تبليغاتX
مطالعات امنیتی، نظامی ومسائل استراتژیک
مطالعات امنیتی، نظامی ومسائل استراتژیک
مقالاتی در رابطه بامطالعات امنیتی با رهیافت مکتب کپنهاک
عشق....
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که عشق از دوست داشتن برتر است و به هر که دوست تر می داری بشان که دوست داشتن از عشق برتر.

معلم شهید علی شریعتی

سخنی از نیچه ...
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
به سراغ زنان آگر می روید تازیانه را فراموش نکنید
راهنماى ديپلماتيک
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
 

راهنماى ديپلماتيک
نوشتة رالف جرج فلتهم، انتشار يافته توسط اديسون وسلى لانگمن، لندن، 1998
 
 
 

مقدمه

زيستن در زمان تغييرات بى نظير تاريخ، تجربه اى هيجان انگيز و در عين حال نگران کننده است: دوره اى انتقالى در تحول اجتماعى، سياسى، و اقتصادى کشورها و روابطشان با يکديگر.

 

هنگامى که در خيابانها صداى تيراندازى مى آيد و سياستمداران از چوبه هاى دار آويزان هستند، مشکلى در شناسايى يک انقلاب وجود ندارد، ولى خطر در درک وسعت و تطبيق رفتارها، واکنش ها، و سياستهاى مناسب با انقلابى که مارا در بر گرفته است، وجود دارد. مى توان گفت که ما شاهد يک زمين لرزة تاريخى نیستیم– يک هراس ناگهانى، همراه با لرزه ها و سپس بازگشت به حالت عادى – بلکه با يک بهمن تاريخى مواجه هستیم که خود شتاب مى گيرد و بى وقفه پيش مى رود و هرچه را در سر راهش قرار دارد درو مى کند. در واقع، سه انقلاب عمدة داراى ماهيت ساختارى – از ديدگاه تاريخى – تقريبا همزمان اتفاق افتاده اند.

 

انقلابى که بى درنگ و وسيع ترين تأثير را ايجاد کرده است، يک انقلاب سياسى است: سقوط امپراتورى شوروى که منجر به پايان دورة جنگ هسته اى احتمالى در مقياس جهانى شده است؛ پايان دورة پيمانها و الزامات نظامى که در آن، ديپلمات ها، عارى از تقصير، داراى فرصت کمى جهت اقدام مؤثر بودند؛ تجزية آخرين کشور ترکيبى عمدة اروپا و برسميت شناختن اين مسئله که احساس هويت ملى يک نياز ذاتى انسانى و عاملى حياتى براى ثبات اجتماعى است؛ پايان فرمانروايى ديکتاتورى در اروپا و از ميان رفتن مشروعيت و حمايت از اين نوع نظام ها در ساير نقاط؛ پايان نظم جهانى دو قطبى؛ ايجاد پيمانهاى جديد ميان کشورها و جستجو براى يک نظم جديد جهاني.

 

انقلابى که به مرور در ذهن عموم آشکار مى گردد، اقتصادى است. اين انقلاب، بخاطر تأثير بر اشتغال، مهاجرتهاى اقتصادى، و فقدان روزافزون مسئوليت پذيرى ميان مديريت بين المللى و کارگران ملى، در حال شکل گرفتن است. جهانى سازى عوامل توليد منجر به کاهش موانع بازرگانى، بازار سرماية جهانى، و جهانى سازى کارآفرينى شده است.

 

برگزارى نشست غير متعهدها در سايه اختلافات آشکار و نهان
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

برگزارى نشست غير متعهدها در سايه اختلافات آشکار و نهان

 

 

اجلاس مقامات ارشد کشورهای عضو جنبش عدم تعهدها، روز يک شنبه، ششم مرداد ماه، با سخنرانى منوچهر متکى وزير امور خارجه ايران افتتاح شد.
 
در اين اجلاس دو روزه، محمود احمدى نژاد رئيس جمهور ايران به سخنرانى پرداخت و ديدگاه هاى جمهورى اسلامى نسبت به اهداف و جايگاه غير متعهدها در تصميم گيرى هاى بين المللى را تشريح کرد.
 
منوچهر متکى در سخنرانى افتتاحيه اين اجلاس با تاکيد بر نياز جنبش غير متعهد ها به اتحاد و همبستگى بيشتر براى مقابله با چالش‌هاى جهانى و منطقه اى، به  نامزدى ايران براى عضويت غير دايم در شوراى امنيت سازمان ملل در دوره 2010 – 2009اشاره کرد و خواستار راى مثبت اعضاى جنبش به ايران در جريان اين انتخابات شد . وى حضور ايران در اين چهارچوب را زمينه ساز تحولى مثبت در عملکرد شوراى امنيت سازمان ملل متحد ارزيابى کرد.
 
به اين ترتيب گزينه هاى مورد نظر ايران که نيازمند حمايت غير متعهد ها براى اثبات حقوق حقه اين کشور در عرصه بين المللى است، اکنون تنها به برنامه هسته اى  محدود نمى شود و حمايت از حضور ايران در بين اعضاى غير دائم شوراى امنيت نيز به آن افزوده شده است.
                     
دور قبلى نشست غير متعهدها  در سال 2007 و باز هم در پايتخت ايران برگزار شد و استقبال گرم تهران از اعضاى اين گروه و ميزبانى آنها طى دو دور برگزارى اجلاس، نشان از تلاش تصميم گيران کشور براى بهره مندى هر چه بيشتر از راى مثبت "نم" در آژانس بين المللى انرژى اتمى و اعلام حمايت صريح از برنامه هسته ای ايران دارد که از سال گذشته بصورت جدى ترى در دستور کار شوراى حکام آژانس، کشورهاى اروپايى و شوراى امنيت سازمان ملل متحد قرار گرفته است.
 

 

رفت و آمد نمايندگان امريکا به ايران
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
گفت و گوی روزنامه اعتماد ملی با دکتر هوشنگ امیر احمدی رئیس شورای ایرانیان و امریکاییان

 

 

 

نقش ایران در ثبات منطقه
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

از زمان سقوط رژیم صدام حسین، در نتیجه دخالت ایالات متحد امریکا در سال 2003، منطقه خاورمیانه و خلیج فارس در معرض تنش ها و فشارها یی قرار گرفت که تعادل منطقه را برهم زد. در این شرایط، به طور قطع ایران تحت تاثیر این تحولات، به یکی از بازیکنان اصلی منطقه تبدیل شد. ورود محمود احمدی نژاد در ماه ژوئن سال 2005 به عرصه سیاسی ایران، درحقیقت شیوه دیپلماتیک سیاست خارجی محمد خاتمی، رییس جمهور سابق ایران را تغییر داد و سبب شد برخی از کشورهای منطقه احساس ناامنی کنند. درحالی که ایران می تواند نقش مهمی در برقراری صلح در عراق و تسهیل عقب نشینی نیروهای امریکایی از عراق ایفا کند و اهمیت خود را در نظام منطقه ای خلیج فارس به سایر کشورهای منطقه نشان دهد.

 

با توجه به این نکته که ایران می تواند در متن منطقه فعالیت کند، این مقاله در صدد است به شناسایی زمینه هایی بپردازد که ایران می تواند، بخصوص در ارتباط با عراق،و تحولات اخیر، از فروپاشی رژیم صدام حسین، سفر محمود احمدی نژاد به  عراق در فوریه سال 2008 ، و سفر اخیر نوری المالکی به ایران ایفای نقش کند.  

 

با مروری بر رفتار ایران در منطقه به این نتیجه می رسیم که این کشور توانایی ایفای نقشی بسیار مهم، در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه دارد. با توجه به تقسیم بندی آقای رمضانی از قدرت ها که به سه دسته کوچک، متوسط، و بزرگ تقسیم می شوند، به این نتیجه می رسیم که ایران هم در دوره حکومت پهلوی و هم پس از انقلاب در دسته قدرت های متوسط قرار دارد. این بدان معنی است که ایران می تواند قدرت منطقه ای خود را به بهترین نحو نشان دهد.

 

اما سوال این است که ما چگونه می توانیم قدرت منطقه ای را اندازه گیری کنیم؟ از آنجا که روابط بین المللی همان روابط بین قدرت هاست، می توان گفت که، قدرت های منطقه ای می توانند با اعمال بیشتر قدرت خود نقش موثرتری در منطقه داشته باشند. برای پیش بینی قدرت یک کشور معمولا به توانایی های آن کشور  اشاره می شود. هرچند قدرت نهایی یک کشور با عواملی بی شمار از جمله، حوزه های نظامی، اقتصادی، و معنوی پیوند دارد، هرکدام از این حوزه ها شامل بخش های مختلفی است که اندازه گیری برخی از این بخش ها با مشکلاتی  همراه است.

زوال خوشبینی به مصالحه هسته ای
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
زوال خوشبینی به مصالحه هسته ای
نویسنده : مهدى تاجيک
 

ایران تا اطلاع ثانوی مصالحه نمی کند. محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، همچنان غرب را در پرونده هسته ای به مبارزه می طلبد و در آخرین سخنرانی اش برخی دیپلمات های غربی را که به نتیجه مذاکرات هسته ای با تهران خوشبین بودند، ناامید کرده است.

 

احمدی نژاد گفته است ایران در حال حاضر 6 هزار  سانتریفوژ برای غنی سازی اورانیوم دارد.

 

اگر تهران قرار بود به بسته پیشنهادهای غرب مبنی بر تعلیق غنی سازی اورانیوم در قبال پذیرش مشوق های اقتصادی و سیاسی، پاسخ مثبت بدهد، دلیلی نداشت که احمدی نژاد باز هم بر توانایی های هسته ای ایران تاکید کند. رییس جمهوی ایران هفته پیش نیز در جریان سفرش به استان کهکیلویه گفته بود ایران ذره ای از حقوق هسته ای خود عقب نشینی نمی کند.

 

به گفته آیت الله خامنه ای رهبر ایران، دولت مسوول پرونده هسته ای است و بنابراین اظهارات صریح رییس جمهور درباره عدم مصالحه بر سر مساله غنی سازی اورانیوم می تواند پیام روشنی برای غرب بفرستد.

 

ایران و گروه 1+5 هفته گذشته مذاکراتی را درباره رفع بن بست از پرونده هسته ای در ژنو ترتیب دادند اما مشخص شد که این مذاکرات دستاورد قابل توجهی به همراه نداشته است. دیپلمات ها می گویند اصرار تهران به تداوم غنی سازی اورانیوم، دلیل بی نتیجه ماندن نشست بوده است.

 

ایران البته پیشتر نیز با بیان های مختلف اعلام کرده بود که مساله غنی سازی اورانیوم را خط قرمز خود در مذاکرات هسته ای می داند و حاضر به عدول از آن نیست اما دیپلمات های غربی امیدوار بودند که با یافتن راه حلی بینابینی، مصالحه ای هرچند کوتاه مدت را در پرونده اتمی تهران ایجاد کنند.

 

مصالحه ای که غربی ها از آن سخن می گویند به ایده " تعلیق در برابر تعلیق " مشهور شده است. بر مبنای این ایده ایران توسعه چرخه سوخت خود را به حال تعلیق درمی آورد و غرب نیز از اعمال تحریم های تازه علیه جمهوری اسلامی خودداری می کند.

 

ایده تعلیق در برابر تعلیق برای یک دوره زمانی کوتاه 6 هفته ای پیشنهاد شده بود تا زمینه انجام مذاکرات جدی میان تهران و غرب به وجود آورد اما به نظر می رسد که تهران آمادگی پذیرش چنین پیشنهادی را ندارد.

 

احمدی نژاد در آخرین اظهارات هسته ای خود گفته است دشمنان پس از راه‌اندازى صدها و هزاران دستگاه سانتریفوژ توسط ایران، با عقب نشينى آشکار و پذيرش پيشرفت ملت ايران، خواستار عدم گسترش فعاليت‌هاى هسته‌اى از اين به بعد شده‌اند.

 

منظور احمدی نژاد از درخواست دشمنان برای عدم گسترش فعالیت های هسته ای اشاره به همان ایده تعلیق در برابر تعلیق است. به کار بردن تعبیر دشمن درباره بازیگران غربی در پرونده هسته ای نیز نشان می دهد که جمهوری اسلامی با چه بدبینی عمیقی به غرب می نگرد. دولت ایران می گوید که دشمنانش را در پرونده هسته ای به عقب رانده و شکست خواهد داد و به کار بردن چنین ادبیاتی احتمال مصالحه در پرونده هسته ای ایران را به طور طبیعی کاهش می دهد.

 

مقام های جمهوری اسلامی می گویند در نهایت غرب را به پذیرش ایران هسته ای وادار خواهند کرد اما غربی ها نیز می گویند تداوم غنی سازی در ایران، این کشور را منزوی خواهد کرد. آنها به جمهوری اسلامی  هشدار داده اند که در صورت تداوم غنی سازی تحریم هایی سخت را علیه ایران اجرا خواهند کرد.

 

بنابراین به نظر می رسد که خوشبینی نسبت به تحقق یک مصالحه هسته ای میان ایران و غرب چندان با واقعیت های موجود همخوانی نداشته باشد.

 

غرب هفته پیش و در جریان مذاکرات ژنو فرصتی 14 روزه به ایران داد تا پاسخ آری یا خیر خود را نسبت به مساله تعلیق غنی سازی اعلام کند. اکنون زمان زیادی تا پایان مهلت ایران برای پاسخ به درخواست غرب باقی نمانده است اما از سخنان احمدی نژاد می توان دریافت که پاسخ نهایی ایران به غرب منفی خواهد بود.

 

برخی تحلیل گران غربی می گویند تداوم غنی سازی اورانیوم در ایران می تواند این کشور را تا سال 2010 به توانایی ساخت سلاح هسته ای برساند. مقام های آژانس بین المللی انرژی اتمی در آخرین بازرسی های خود در آوریل 2008، وجود 3500 سانتریفوژ را در تاسیسات اتمی ایران تایید کردند اما اظهارات احمدی نژاد مبنی بر این که ایران در حال حاضر 6 هزار سانتریفوژ فعال دارد ، برنگرانی مقام های غربی خواهد افزود.

 

گمان می رود که غرب با شنیدن اظهارات احمدی نژاد پیشاپیش خود را برای شنیدن پاسخ منفی ایران آماده می کند. آنها پیامی دلگرم کننده از ایران دریافت نکرده اند و بعید هم به نظر می رسد که تهران به شکلی ناگهانی در سیاست هسته ای خود تجدیدنظر اساسی کند.

 

کشورهای غربی همچنان در گفتمان رییس جمهوری ایران، " دشمن" هستند و تعلیق غنی سازی اورانیوم در چنین گفتمانی تعبیری جز شکست نخواهد داشت. احمدی نژاد نمی خواهد شکست خورده باشد بنابراین همچنان غرب را به هماورد فرامی خواند.  


تنش زدایی با امریکا در اوج تنش
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
" رابطه با آمریکا چرا که نه؟ " این تازه ترین پیام مثبتی است که یک مقام دولتی ایران درباره رابطه با آمریکا ابراز کرده است. مجتبی ثمره هاشمی، مشاور ارشد رییس جمهوری ایران، در حاشیه نشست هیات دولت گفته است، تهران در صورت تامین منافع اش حاضر است با واشنگتن رابطه برقرار کند.
 
مجموعه ای از پیام های دیپلماتیک درباره رابطه با آمریکا طی هفته های اخیر از جانب مقام های جمهوری اسلامی ابراز شده و بار دیگر گمانه ها درباره بروز یک تحول دیپلماتیک در روابط تهران - واشنگتن را تقویت کرده است.
 
البته اظهارات ثمره هاشمی درباره رابطه با امریکا به حدی سربسته است که نمی تواند نشانی از تغییر جهت دولت جمهوری اسلامی درباره تغییر مناسبات با واشنگتن تلقی شود. اما قرار دادن اظهارات وی در کنار موضع گیری های مثبت سایر مقام های ایرانی نسبت به برقراری رابطه با ایالات متحده می تواند نشانگر تغییر جهتی معنی دار در رابطه با امریکا باشد.
 
برخی دیپلمات های غربی می گویند هدف تهران از نشان دادن چراغ سبز به ایالات متحده، پرهیز از افزایش تنش های فزاینده بر سر پرونده هسته ای است. بر اساس این فرضیه ایران می خواهد تنش های سیاسی اش را با ایالات متحده کاهش دهد تا از این طریق بتواند اطمینان این کشور را نسبت به صلح آمیز بودن برنامه های اتمی خود جلب کند.
 
با این حال ایالات متحده برای اعتماد کردن به برنامه های اتمی ایران پیش شرطی را مطرح کرده است که مقام های تهران می گویند به هیچ حاضر به پذیرش آن نیستند.
 
کاندولیزا رایس، وزیر امورخارجه امریکا، بارها گفته است در صورت به تعلیق درآمدن چرخه سوخت هسته ای ایران حاضر است در هر زمان و مکان درباره هر موضوعی با همتای ایرانی اش مذاکره کند.
 
آمریکا همچنین برای ترغیب تهران به تعلیق غنی سازی اورانیوم، هفته گذشته برای نخستین بار یک دیپلمات ارشد را به مذاکرات هسته ای ایران با گروه 1+5 فرستاد اما جمهوری اسلامی باز هم راضی به تعلیق غنی سازی اورانیوم نشد.
 
تهران البته از حضور نماینده ایالات متحده در مذاکرات استقبال کرد و محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران، گفت که رفتار ویلیام برنز، نماینده آمریکا، متین بود. با این وجود وزیر امور خارجه آمریکا از رفتار نمایندگان هیات ایرانی در مذاکرات ژنو ابراز ناراحتی کرده و با لحنی حاکی از عصبانیت گفته است ایرانی ها در در مذاکرات جواب سر بالا داده اند.
 
بنابراین به نظر می رسد که حضور دیپلمات بلندپایه آمریکایی در مذاکرات هسته ای با ایران نه تنها کمکی به کاهش بحران بی اعتمادی میان تهران - واشنگتن نکرده بلکه بیشتر اسباب عصبانیت ایالات متحده را فراهم آورده است.
 
برخی دیپلمات های امریکایی از خود می پرسند که چرا تهران از یک سو پیام های امیدوار کننده درباره پایان دشمنی سر می دهد و از طرف دیگر حاضر به کوچکترین مصالحه ای درباره برنامه هسته ای اش نیست.
 
آنها می خواهند بدانند آیا تهران منتظر زمان مناسبی برای مصالحه می گردد یا این که می خواهد با نشان دادن چراغ سبزهای توخالی، مقام های کاخ سفید را دچار سردرگمی کند.
 
ایران ماه گذشته به گمانه های رسانه ای درباره تاسیس دفتر حافظ منافع ایالات متحده در تهران واکنش مثبتی نشان داد و احمدی نژاد گفت که دولت وی چنین مساله ای را در صورت درخواست رسمی از سوی ایالات متحده با نگاهی مثبت بررسی خواهد کرد.
 
هفته پیش نیز اسفندیار رحیم مشایی، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران، گفت که ايران امروز با مردم امريکا و اسرائيل دوست است. او بلافاصله موضع خود درباره دوستی با مردم اسراییل را پس گرفت اما بر عقیده خود مبنی بر دوستی با ملت آمریکا باقی ماند.
 
از آنجا که ثمره هاشمی و رحیم مشایی هر دو از نزدیک ترین همفکران رییس جمهوری ایران به شمار می روند می توان موضع گیری های آنان درباره رابطه با ایالات متحده را به نوعی نظر احمدی نژاد نیز تلقی کرد.
 
با این حال هنوز به درستی معلوم نیست هدف ایران از ارسال سیستماتیک پیام های دوستی به ایالات متحده چیست. دشمنی 30 ساله ایران و آمریکا تفسیر پیام های دوستی را با دشواری مواجه کرده است.
 
برخی از روحانیون بلند پایه و کسانی که امروز در ایران به عنوان اصولگرایان سنتی شناخته می شوند در قبال مشی دولت احمدی نژاد در فرستادن پیام های متعدد دوستی به آمریکا واکنش نشان داده اند. آنها می گویند اختیار تصمیم گیری درباره مساله حساسی، مانند برقراری رابطه با آمریکا تنها بر عهده رهبر کشور است و مقام های اجرایی نمی توانند خودسرانه تصمیم به تغییر مناسبات با ایالات متحده بگیرند.
 
بنابراین به نظر می رسد میان گروه های حاکم در ایران اجماعی درباره پایان دادن به کدورت ها با ایالات متحده وجود ندارد و همین مساله از اعتبار چراغ سبزهای تهران به واشنگتن کاسته است.
 
در سالهای گذشته نیز هر گاه پیام هایی از سوی مقام های دولتی ایران و امریکا مبنی بر پایان دادن به کدورت ها شنیده می شد، این پیام ها در ابتدا به عنوان یک تحول دیپلماتیک جدی در رسانه ها مورد بررسی قرار می گرفت، اما تجربه نشان داده که نباید نسبت به اثر بخش بودن چنین پیام هایی چندان خوشبین بود.
 
تمایل محمد خاتمی برای کاستن از دیواربلند بی اعتمادی میان ایران و امریکا، عذرخواهی دولت کلینتون از نقش آمریکا در سرنگونی دولت مصدق، نامه احمدی نژاد به بوش که مهم ترین چراغ سبزهای ایران و آمریکا به یکدیگر در سالهای اخیر به شمار می رود هیچ کدام باعث تغییر روابط دو کشور نشده اند و بعید است که اکنون نیز تمجید مقام های دولتی ایران از مردم امریکا و استقبال از ایده تاسیس دفتر حافظ منافع امریکا در تهران بتواند تحولی در روابط دو کشور ایجاد کند.
 
دولت شدیدا مخالف غرب احمدی نژاد، در صورت تداوم ارسال پیام دوستی به ایالات متحده گرفتار یک پارادوکس درونی خواهد شد.
 
او نه می تواند حامیان اش را نسبت به تغییر عقیده درباره رابطه با امریکا متقاعد کند و نه می تواند اعتماد امریکا را مبنی بر داشتن حسن نیت در ارسال چراغ سبز به راحتی جلب کند.
Iran and the US: Key Issues from an American Perspective
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

Iran and the US: Key Issues from an American Perspective

for a dialog between the US and Iran. Few, other than ideological hard-liners on both sides, are likely to oppose the need to talk at some level. The last few years of needless war scares have also shown how important a mix of informal diplomacy and formal policy level statements can be. One has to wonder what would have happened if the US and Iran had not continued to communicate through second track diplomacy by various unofficial groups, informal contacts between officials on both sides, and the efforts of Secretary Rice, Secretary Gates, and various senior US commanders to make it clear that the US continued to pursue diplomatic options and was not preparing for war.

If nothing else, any form of dialog helps avoid needless misunderstandings and tensions. Informal talks by private citizens and "experts" can address issues that officials cannot openly deal with, and at least clarify the most contentious and controversial issues on both sides. Informal or "unofficial" official contacts can deal with many lower level issues and incidents. Limited official talks - like the tripartite talks between Iran, Iraq, and the US -- can go further, often defusing potential sources of conflict or easing the situation in high risk areas like Iraq and Afghanistan.


روابط نظامی و امنیتی امریکا با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
نوشته شده در دوشنبه 7 مرداد1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

روابط نظامی و امنیتی امریکا با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس

نویسنده : معراج فراز

 

 

علاوه بر پايگاه‏ها در کشورهاى خليج فارس، امريکا داراى ناوهاى هواپيمابرى نيز در خليج فارس است. ناوهاى هواپيمابر آيزنهاور و جان استينز و اضافه شدن ناوهاى هواپيمابر ريگان و نيميتز که در مجموع مى‌تواند چهارصد هواپيماى جنگى را با خود حمل کنند.

پس از پيروزى نظامى امريکا در افغانستان، به کارگيرى نيروى نظامى به عنوان يکى از ابزارهاى مهم سياست مداخله امريکا، امرى قابل پيش بينى بود. در دهه 1990 و پس از جنگ خليج فارس، بکارگيرى نيروى نظامى يکى از عمده ترين شاخص‏هاى استيلاجويى ايالات متحده را تشکيل مى داده است.

 

 البته سرآغاز آن را مى توان در سال 1986 و در جريان جنگ نفتکش‏ها در خليج فارس دانست که کويت از امريکا تقاضاى مراقبت و همراهى کشتي‏هاى خود در اين آبراه را نمود. بنابراين يکى از شاخصه‏هاى مهم سياست مداخله امريکا در مناطق بحرانى، انعقاد قراردادهاى دوجانبه و چند جانبه نظامى با کشورهاى آن منطقه براى استفاده از پايگاه‏هاى نظامى يا فروش تسليحات يا حتى انجام مانورهاى مشترک نظامى است.

 

 در خليج فارس نيز نيروهاى امريکايى اجازه داشتند که از تجهيزات کشورهاى عرب خليج فارس و پايگاه‏هاى آنها استفاده کند و حتى بعد از سرنگونى صدام حسين آنها روابط نظامى شان را با امريکا تعليق يا قطع نکردند.

 

 اما مشکل در اينجا بود که برخى از اين کشورها خصوصا عربستان به علت مخالفت‏هاى شديد داخلى، در مورد حضور نظامى امريکا در عربستان، مجبور به کاهش و حتى بازپس ديگرى پايگاه‏هاى نظامى اش از امريکا شد با اين وجود در واقعيت ما شاهد انعقاد قراردادهاى امنيتى بسيارى ميان امريکا و کشورهاى عربى حوزه خليج فارس هستيم.