نوشته شده در شنبه 4 مهر1388 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
نگاه معصومانه گرگ را دیده ای؟
نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
لزوم مذاکره در موازنه جديد منطقه
نويسنده: دکتر اسد الله اطهري مريان
روسيه و چين در مقابل گزينه تشديد تحريمها عليه ايران سکوت کردهاند. امريکا خواستار مذاکره با تهران است، ايران با ارائه بسته دوم پيشنهادي خود از آمادگي کامل براي مذاکرات سخن ميگويد و در اين ميان اسرائيل همچنان به تلاشهايش در راستاي کسب چراغ سبز از قدرتهاي جهان براي فشاري قابل توجه به ايران و حتي انتخاب گزينه نظامي ادامه ميدهد، اين سوال مطرح است که وضعيت فعلي ايران تا چه اندازه تل آويو را در تحقق اهدافش کمک يا محدود ميکند؟
گفتاري از اسد الله اطهري، کارشناس مسائل استراتژيک:
نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
به نام خدايي که جهاني از اضداد آفريد
ضرورت اپوزيسيون در نظام پارلماني
رضا رضايي (مصدق)*
در معناي وسيع کلمه اپوزيسيون عبارتست از کوشش و فعاليتي که اتحاديه ها، احزاب، اصناف و گروه ها به منظور دستيابي به اهدافي که غايت انديشه هاي بوجودآورنده شان است در جهت مخالف هدف هاي دارندگان معاصر قدرت سياسي، اجتماعي و اقتصادي انجام مي دهند که در معناي محدود و ويژه آن واژه اي است براي احزاب و گروه هايي که در نظام حکومت پارلماني –نظامي که پارلمان در راس آن است- به موجب قانون و تنها قانون به رسميت شناخته شده و در آن پارلمان گروهي را تشکيل مي دهند که به حکومت پيوسته نيست و از آن حمايت نمي کند اما آنچه اين دو را –دولت و اپوزيسيون- در يک مسير قرار مي دهد لزوم پيروي از قانون و حرکت در چارچوب آن است که در حقيقت خود را به يک قانون اساسي وفادار مي دانند. ليکن يکي از کارکردهاي مهم اپوزيسيون حقيقت پروري است. زيرا با شرکت در گفت و شنودهاي مجلس تحت شرايط معين شده قانوني در کار حکومت نظارت مستقيم داشته و افکار عمومي را در جريان مي گذارد. لذا آنچه مهم مي نمايد وظيفه خظير اپوزيسيون است که به انتخاب کنندگان در هر عرصه اي امکان انتخاب ديگري را نشان دهد و از اين راه امکان انتخاب صحيح تري را فراهم نمايد. به همين سبب اپوزيسيون را مظهر حکومت احتمالي آينده مي دانند. لذا به منظور تثبيت موقعيت خويش مي بايست حامل يکسري انديشه هاي ايده آليسمي باشند و از سويي لازم است با نگاهي رئاليسمي به گونه اي منتقد شرايط حاضر باشند که بتواند مسير و راه دستيابي به آن ايده آليسم موجود در انديشه خويش را از رئاليسم حاضر راهيابي کرده و در حال گذار از آن شود. مشروط بر آنکه نه صرفاً حامل پيام ها و انديشه هاي ايده آليمي شود زيرا ممکن است آن را نسبت به آنچه همسو و هم جهت با آرمان هايش بوده کم توجه کندو راه نقد و بازنگي بر خويش را ببندد و نه مطلقاً منتقد گردد، چرا که حالت مخرب و يکسويه به خود مي گيرد.






