نوشته شده در شنبه 3 فروردین1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
این مقاله را با ذکر منبع اصلی از وبلاگ آقای دکتر فیضی برداشته ام.![]()
مهندسي هويتي سياست خارجی آمريکا در خاوررميانه درقالب گفتمان مبارزه با تروريسم
مقدمه:
حمله 11 سپتامبر سر فصل نويني در روابط بين الملل و سياست خارجي آمريکا محسوب ميشود. همچنين اين حادثه بستر تكوين گفتمان مناسب در سياست خارجي را پديد آورد. به عبارتي به هم پيوند خوردن موفقيت آميز چند گفتمان بستر مناسب گفتماني فراهم شد. اين گفتمانها يعني ليبراليسم و امنيت ملي «تروريسم» هستند که زمينه شکل گيري گفتمان نظم ليبرال را برساختند. پس از 11 سپتامبر يکي از تأثيرات مهم آن بروز مرزبندي جديد امنيتي بر مبناي فرهنگ و هويت است. به عبارتي د رتداوم و تکامل تفکر هانتينگتوني جنگ تمدني، مرزبندي جديد را ارزشها و هنجارها تعيين ميكنند. و در اين مرزبندي هويت در متن قرار ميگيرد. بدين روي خاورميانه مرکز ثقل سياست خارجي آمريکا بعد از 11 سپتامبر شد، چرا که آمريکا ارزشهاي هويتي خود را در تعارض با ارزش و هنجارهاي مردم خاورميانه يافته است. و آمريکا براي اشاعه ليبراليسم و مؤلفههاي آن در دموکراسي، مبارزه با تروريسم را ضروري يافته است. هدف امريکا از ايجاد نظم ليبرال مهندسي هويتي خاورميانه در راستاي ارزشها و هنجارهاي خود ميباشد. در اين نوشتار سوال ما اين است که چگونه تغيير در سياست خارجي آمريکا زمينه گفتماني مناسب را فراهم آورد؟ فرض اين نوشتار بر اساس ديدگاهي معنا محور و سازه انگارانه است که رهبران آمريکا با اتکاء به حادثه 11 سپتامبر ساختار فرصت معنايي لازم را با ايجاد پيوند گفتمانهاي بنيادين هويتي سياست خارجي آمريکا در جهت نظم ليبرال فراهم سازند و با بر ساختن تروريسم به عنوان «ديگري» به نخستين آماج سياست جديد خود در قالب خاورميانه بزرگ مطرح کنند.
کارکرد گفتمان در سياست خارجي
گفتمان يکي از نشانههاي تأثير گذار در الگوهاي رفتاري کشورها محسوب ميشود. در هر دوران شکل خاصي از قالبهاي گفتماني ظهور مييابد که تأثير خود را بر رفتار سياست خارجي و داخلي به جا ميگذارد. قالبهاي گفتماني را ميتوان با نشانههايي از ساختار حکومتي پيوند داد و از اين طريق بين سياست خارجي و قالبهاي گفتماني رابطه ايجاد نمود. (1) اگر سياست خارجي شکلي از الگوي قدرت باشد در حوزه سياست خارجي نيز نشانههايي از قدرت سازي در قالب گفتمان ظهور مييابد. از طريق تحليل گفتماني ميتوان الگوهاي متنوعي از رفتار سياسي و بين المللي به کار گرفت. اگر سياست هويت مبناي تفاوت رفتار کشورها و بازيگران تلقي شود، در آن شرايط ميتوان گفتمان را فراتر از فضاي ادراکي تلقي نمود و آن را مجموعهاي از ادراکات، احساس عمومي و هويت سازي در سطح بين المللي دانست. بر اساس قالبهاي هويتي و چهارچوبهاي گفتماني، الگوهاي رفتار در سياست خارجي شکل ميگيرد. بنابراين کشورها در قالب گفتماني به سياست خود معنا ميدهند و ميتوان گفتمان را به معناي فرآيندهاي اجتماعي و نظامهاي شناخت دانست که معنا از طريق آن توليد، تثبيت، تجربه و متحول ميشوند. گفتمانها هستند که امور را بهنجار، طبيعي و امکان پذير ميسازند. ميدان کنشهاي مماس را تعريف ميکنند و هويتها و ظرفيتهاي اجتماهي را توليد مينمايند. بنابراين گفتمانها مولد هستند، آنها راههاي خاصي از موجوديت در جهان و عمل در آن را معنادار ميکنند. و به يک رژيم حقيقت شکل ميدهند که راههاي ديگر کنش و هويت را حذف ميکنند. (2) به طور کلي گفتمانها تأسيس کننده ابژه و سوژه ميباشند و هر گفتمان مبتني بر بسياري از سمبلها ميباشد. در سياست خارجي آمريکا ميتوان ابژههاي مختلفي را مد نظر قرار داد که بر مبناي قالبهاي گفتماني پديد آمدهاند. در گفتما سياست خارجي آمريکا نشانههايي از قالب قواعد ادراکي رهبران سياسي وجود دارد که اين قواعد ميتواند در چهارچوب ايدئولوژي شکل گيرد. آنچه به عنوان تروريسم و بنيادگرايي اسلامي مورد توجه نومحافظه کاران قرار ميگيرد. ميتوان انعکاس قواعد ايدئولوژيک دانست. بنابراين آمريکا توانست پس از 11 سپتامبر نشانههايي از تمايز گفتماني را بين خود و «ديگران» ايجاد نمايد. در اين تمايز گفتماني «خود» آمريکا تلقي ميشود و «ديگري» انعکاس راديکالسيم اسلامي دانست. در تبيين نظريه گفتماني، هر گونه تغيير و دگرگوني را ميتوان بر اساس تحولات دائمي سوژهها توضيح داد. به عبارتي سوژهها تلاش ميکنند تا شکل خاصي از تمايز را بين خود و ديگران ايجاد نمايند. نکتهاي که بايد به آن توجه کرد اين است که در هر زمان در هر جامعه و در سطوح مختلف گفتمانهاي متعددي هستند که به يک اعتبار فرهنگ جامعه را تشکيل ميدهند و کنگشران با تکيه بر اين فرهنگ، سياستهاي خود را عرضه ميکنند. در نتيجه بر منافع فرهنگي تکيه ميکنند که ساخت اجتماعي نويني را امکان پذير ميسازد. (3) برخي نظريه پردازان گفتمانها را با عنوان جعبه ابزاري ياد ميکنند که قابليت آن را داشته باشد که اهداف آنها را توجيه کند و مشروعيت بخشد. نومحافظه کاران به عنوان جنبش اجتماعي در ميان عناصر گفتمانهاي مختلف، گفتماني نوين خلق کردند که همراه با تکوين هويتهاي جديد از خود و ديگري است. اگر کنشگران خواهان ايجاد تغيير موفق شوند بر گفتمانهايي تکيه کنند که نقش بنيادين هويت هويتسازي براي بخشهاي گسترده از جامعه سياسي داشته باشد و كنشهاي خاصي را ضروري سازد و آماجي را به عنوان ديگري مشخص سازد که خود در تضاد با آن به خويشتن هويت ميبخشد، امکان ايجاد تغيير فراهم ميشود.
نوشته شده در پنجشنبه 1 فروردین1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
منبع: سایت مرکز مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت امور خارجه
نوشته شده در پنجشنبه 1 فروردین1387 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
منبع: سایت مرکزمطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه






