نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
معلم شهید علی شریعتی
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

مقدمه
زيستن در زمان تغييرات بى نظير تاريخ، تجربه اى هيجان انگيز و در عين حال نگران کننده است: دوره اى انتقالى در تحول اجتماعى، سياسى، و اقتصادى کشورها و روابطشان با يکديگر.
هنگامى که در خيابانها صداى تيراندازى مى آيد و سياستمداران از چوبه هاى دار آويزان هستند، مشکلى در شناسايى يک انقلاب وجود ندارد، ولى خطر در درک وسعت و تطبيق رفتارها، واکنش ها، و سياستهاى مناسب با انقلابى که مارا در بر گرفته است، وجود دارد. مى توان گفت که ما شاهد يک زمين لرزة تاريخى نیستیم– يک هراس ناگهانى، همراه با لرزه ها و سپس بازگشت به حالت عادى – بلکه با يک بهمن تاريخى مواجه هستیم که خود شتاب مى گيرد و بى وقفه پيش مى رود و هرچه را در سر راهش قرار دارد درو مى کند. در واقع، سه انقلاب عمدة داراى ماهيت ساختارى – از ديدگاه تاريخى – تقريبا همزمان اتفاق افتاده اند.
انقلابى که بى درنگ و وسيع ترين تأثير را ايجاد کرده است، يک انقلاب سياسى است: سقوط امپراتورى شوروى که منجر به پايان دورة جنگ هسته اى احتمالى در مقياس جهانى شده است؛ پايان دورة پيمانها و الزامات نظامى که در آن، ديپلمات ها، عارى از تقصير، داراى فرصت کمى جهت اقدام مؤثر بودند؛ تجزية آخرين کشور ترکيبى عمدة اروپا و برسميت شناختن اين مسئله که احساس هويت ملى يک نياز ذاتى انسانى و عاملى حياتى براى ثبات اجتماعى است؛ پايان فرمانروايى ديکتاتورى در اروپا و از ميان رفتن مشروعيت و حمايت از اين نوع نظام ها در ساير نقاط؛ پايان نظم جهانى دو قطبى؛ ايجاد پيمانهاى جديد ميان کشورها و جستجو براى يک نظم جديد جهاني.
انقلابى که به مرور در ذهن عموم آشکار مى گردد، اقتصادى است. اين انقلاب، بخاطر تأثير بر اشتغال، مهاجرتهاى اقتصادى، و فقدان روزافزون مسئوليت پذيرى ميان مديريت بين المللى و کارگران ملى، در حال شکل گرفتن است. جهانى سازى عوامل توليد منجر به کاهش موانع بازرگانى، بازار سرماية جهانى، و جهانى سازى کارآفرينى شده است.
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
برگزارى نشست غير متعهدها در سايه اختلافات آشکار و نهان
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
از زمان سقوط رژیم صدام حسین، در نتیجه دخالت ایالات متحد امریکا در سال 2003، منطقه خاورمیانه و خلیج فارس در معرض تنش ها و فشارها یی قرار گرفت که تعادل منطقه را برهم زد. در این شرایط، به طور قطع ایران تحت تاثیر این تحولات، به یکی از بازیکنان اصلی منطقه تبدیل شد. ورود محمود احمدی نژاد در ماه ژوئن سال 2005 به عرصه سیاسی ایران، درحقیقت شیوه دیپلماتیک سیاست خارجی محمد خاتمی، رییس جمهور سابق ایران را تغییر داد و سبب شد برخی از کشورهای منطقه احساس ناامنی کنند. درحالی که ایران می تواند نقش مهمی در برقراری صلح در عراق و تسهیل عقب نشینی نیروهای امریکایی از عراق ایفا کند و اهمیت خود را در نظام منطقه ای خلیج فارس به سایر کشورهای منطقه نشان دهد.
با توجه به این نکته که ایران می تواند در متن منطقه فعالیت کند، این مقاله در صدد است به شناسایی زمینه هایی بپردازد که ایران می تواند، بخصوص در ارتباط با عراق،و تحولات اخیر، از فروپاشی رژیم صدام حسین، سفر محمود احمدی نژاد به عراق در فوریه سال 2008 ، و سفر اخیر نوری المالکی به ایران ایفای نقش کند.
با مروری بر رفتار ایران در منطقه به این نتیجه می رسیم که این کشور توانایی ایفای نقشی بسیار مهم، در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه دارد. با توجه به تقسیم بندی آقای رمضانی از قدرت ها که به سه دسته کوچک، متوسط، و بزرگ تقسیم می شوند، به این نتیجه می رسیم که ایران هم در دوره حکومت پهلوی و هم پس از انقلاب در دسته قدرت های متوسط قرار دارد. این بدان معنی است که ایران می تواند قدرت منطقه ای خود را به بهترین نحو نشان دهد.
اما سوال این است که ما چگونه می توانیم قدرت منطقه ای را اندازه گیری کنیم؟ از آنجا که روابط بین المللی همان روابط بین قدرت هاست، می توان گفت که، قدرت های منطقه ای می توانند با اعمال بیشتر قدرت خود نقش موثرتری در منطقه داشته باشند. برای پیش بینی قدرت یک کشور معمولا به توانایی های آن کشور اشاره می شود. هرچند قدرت نهایی یک کشور با عواملی بی شمار از جمله، حوزه های نظامی، اقتصادی، و معنوی پیوند دارد، هرکدام از این حوزه ها شامل بخش های مختلفی است که اندازه گیری برخی از این بخش ها با مشکلاتی همراه است.
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
ایران تا اطلاع ثانوی مصالحه نمی کند. محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، همچنان غرب را در پرونده هسته ای به مبارزه می طلبد و در آخرین سخنرانی اش برخی دیپلمات های غربی را که به نتیجه مذاکرات هسته ای با تهران خوشبین بودند، ناامید کرده است.
احمدی نژاد گفته است ایران در حال حاضر 6 هزار سانتریفوژ برای غنی سازی اورانیوم دارد.
اگر تهران قرار بود به بسته پیشنهادهای غرب مبنی بر تعلیق غنی سازی اورانیوم در قبال پذیرش مشوق های اقتصادی و سیاسی، پاسخ مثبت بدهد، دلیلی نداشت که احمدی نژاد باز هم بر توانایی های هسته ای ایران تاکید کند. رییس جمهوی ایران هفته پیش نیز در جریان سفرش به استان کهکیلویه گفته بود ایران ذره ای از حقوق هسته ای خود عقب نشینی نمی کند.
به گفته آیت الله خامنه ای رهبر ایران، دولت مسوول پرونده هسته ای است و بنابراین اظهارات صریح رییس جمهور درباره عدم مصالحه بر سر مساله غنی سازی اورانیوم می تواند پیام روشنی برای غرب بفرستد.
ایران و گروه 1+5 هفته گذشته مذاکراتی را درباره رفع بن بست از پرونده هسته ای در ژنو ترتیب دادند اما مشخص شد که این مذاکرات دستاورد قابل توجهی به همراه نداشته است. دیپلمات ها می گویند اصرار تهران به تداوم غنی سازی اورانیوم، دلیل بی نتیجه ماندن نشست بوده است.
ایران البته پیشتر نیز با بیان های مختلف اعلام کرده بود که مساله غنی سازی اورانیوم را خط قرمز خود در مذاکرات هسته ای می داند و حاضر به عدول از آن نیست اما دیپلمات های غربی امیدوار بودند که با یافتن راه حلی بینابینی، مصالحه ای هرچند کوتاه مدت را در پرونده اتمی تهران ایجاد کنند.
مصالحه ای که غربی ها از آن سخن می گویند به ایده " تعلیق در برابر تعلیق " مشهور شده است. بر مبنای این ایده ایران توسعه چرخه سوخت خود را به حال تعلیق درمی آورد و غرب نیز از اعمال تحریم های تازه علیه جمهوری اسلامی خودداری می کند.
ایده تعلیق در برابر تعلیق برای یک دوره زمانی کوتاه 6 هفته ای پیشنهاد شده بود تا زمینه انجام مذاکرات جدی میان تهران و غرب به وجود آورد اما به نظر می رسد که تهران آمادگی پذیرش چنین پیشنهادی را ندارد.
احمدی نژاد در آخرین اظهارات هسته ای خود گفته است دشمنان پس از راهاندازى صدها و هزاران دستگاه سانتریفوژ توسط ایران، با عقب نشينى آشکار و پذيرش پيشرفت ملت ايران، خواستار عدم گسترش فعاليتهاى هستهاى از اين به بعد شدهاند.
منظور احمدی نژاد از درخواست دشمنان برای عدم گسترش فعالیت های هسته ای اشاره به همان ایده تعلیق در برابر تعلیق است. به کار بردن تعبیر دشمن درباره بازیگران غربی در پرونده هسته ای نیز نشان می دهد که جمهوری اسلامی با چه بدبینی عمیقی به غرب می نگرد. دولت ایران می گوید که دشمنانش را در پرونده هسته ای به عقب رانده و شکست خواهد داد و به کار بردن چنین ادبیاتی احتمال مصالحه در پرونده هسته ای ایران را به طور طبیعی کاهش می دهد.
مقام های جمهوری اسلامی می گویند در نهایت غرب را به پذیرش ایران هسته ای وادار خواهند کرد اما غربی ها نیز می گویند تداوم غنی سازی در ایران، این کشور را منزوی خواهد کرد. آنها به جمهوری اسلامی هشدار داده اند که در صورت تداوم غنی سازی تحریم هایی سخت را علیه ایران اجرا خواهند کرد.
بنابراین به نظر می رسد که خوشبینی نسبت به تحقق یک مصالحه هسته ای میان ایران و غرب چندان با واقعیت های موجود همخوانی نداشته باشد.
غرب هفته پیش و در جریان مذاکرات ژنو فرصتی 14 روزه به ایران داد تا پاسخ آری یا خیر خود را نسبت به مساله تعلیق غنی سازی اعلام کند. اکنون زمان زیادی تا پایان مهلت ایران برای پاسخ به درخواست غرب باقی نمانده است اما از سخنان احمدی نژاد می توان دریافت که پاسخ نهایی ایران به غرب منفی خواهد بود.
برخی تحلیل گران غربی می گویند تداوم غنی سازی اورانیوم در ایران می تواند این کشور را تا سال 2010 به توانایی ساخت سلاح هسته ای برساند. مقام های آژانس بین المللی انرژی اتمی در آخرین بازرسی های خود در آوریل 2008، وجود 3500 سانتریفوژ را در تاسیسات اتمی ایران تایید کردند اما اظهارات احمدی نژاد مبنی بر این که ایران در حال حاضر 6 هزار سانتریفوژ فعال دارد ، برنگرانی مقام های غربی خواهد افزود.
گمان می رود که غرب با شنیدن اظهارات احمدی نژاد پیشاپیش خود را برای شنیدن پاسخ منفی ایران آماده می کند. آنها پیامی دلگرم کننده از ایران دریافت نکرده اند و بعید هم به نظر می رسد که تهران به شکلی ناگهانی در سیاست هسته ای خود تجدیدنظر اساسی کند.
کشورهای غربی همچنان در گفتمان رییس جمهوری ایران، " دشمن" هستند و تعلیق غنی سازی اورانیوم در چنین گفتمانی تعبیری جز شکست نخواهد داشت. احمدی نژاد نمی خواهد شکست خورده باشد بنابراین همچنان غرب را به هماورد فرامی خواند.
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
for a dialog between the
If nothing else, any form of dialog helps avoid needless misunderstandings and tensions. Informal talks by private citizens and "experts" can address issues that officials cannot openly deal with, and at least clarify the most contentious and controversial issues on both sides. Informal or "unofficial" official contacts can deal with many lower level issues and incidents. Limited official talks - like the tripartite talks between Iran, Iraq, and the US -- can go further, often defusing potential sources of conflict or easing the situation in high risk areas like Iraq and Afghanistan.
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
روابط نظامی و امنیتی امریکا با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
نویسنده : معراج فراز
علاوه بر پايگاهها در کشورهاى خليج فارس، امريکا داراى ناوهاى هواپيمابرى نيز در خليج فارس است. ناوهاى هواپيمابر آيزنهاور و جان استينز و اضافه شدن ناوهاى هواپيمابر ريگان و نيميتز که در مجموع مىتواند چهارصد هواپيماى جنگى را با خود حمل کنند.
پس از پيروزى نظامى امريکا در افغانستان، به کارگيرى نيروى نظامى به عنوان يکى از ابزارهاى مهم سياست مداخله امريکا، امرى قابل پيش بينى بود. در دهه 1990 و پس از جنگ خليج فارس، بکارگيرى نيروى نظامى يکى از عمده ترين شاخصهاى استيلاجويى ايالات متحده را تشکيل مى داده است.
البته سرآغاز آن را مى توان در سال 1986 و در جريان جنگ نفتکشها در خليج فارس دانست که کويت از امريکا تقاضاى مراقبت و همراهى کشتيهاى خود در اين آبراه را نمود. بنابراين يکى از شاخصههاى مهم سياست مداخله امريکا در مناطق بحرانى، انعقاد قراردادهاى دوجانبه و چند جانبه نظامى با کشورهاى آن منطقه براى استفاده از پايگاههاى نظامى يا فروش تسليحات يا حتى انجام مانورهاى مشترک نظامى است.
در خليج فارس نيز نيروهاى امريکايى اجازه داشتند که از تجهيزات کشورهاى عرب خليج فارس و پايگاههاى آنها استفاده کند و حتى بعد از سرنگونى صدام حسين آنها روابط نظامى شان را با امريکا تعليق يا قطع نکردند.
اما مشکل در اينجا بود که برخى از اين کشورها خصوصا عربستان به علت مخالفتهاى شديد داخلى، در مورد حضور نظامى امريکا در عربستان، مجبور به کاهش و حتى بازپس ديگرى پايگاههاى نظامى اش از امريکا شد با اين وجود در واقعيت ما شاهد انعقاد قراردادهاى امنيتى بسيارى ميان امريکا و کشورهاى عربى حوزه خليج فارس هستيم.






