فراهم مي آورد. ايران نيز بايد توجه داشته باشد به همان گونه که آمريکايي ها از قدرت نظامي ويژه اي برخوردارند و قابليت استراتژيک خود را در منطقه به نمايش مي گذارند، به همان گونه نيز نيازمند به کارگيري ابزار هاي ديپلماتيک و همچنين فرايند معطوف به همکاري مي باشند.
هم اکنون اين سوال وجود دارد که آيا همکاري ايران و آمريکا موجب همگرايي و امنيت تمامي حوزه خليج فارس است يا موجب واگرايي و نا امني آن؟
*:
- جوانترين شرکت کننده در شانزدهمين دوره همايش بين المللي خليج فارس.
- محقق و پژوهشگر مسايلِ امنيتِ بين المللِ ايران.
- دانشجوي رشته علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاکستان.
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
تحليل نتايج غير قابل پيشبيني جنگ هاي خاورميانه
مارتینی واکر
سایت عملیات روانی_ جنگ های خاورميانه كه از قرن گذشته تاكنون به وقوع پيوسته است نتایج غير قابل پيش بيني داشتهاند.
مطمئنا ژنرالها و دولتمردان منطقه خاورميانه تا حالا متوجه نكتهاي درباره ماهيت جنگ مدرن در منطقه خود شدهاند. چنين جنگي هيچ وقت آنگونه كه برنامه ريزي شده است پيش نميرود و در پايان صدمات و ضرر آن براي متجاوز بيشتر از صدمات و ضرري است كه قرباني تجاوز متحمل ميشود.
حمله سال 1948 اعراب به اسرائيل با شكست آنان پايان يافت و اسرائيل با وسعتي دو برابر آنچه سازمان ملل در ابتدا با طرح جدا سازي خود در نظر گرفته بود با قدرت تشكيل شد.
توافق محرمانه انگليس و فرانسه براي كمك به اسرائيل و باز پس گيري كانال سوئز از \"جمال عبد الناصر\" مصر در سال 1956 به تحقير آنها انجاميد كه كانال سوئز از دست رفت و ناصر به رهبر جنبش ناسيوناليسم پان عربيسيم تبديل شد.
پيروزي خيره كننده اسرائيل در جنگ شش روزه در سال 1967 كه با حمله پيش دستانه به فرودگاههاي كشورهاي عربي آغاز شد در آن زمان ضربه اي درخشان و كاري قلمداد ميشد. اما اين حمله اسرائيل را به مسير مرگبار اشغال كرانه باختري رود اردن و نوار غزه و فلسطينيها را به راه عمليات انتحاري كشاند.
حمله غافلگير كننده مصر و سوريه به اسرائيل در سال1973 با كمك نظامي گسترده شوروي سابق، به نزول نفوذ شوروي در خاورميانه و شكست تحقير آميز سوريه و محاصر كل ارتش مصر و در نهايت به صلح متزلزلي منجر شد كه به نوبه خود ترور \"انور سادات \"رئيس جمهوري سابق مصر را به دنبال داشت.
تجاوز سال 1982 اسرائيل به لبنان شكستي بود كه به خسارات و اشغالگري پر هزينه و در نهايت عقب نشيني تحقير آميز اسرائيل از جنوب لبنان ختم شد و جنبش جديد حزبالله توانست مدعي دستيابي به نخستين پيروزي اعراب به اسرائيل شود و حال جديدترين تهاجم اسرائيل به لبنان به شكست جدي ديگري براي شهرت نظامي اسرائيل ختم شده است. ارتشي كه از نظر قدرت، پنجمين ارتش دنيا محسوب ميشود.
شبكههاي اطلاعاتي و جاسوسي پر ادعا اسرائيل نتوانستند به اندازه كافي قابليتهاي دفاعي سيستمهاي تونلي و سنگر بندي حزب الله را شناسايي و بر آورد كنند و از تاثير موشكهاي ضد تانك اين جنبش بر تانكهاي اسرائيلي غافل ماندند. سربازان اسرائيلي براي جنگ پياده نظام به شدت فشردهاي كه وارد آن شدند، نه آموزش كافي ديده بودند و نه به خوبي تجهيز شده بودند.
در نتيجه، دولت ائتلافي جديد \"ايهود اولمرت\" كه با شركت رهبران احزاب تندرو ديگر مانند \"عمير پرتز\" وزير دفاع كنوني تشكيل شده است و ارتش اين رژيم را با اميد تحقق اهداف مورد نظر خود به جنگ لبنان كشاند، اكنون با ناكامي عجيبي مواجه شده است. ناكامي كه در نهايت دولت ائتلافي وي را نيز ناكارآمد و ضعيف كرده است.
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
در خلیج فارس: چه کسی به چه کسی خدمت می کند؟
این مقاله به نقش فعلی و آینده ناتو در قانونی ساختن اصلاح بخش امنیتی ( SSR) در خلیج (فارس) از طریق ابتکار همکاری استانبول که سه سال است به وجود آمده می پردازد.
اساس نگارش این مقاله در پژوهش های اخیر در زمینه اصلاح نظامی، دموکراتیزه ساختن و امنیت دسته جمعی نهفته است.
از آغاز ابتکار استانبول زمان به اندازه کافی سپری شده است تا بتوان یک ارزیابی اولیه از کار بدست آورد. هدف این مقاله شروع پر کردن فاصله بین ادبیات نظری توسط محققینی است که بر دیگر مناطق جهان متمرکز شده اند و واقعیت تجارب در خلیج (فارس) و خاورمیانه است.
علاوه بر این، از نقطه نظر سیاسی ، این مقاله امکان ایفای نقش توسط ناتو را در هر بخش از در خلیج (فارس) و خاورمیانه بررسی می کند بحث اصلی این است که ابتکار جدید فاصله قابل توجه بین تعهد سیاسی واجرای واقعی آن را به دلایل زیاد سیاسی، نظامی و تاریخی عیان می سازد.
ابتکار همکاری استانبول
در29 ژوئن 2004، ناتو دراجلاس سران خود در استانبول ابتکار جدیدی را در ارتباط با منطقه خاورمیانه با تمرکز اولیه بر شش کشور شبه جزیره عربستان که شورای همکاری خلیج (فارس) یعنی بحرین، کویت، عمان،قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را تشکیل می دهند اعلام کرد.
در "ابتکار همکاری استانبول" هدف ناتو ارائه یک دستور کار غنی برای آموزش و همکاری در زمینه هایی در محدوده مقابله با تروریسم تا شفافیت بیشتر در بودجه دفاعی و تصمیم سازی است.
پروژه مشارکت جدید به طور مشخص الگوگرفته از پروژه مشارکت برای صلح است که اعضای سابق پیمان در شورا هدف گرفته بود و در دهه 90، به اجرا درآمد.
نمونه دیگر دیالوگ مدیترانه ای (MD) است که سیزده سال است از عمر آن می گذرد. تا کنون چهار کشور در شورای همکاری را جلب کند.
اخیراً الساندرو مینوتو ریزو در تاریخ 22 ژانویه 2007 در سفر به کشورهای عربی خلیج(فارس) در پایتخت عربستان گفت: من قویاً می خواهم امروز در اینجا تأکید کنم که ناتو ارزش بسیار زیادی برای مشارکت عربستان قائل است.
ناتو قطعاً متأثر از نیاز پس از جنگ سرد است که ماموریت های جدید برای ائتلاف را تعریف کند. ناتو با تکیه بر کار خود با کشورهای شوروی سابق در خصوص توانایی اش برای ارائه عملی کمک امنیتی به کشورهای خارج از سرزمین اروپا مطمئن تر شده است.
محدود ساختن عملیات در گذشته به شمال رأس السرطان که در بهترین حالت همیشه ضعیف بوده ، با عملیات عمده در افغانستان و بحث امکان نقش لجستیکی در سودان هم اکنون کاملاً از بین رفته است. این موضوع علاوه بر نقش اساسی است که ناتو در بالکان بازی می کند. منطقه عملیاتی که با مأموریت تاریخی خود بیشتر مربوط است.
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
چشم انداز اینده ی امنیت و همکاری در خلیج فارس
اصل اين مقاله به زودی به علاقه مندان ارائه خواهد شد
به نام خداوند و آفریدگاری که انسان را عقل داد تا به مدد آن به صلح و امنیت مطلوب دست یابد.
خاور میانه قلب جهان است ،هر کس بخواهد بر جهان حکومت کند ، باید بر خاور میانه حاکم شود و هر کس بر خاور میانه دست یازد و بر آن جولان دهد ، بر جهان جولان داده است .به جرات میتوان گفت خاور میانه بدون خلیج فارس و کشور های حوزه ی آن موقعیت ویژه ی ژئوپولیتیک و اکونومیک خود را از دست می دهد .
منطقه ی خلیج فارس ، قبل از آن که به سبب تعلقش به خاور میانه شناخته و حائز اهمیت شود به سبب منابع انرژی غنی و مواد معدنی و مواد غذایی گوناگونی که در آن وجود داشته و ذخیره می باشد ،موقعیتی ژئوپولیتیکی پیدا کرده و از آنجایی که بسیاری از کشورهای خاور میانه با آن مرز آبی تشکیل داده اند و به عنوان یک شاهراه برای جهان غرب به منظور ورود به خاور میانه می باشد موقعیتی اسراتژیک ، ژئوپولییک و ژئواکونومیک یافته است .
خلیج فارس ،هم اکنون با توجه به قابلیت های نفتی و منابع طبیعی ، موقعیت اقتصادی،شاهراهی ارتباطی خاورمیانه و ... ای که دارد به وضعیتی رسیده که به انباری از کلکسیون تسلیحات نظامی مبدل گردیده است . به طوریکه تداوم چنین روندی به همراه این سکوت و رخوت حاکم بر جامعه ی بین المللی ،احتمال ظهور فاجعه هایی به مراتب فجیع تر از جنگهای جهانی و جنگ سرد را در بر خواهد داشت .
وجود نژادها ، فرقه ها و مذاهب نا متجانس و گوناگون ، نا همگونگی شرایط اقتصادی و سیاسی ملل ، ظهور نو جنبشهای رایکال و ... همواره سبب شدند که نتوان رهیافت یگانه ای را برای دکترین امنیت در خاور میانه و خلیج فارس و چشم انداز آتی آن مد نظر گرفت .لذا در این مقاله کوشیده شده که چهره ی جدیدی از امنیت در خاور میانه ترسیم شود و کوشیده شده که به دنبال راهكار منطقه گرايي و گوشزد بحران هاي جديدي چون آب و انرژي به دكترين نويني از امنيت در خاورميانه و به ويژه در خليج فارس توجه شود . به طوريكه اين دكترين تنها به رهيافت هاي رئاليستي و يا ليبراليستي محدود نگردد و به تك بعدي نگري آلوده نشود .
این مقاله می کوشد تا با در نظر گرفتن منطقه ی خلیج فارس به عنوان منطقه ای که به وسیله ی خشونت ، سرکوب و بی ثباتی به چالش کشیده شده است و دولتها ی خود مختار و رانتیری که آزادی مطبوعات و مشارکت سیاسی را به شدت سرکوب کرده و در مقابل انجام اصلاحات سیاسی مانع تراشی می کنند و سعی بر آن دارند مشروعیت سیاسی خود را بالا ببرند ،موجب شده اند که خاور میانه و به ویژه منطقه ی خلیج فارس مبدل به منطقه ای بر روی باروت و بمب و تسلیحات شود که هر لحظه احتمال انفجار آن وجود دارد .
در این مقاله چهره ی نوینی از امنیت در خلیج فارس و خاور میانه ، با گذر به مرزهای نوین آن ارائه داده می شود و بر اساس آن چشم انداز اینده ی همکاری و امنیت در منطقه را بررسی می کند .به گونه ای که در این منطقه نمی توان از رهیافت غرب محور رئالیستی _ که حاصل تجربه ی آمریکا و اروپای غربی پس از جنگ جهانی اول می باشد _استفاده کرد .
بی تردید آنچه همواره نمی توان در طرح ریزی دکترین امنیتی خلیج فارس از آن چشم پوشید ظهور پدیده ای به نام 11 سپتامبر و به دنبال آن پدیده ی مجهول و نا معلوم تروریسم و بالاخص تروریسم اسلامی و طبقه بندی کشورهای جهان از سوی آمریکا به عنوان مخالفان و موافقان تروریسم است .
منطقه ی خاور میانه و به ویژه قلب آن یعنی خلیج فارس از لحاظ آزمون مفاهیم ضد و نقیض امنیت ملی اهمیت قابل توجهی دارد ولذا در این مقاله سعی بر آن شده تا رهیافتی جامع ، روشن و کاربردی تری برای رهایی از رهیافت های رئالیست ها و لیبرالیست ها ارائه شود .این رهیافت جامع ، ضمن تلفیق دو رهیافت رئالیستسی و لیبرالیستی، برخی مولفه های لاینفک و موثر بر امنیت و آینده ی امنیت و همکاری در خلیج فارس را در نظر گرفته که شامل 8 مولفه ی زیر است و 5 مولفه ی اول هرگز به طور یکتا و مجزای از هم عمل نمی کنند و به صورت پارادایمی واحد با یکدیگر در تعاملند .لذا به منظور ارائه ی یک مدل و الگوی سیاستگذاری جامع ، ابتدا سعی بر آن شد تا چهره ی نوینی از امنیت و همکاری در خلیج فارس ارائه شود .
سپس با توجه به چالشها ی موجود به ارائه راهکارهای قابل دسترس و پیش روی مقابل سیاست مداران و سیاست گذاران می پردازد .این مولفه ها عبارتند از :
1) مشروعیت سیاسی . 2) توانمندی اقتصادی 3) منابـع طبیعی و استراژیک ( به ویژه آب) .
4) توان نظامی . 5)تساهل مذهبی و قومی(نا امنـــی هــای نـاشی از پلورالیزم دینی) .
6) مهاجرت ها و نا امنی ها . 7) پدیــده ی نویــن تـــروریسم و اسلام _ تروریسم .
8)جهانی سازی و چالشهای امنیتی ناشی از آن .
دور از واقعیت نیست که داخلی بودن مفهوم امنیت در جهان سوم سبب خواهد شد که ابر قدرتها و ملل غرب _ که مفاهم امنیتی شان خارجی است _ بیشتر بر امنیت منطقه اثیر گذار باشند . بنابر،این موضوع برای کشور های حوزه ی خلیج فارس ،بهترین راه حل به منظور تثبیت و کنترل امنی منطقه ، منطقه گرایی در دکترین امنیتی شان است . لذا بی شک کشورهای خاور میانه به این رویکرد خواهند رسید که امنیت مضیغ خود را می بایست ترک و دکترین امنیت موسع خود را در منطقه پایه ریزی کنند . بدین لحاظ با ایجاد یک نظام امنیتی تعاونی که به سبب آن تمامی کشور های منطقه ی خلیج فارس از این نظام امنیتی تعاونی حائز کسب امتیازات امنیتی باشند ، می توان به آینده ی خارجی امنیتی و صلح خلیج فارس امید وار بود .
با توجه به مولفه هایی که قبلا ارائه شد می توان در این مقاله به اینده ی احتمالی و ممکن همکاری و امنیت در خلیج فارس دست یافت . به امید آنکه بتوانیم مدل و الگویی برای سیاستگذاری جامع و علمی و در عین حال واقع بینانه ارائه دهیم .
رضا رضایی ( مصدق)
1/ اذر ماه/1383
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
(پارادایم دکترین امنیت خیج فارس)
رضا رضایی(مصدق) *
The Paradigm of Persian Gulf Security Doctrine
Reza Rezai(Mosaddegh)*
کشور های منطقه خلیج فارس دارای امنیت پیوسته و نا گسستنی هستند. این امر صرفاً به دلیل موقعیت ویژه خلیج فارس نیست، بلکه نوع حکومت های برآمده از این موقعیت، فرهنگ سیاسی، ساختار اقتصادی، نوع و چگونگی ملل آن و مشروعیت سیاسی دولت- کشور های منطقه از جمله این عواملند. بدین سبب جزیره ای عمل کردن نهاد های امنیتی و فقدان برنامه یکپارچه ضمن آنکه امنیت سازی را مختل می نماید، مدیریت نا امنی را نیز با مخاطرات بسیار زیادی مواجه خواهد ساخت. با وجود پیوستگی مفهوم امنیت در حوزه خلیج فارس، کشور های آن به منظور تامین امنیت عملاً جزیره ای عمل می کنند.
حال این مقاله در صد است تا به این سوال پاسخ دهد که آیا می توان دکترین امنیت خلیج فارس را تدوین کرد؟(چگونه و در چه شرایطی؟)
گفتنی است در این رابطه برای الگو سازی امنیت، باید ضمن شناخت جوامع این کشور ها، نوع حکومت ها، ارزش های موثر بر تصمیم گیری دولت ها و چگونگی روابط میان دول این حوزه و ... مفاهیم ذیل را بررسی کرد:
1. مفاهیم امنیت
2. مراجع امنیت
3. سطح امنیت
4. رویکرد استراتژیک امنیتی
5. خودی و غیر خودی و جایگاه هر یک از کشور های منطقه در این مفهوم
6. روش های تحصیل امنیت
7. ابعاد امنیت
8. نوع ارزشی و چگونگی امنیت
*** علاقه مندان جهت دريافت اصل و كامل اين مقاله با آدرس الكترونيكي politic11@gmail.com مكاتبه نمايند.







