تبليغاتX
مطالعات امنیتی، نظامی ومسائل استراتژیک
مطالعات امنیتی، نظامی ومسائل استراتژیک
مقالاتی در رابطه بامطالعات امنیتی با رهیافت مکتب کپنهاک
ايران، آمريکا و چالش هاي امنيتي خليج فارس
نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

بسمه تعالي

 

ايران، آمريکا و چالش هاي امنيتي خليج فارس

 

 

مريم رمضاني خوانساري*

 

 

براي عبور از شرايط خطرناک خليج فارس در منطقه لازم است تا عوامل موثر در پي راهکارهاي مفيد و ديپلماسي مسالمت جويانه باشند. با توجه به اينکه از مهمترين بازيگران درون منطقه اي و برون منطقه اي، ايران و آمريکا هستند، مقاومت ايران در برابر اراده فراقانوني و همچنين ديپلماسي آمريکا مي تواند نتايج متعددي داشته باشد. و در صورت همکاري اش با آمريکا در منطقه نتايج گوناگون ديگري به دنبال دارد. بدين معني که در هر حالت اين رابطه گاهاً براي منطقه امنيت زا و گاهاً امنيت زدا است.

به هر ميزان امنيت در منطقه ماهيت قانونمند و سازمان يافته تري داشته باشد، منافع و مصالح طيف گسترده تري از کشور هاي حاشيه اي تامين خواهد شد. در حالي که امنيت يکجانبه رويکرد تحصيل امنيت جزيره اي- نمي تواند تداوم و پايداري چنداني داشته باشد.

به طور کل در سياست بين الملل چانه زني و مصالحه گرايي زمينه هاي لازم براي امنيت سازي را فراهم مي آورد. ايران نيز بايد توجه داشته باشد به همان گونه که آمريکايي ها از قدرت نظامي ويژه اي برخوردارند و قابليت استراتژيک خود را در منطقه به نمايش مي گذارند، به همان گونه نيز نيازمند به کارگيري ابزار هاي ديپلماتيک و همچنين فرايند معطوف به همکاري مي باشند.

هم اکنون اين سوال وجود دارد که آيا همکاري ايران و آمريکا موجب همگرايي و امنيت تمامي حوزه خليج فارس است يا موجب واگرايي و نا امني آن؟

 

 

 

*:

- جوانترين شرکت کننده در شانزدهمين دوره همايش بين المللي خليج فارس.

- محقق و پژوهشگر مسايلِ امنيتِ بين المللِ ايران.

- دانشجوي رشته علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاکستان.

عید نوروز دستگاه دیپلماسی ما ایرانیان....
نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

به نام خداوندی که تحولات بشر را سراسر نظاره کرده و بر آن اشک ریخته....

به نام خدای صلح و امنیت....

به نام خدایی که بشر را عقل داد تا به مدد آن به صلح و امنیت مطلوب دست یابد....

به نام خدای نوروز و نوخواهی....

به نام خدایی که ترقی را بر پایه ی عقلانیت دوست می دارد....

 

کاش نوروز تحول خواهی در دستگا دیپلماسی ما ایرانیان نیز برسد. کاش دستگاه دیپلماسی ما بر رئالیست های واقعی تکیه زند.

کاش باشد که نوروزی فرا رسد و ما دیگر از خزرِ خودمان تنها 11% سهم نبریم و حقمان را بازستانیم.

کاش باشد که نوروز سیاست خارجی ما الگویی برای سایرین باشد.

کاش باشد نوروزی که انژی هسته ای حق مسلم تمامی ملت ها باشد و بمب هسته ای حق هیچکس نباشد.

کاش باشد که ایران برای یکایک ایرانیانمان باشد و نمایندگان با اکثریت ملت کرسی ها را به دست گیرند، نه با اکثریتِ اقلیت شرکت کنندگان تا همین باشد که امنیت نظاممان حفظ شود و دیگر، دچار توهم توطئه نشوند.

کاش باشد تا جزایر سه گانه خودشان بخواهند که زیر سایه پرچم ایران باشند.

کاش کرد ها را از خود بدانیم، چنانکه چنین است و آنان را اقلیت ننگاریم.

کاش ترک ها را از خود بدانیم و وحدتمان را حفظ کنیم که امنیت ملی ما در گرو همین است.

کاش باشد نوروزی که ...

کاش باشد تحولاتی که سایت ها فیلتر نشوند و ملت ایران چنان ارزشمند و گرانقدر باشند که نیازی به فیلترینگ نباشد.

کاش  در یک نوروزی هم جشن هسته ای بگیریم و هم جشن ...................

کاش دیپلماسی یعنی آشتی باشد...

کاش در آن نوروز، امنیت به معنی ای جز عدم تهدید باشد که این خود تهدید زا است اگر بپنداریم، امنیت یعنی عدم تهدید.

می دانم، آری می دانم که اندکی صبر، سحر نزدیک است.

عمليات‌رواني، تاریخچه، تعاريف و انواع آن
نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

عمليات‌رواني، تاریخچه، تعاريف و انواع آن

تعريف عمليات‌رواني: عمليات‌رواني عبارت است از استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ساير امكانات به منظور تأثيرگذاري بر افكار، احساسات، تمايلات و رفتار گروههاي دوست، دشمن و بيطرف، براي دستيابي به اهداف ملي.


عمليات‌رواني داراي دوبعد است:

1.     ماهيت و منطق دروني كه عبارت است از تلاش براي تأثيرگذاري بر افكار، احساسات، تمايلات و نهايتاً رفتار، با استفاده از ارتباط اقناعي.

2.     منظور و كاربرد اين تأثيرگذاري و تغيير رفتار با توجه به هر دسته از مخاطبان(دوست، دشمن و بي‌طرف) است.

اهداف مورد نظر در عمليات‌رواني عبارتند از:

1)     اهداف سياسي، نظير تبليغات فارسي راديوهاي غربي با هدف ايجاد تفرقه در جامعه اسلامي ايران

2)     اهداف نظامي، نظير تبليغات دستگاه جنگ رواني يك واحد نظامي براي سست كردن انگيزه نبرد در نفرات نيروي مقابل

3)    اهداف سياسي- نظامي، كه منظور از آن، اهدافي است كه جنبه‌هاي سياسي و نظامي در هم آميخته و نمي‌توان آن را در يكي از دو نوع جاي داد، نظير تبليغات زمان جنگ يك كشور براي كشور ديگر با هدف اعمال فشار بر تصميمات دفاعي رهبران آن.

 

تقسيم بندي عمليات‌رواني: 1- عمليات‌رواني استراتژيك 2- عمليات‌رواني تاكتيكي

غير از تقسيم بندي فوق‌الذكر كه بر مبناي نوع هدف عمومي مورد تعقيب صورت گرفت، تقسيم‌بنديهاي ديگري نيز از عمليات‌رواني بعمل آورده‌اند. معمول‌ترين آنها، تقسيم عمليات‌رواني به عمليات‌رواني استراتژيك و عمليات‌رواني تاكتيكي است.


الف) عمليات‌رواني استراتژيك

اين عمليات، عموماً براي پيشبرد اهداف گسترده يا درازمدت و در هماهنگي با طرح‌ريزي استراتژيك كلي طراحي شده و معمولاً داراي تأثيراتي درآينده دور است. مخاطبان اين عمليات‌را شهروندان و نظاميان دشمن كه خارج از منطقه جنگي بسر مي‌برند و همچنين كل جمعيت كشورهاي دوست، بي‌طرف، يا دوست دشمن ما (متعهدان دشمن) تشكيل مي‌دهد، نمونه‌اي از اين عمليات، فعاليتهاي تبليغاتي يك كشور براي پايين آوردن توليد صنعتي كشور حريف است.

مقاصد عمليات‌رواني استراتژيك عبارتند از:

ايران، آمريکا و چالش هاي امنيتي خليج فارس
نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

بسمه تعالي

 

ايران، آمريکا و چالش هاي امنيتي خليج فارس

 

 

مريم رمضاني خوانساري*

 

براي عبور از شرايط خطرناک خليج فارس در منطقه لازم است تا عوامل موثر در پي راهکارهاي مفيد و ديپلماسي مسالمت جويانه باشند. با توجه به اينکه از مهمترين بازيگران درون منطقه اي و برون منطقه اي، ايران و آمريکا هستند، مقاومت ايران در برابر اراده فراقانوني و همچنين ديپلماسي آمريکا مي تواند نتايج متعددي داشته باشد. و در صورت همکاري اش با آمريکا در منطقه نتايج گوناگون ديگري به دنبال دارد. بدين معني که در هر حالت اين رابطه گاهاً براي منطقه امنيت زا و گاهاً امنيت زدا است.

به هر ميزان امنيت در منطقه ماهيت قانونمند و سازمان يافته تري داشته باشد، منافع و مصالح طيف گسترده تري از کشور هاي حاشيه اي تامين خواهد شد. در حالي که امنيت يکجانبه رويکرد تحصيل امنيت جزيره اي- نمي تواند تداوم و پايداري چنداني داشته باشد.

به طور کل در سياست بين الملل چانه زني و مصالحه گرايي زمينه هاي لازم براي امنيت سازي را فراهم مي آورد. ايران نيز بايد توجه داشته باشد به همان گونه که آمريکايي ها از قدرت نظامي ويژه اي برخوردارند و قابليت استراتژيک خود را در منطقه به نمايش مي گذارند، به همان گونه نيز نيازمند به کارگيري ابزار هاي ديپلماتيک و همچنين فرايند معطوف به همکاري مي باشند.

هم اکنون اين سوال وجود دارد که آيا همکاري ايران و آمريکا موجب همگرايي و امنيت تمامي حوزه خليج فارس است يا موجب واگرايي و نا امني آن؟

 

 

 

 *:

- جوانترين شرکت کننده در شانزدهمين دوره همايش بين المللي خليج فارس.

- محقق و پژوهشگر مسايلِ امنيتِ بين المللِ ايران.

- دانشجوي رشته علوم سياسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاکستان.

یک چت جالب
نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |


diplomat_em (3/1/2008 2:02:25 AM): salam
diplomat_em (3/1/2008 2:02:30 AM): \shab bekheyr
diplomat_em (3/1/2008 2:02:34 AM): khoosh begzare
diplomat_em (3/1/2008 2:02:37 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:02:40 AM): bye
diplomat_em (3/1/2008 2:35:56 AM): salam
diplomat_em (3/1/2008 2:36:01 AM): shabe u khoosh
diplomat_em (3/1/2008 2:36:08 AM): chand ta soal dashtam
diplomat_em (3/1/2008 2:36:16 AM): agar emkan dare beporsam
diplomat_em (3/1/2008 2:36:47 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:37:19 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 2:37:21 AM): bye
jeegar sara (3/1/2008 2:38:05 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 2:38:15 AM): ooooo
diplomat_em (3/1/2008 2:38:19 AM): mer30
diplomat_em (3/1/2008 2:38:26 AM): mamnoonam az shoma
jeegar sara (3/1/2008 2:38:27 AM): bepors
diplomat_em (3/1/2008 2:38:46 AM): soalatam baraye yek nazar sanjiye
diplomat_em (3/1/2008 2:38:54 AM): mitoonid javab nadid
jeegar sara (3/1/2008 2:39:15 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 2:39:24 AM): agar emkan dare pasokh ro sahiih befrestid
diplomat_em (3/1/2008 2:39:44 AM): hadafe shoma az vorood be otaghhaye cat chiye?
jeegar sara (3/1/2008 2:40:01 AM): sohbat ba digaran
diplomat_em (3/1/2008 2:40:05 AM): asasan shoma che chizi va che mozooati ro josto joo mikonid?
jeegar sara (3/1/2008 2:40:28 AM): sex
diplomat_em (3/1/2008 2:40:40 AM): what?
diplomat_em (3/1/2008 2:41:26 AM): aya shoma be khasteye khodetoon miresid?
jeegar sara (3/1/2008 2:41:33 AM): vase erza shodan
jeegar sara (3/1/2008 2:41:36 AM): are
diplomat_em (3/1/2008 2:41:54 AM): aya behtrin rah az tarighe chat kardane?
diplomat_em (3/1/2008 2:42:10 AM): chera ezdevaj nemikonid?
jeegar sara (3/1/2008 2:42:23 AM): bady ro bepors
diplomat_em (3/1/2008 2:42:24 AM): negahe shoma be ezdevaj negahe manfiiye?
jeegar sara (3/1/2008 2:43:01 AM): na
diplomat_em (3/1/2008 2:43:24 AM): pas chera rahe ezdevaj ro baraye erza shodan entekhab nemikoni?
diplomat_em (3/1/2008 2:43:59 AM): aya shoma etemad be nafse kami dari?
jeegar sara (3/1/2008 2:44:15 AM): na
diplomat_em (3/1/2008 2:44:20 AM): in soal baram kheyli mohemme
jeegar sara (3/1/2008 2:44:39 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 2:44:49 AM): cheghadr rooye doostanetoon tasir mizarin va chand darsad tasir migirid?
jeegar sara (3/1/2008 2:45:23 AM): 100 dar 100 tasir mizaram va 50%migiram
diplomat_em (3/1/2008 2:45:38 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:45:45 AM): kheyli jalebe
diplomat_em (3/1/2008 2:45:58 AM): aya shoma mitoonid oonha ro rahbari konid?
diplomat_em (3/1/2008 2:46:27 AM): yani ba in 100% mitoonid oonha ro be anjame kari ke mikhayd vadar konid/
jeegar sara (3/1/2008 2:46:30 AM): ta hododi
jeegar sara (3/1/2008 2:46:49 AM): are ta hodody
diplomat_em (3/1/2008 2:47:14 AM): fekr mikoni ke elate tasir gozariye shoma bar doostanetoon chiye?
jeegar sara (3/1/2008 2:47:41 AM): shokh tabii
diplomat_em (3/1/2008 2:48:22 AM): aya shoma faghat dar karhaye shookhgooone bar riye doostanetoon tasir mizarid?
jeegar sara (3/1/2008 2:48:55 AM): na ba shokhi har kary be kham beheshon mighabolonam
diplomat_em (3/1/2008 2:49:15 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:49:23 AM): mitoonam bedoonam chetori?
jeegar sara (3/1/2008 2:49:40 AM): na
diplomat_em (3/1/2008 2:49:52 AM): aslan emkan nadare?
jeegar sara (3/1/2008 2:50:23 AM): in shegerde mane be kasy yad nemidam
diplomat_em (3/1/2008 2:50:35 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:50:44 AM):
diplomat_em (3/1/2008 2:51:11 AM): aya shoma dar karhaye jediye jedi ham ba shookh tabii oonha ro rahbari mikonid?
jeegar sara (3/1/2008 2:51:44 AM): na bashokhi vali ba jazabiat
diplomat_em (3/1/2008 2:51:59 AM): masalan che jazabiyat hai?
diplomat_em (3/1/2008 2:52:36 AM):
jeegar sara (3/1/2008 2:53:21 AM): dar morede pesara sex dokhtara dostye bi kalak
diplomat_em (3/1/2008 2:53:48 AM): yani shoma pesar haro ba sex dar ekhtiyar migirid?
diplomat_em (3/1/2008 2:54:00 AM): va oon ha ro rahbari mikonid?
diplomat_em (3/1/2008 2:58:39 AM): ozr mikham
diplomat_em (3/1/2008 2:58:49 AM): acunt e man tamam shod
diplomat_em (3/1/2008 2:58:59 AM): mifarmoodid?
diplomat_em (3/1/2008 2:59:07 AM): mozahem e shoma ke nistam?
diplomat_em (3/1/2008 2:59:44 AM):
jeegar sara (3/1/2008 3:00:19 AM): ؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟
diplomat_em (3/1/2008 3:00:28 AM):
diplomat_em (3/1/2008 3:00:32 AM): chera?
diplomat_em (3/1/2008 3:00:52 AM): chera ehanat?
diplomat_em (3/1/2008 3:02:07 AM): mishe davatet konam be linke zir ye sari bezani?
jeegar sara (3/1/2008 3:02:40 AM): noch
jeegar sara (3/1/2008 3:02:45 AM): ؟؟؟؟diplomat_em (3/1/2008 3:02:49 AM):
diplomat_em (3/1/2008 3:02:52 AM): ey baba
diplomat_em (3/1/2008 3:02:57 AM): chera fohsh midi?
jeegar sara (3/1/2008 3:03:11 AM): ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
diplomat_em (3/1/2008 3:03:21 AM): mage؟؟؟ham dari?
diplomat_em (3/1/2008 3:03:31 AM): man fohsh nemidam
diplomat_em (3/1/2008 3:03:42 AM): u chera intori mikoni?
jeegar sara (3/1/2008 3:03:51 AM): are؟؟؟؟؟؟mikhay
diplomat_em (3/1/2008 3:03:58 AM): ok
diplomat_em (3/1/2008 3:04:00 AM): ok
jeegar sara (3/1/2008 3:04:07 AM): khob bashe aroom tar ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
diplomat_em (3/1/2008 3:04:24 AM): vali tamame gofto gooye ma rooye webloge man sabt shode
diplomat_em (3/1/2008 3:04:36 AM): roozhaye ghabl ham sabt mishe
diplomat_em (3/1/2008 3:04:43 AM): hamrahe ؟؟؟؟ e u

 

خدا مرده است....
نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
به نام خدایی که هرگز خود را به بودن آلوده نکرده است

هنگامی که یهود خدا را تنها و تنها در چهره و نژاد خویش یافت

.......خدا مرد

هنگامی که مسیح را به صلیب کشیدند

.......خدا را به خاک سپردند

و حال، امروز پس از گذشت عصر ها

هنگامی که انسانیت به ریالی نمی ارزد.....

.....هنگامی که عفتی، زیر دلاری و ریالی خوار می گردد

.....خوب می دانم که خدا مدتها است که مرده است

باید بر سر قبر چنین خدایی نشست و گریست

و فاتحه ای خواند و گفت...

بسم الله الرحمن الرحیم

خدای من همان است که هرگز خود را به بودن آلوده نکرده است

.....بسم الله الرحمن الرحیم

A Philosophy of war, warfare and peace
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

A Philosophy of war, warfare and peace

 

 

The present armed struggles in Iraq and Afghanistan have little in common with the major wars of the last three centuries. Nor does nation building in either place go forward in the peaceful conditions of the post-World War II reconstruction of Germany and Japan. Dr. Holliday gives the name Warfare to this poorly understood intermediate state between war and peace. Using Warfare's characteristics, he identifies shortcomings in America's Iraqi policy and, more controversially, advocates creation of new legal codes and practices more responsive to terrorist challenges. — JLA

The Russian writer Leo Tolstoy and a host of war's philosophers since the 1648 Treaty of Westphalia have thought of war and peace as dichotomous conditions. The current so-called 'War on Terror,' being neither traditional war nor peace, now forcefully calls attention to that fallacy. To be victorious in the struggle with terrorists, the United States must abandon the old duality and become adept at managing a new trilogy of war-warfare-peace. Properly understood, that new trilogy offers broad general principles for better managing and resolving conflict and cooperation, both within and between states.

Throughout history examples of armed violence distinct from both war and peace—warfare—have occurred. In the past, as at present, insurgents ignored both domestic and international law and used any means available to undermine those in authority within a state. Philosophers who regard that behavior as a “new kind of war”—or as a simple evolution of traditional war resulting from technological changes (Fourth Generation War)—make a serious error. The current struggle with Islamic terrorists simply enhances, with advantages drawn from changes in transportation and communications, the insurgents' ancient methods of warfare. Formerly waged within the territory of a single state, that warfare, now associated with radical Islam, emerges here and there around the world.

Despite long experience and much study, little agreement has emerged regarding what to call such conflicts or how best to wage them. Many names have had recent, brief currency: unconventional war; revolutionary warfare; irregular warfare; internal war; insurgency; counter insurgency; civil war; subversive war; war within a population; revolutionary war; guerrilla war; intrastate war; insurrection; rebellion; revolt; internal security; internal defense; stability; law and order; nation building; state building; small war; peacemaking; peacekeeping; global war on terror; and now long war. Though repeatedly defined and redefined little of use has emerged from this terminological and definitional briar patch.

I am God
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
I am God

 

 

I am God, I am GOd

I Know, I am God, because I Know: I Can

پیشینه خوب آمریکا در روابط با ایران
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

پیشینه خوب آمریکا در روابط با ایران

روابط فرهنگی ایران وایالات متحده آمریکا از شهریور ۱۳۲۰ تا کودتای۲۸ مرداد ۳۲

 

ایران و ایالات متحدة آمر یکا پس از گذشت سه قرن از کشف آمریکا  با هم آشنا شدند. در آغاز قرن نوزدهم، نخستین ایرانی به صورت اتفاقی به قارة آمریکا گام نهاد و دو دهه پس از این واقعه، ارتباط ایران و ایالات متحده با ماهیت فرهنگی، آموزشی و دینی آغاز شد. روابط فرهنگی ایران و ایالات متحده در سراسر دوران قاجار و دورة پهلوی اول خطوطی روشن ومجزا از مناسبات سیاسی داشت.

 با آغاز جنگ جهانی دوم، امپریالیسم آمریکا با استفاده از خلاء قدرت جهانی وتوان اقتصادی و پشتوانة فرهنگی مناسب ، قدرت یافت. با چنین زمینه ای به تدریج دیپلماسی فرهنگی آمریکا در مورد ایران درجهت اصول سیاست خارجی  آن کشور قرار گرفت  و روابط فرهنگی بر اساس دکترین رؤسای  جمهوریخواه و دموکرات ایالات متحده تعیین شد.

 دراین نوشته در بارة سالهای 1320 تا 1322 ش. بحث می شود و از ویژگیهای این دوره؛ بهره گیری ایالات متحدة آمریکا از روابط فرهنگی گذشته درجهت اهداف سیاسی است. نتیجة آشکار روابط فرهنگی دو کشور با محوریت ایالات متحده- در جریان انقلاب اسلامی خود را نشان داد و آن، ضدیت با فرهنگ وشیوة زندگی آمریکایی به عنوان یک روش مبارزه با حکومت پهلوی بود.

 

پیشینه خوب آمریکا در روابط با ایران پیش از کودتا

      روابط فرهنگی را می توان از دو دیدگاه بررسی کرد: نخست به عنوان بخشی از دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی یک کشور؛ دوم، به عنوان علاقه های شخصی، علمی و اجتماعی میان افراد مقیم در یک کشور با کشورهای دیگر بدون کمترین ملاحظة سیاسی و گاه بدون کنترل از جانب دستگاه دیپلماسی آن کشور در نظر گرفته می شود؛ البته علاقه های ملی و شخصی ، به ویژه در مناسبات سیاسی میان یک کشور قوی و دارای داعیة جهانی با یک کشور ضعیف در آمیختگی خواهد داشت. ایران و ایالات متحده روابط خود را بسیار دیرتر از دیگر کشورهای متمدن دنیا آغاز کردند. در ابتدا وجه فرهنگی این روابط مطرح بود، اما به تدریج این مناسبات یکی از محورهای پیشبرد خواسته های سیاسی ایالات متحده تبدیل شد.

   مقالة حاضر در پی آن است که نشان دهد افزون بر کامیابی ایالات متحده درجنگ جهانی دوم و دیپلماسی به ظاهر انسان دوستانة این کشور پس از پایان جنگ ، آنچه به افزایش وجهة ایالات متحده کمک کرد، پیشینة فرهنگی خوبی بود که از آغاز روابط با ایران تا کودتای مرداد 1332 به دست آورده بود واین پیشینة فرهنگی به دیگر جنبه های روابط میان دو کشور اثر گذاشت.

تحليل نتايج غير قابل پيش‌بيني جنگ هاي خاورميانه
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

تحليل نتايج غير قابل پيش‌بيني جنگ هاي خاورميانه

 

مارتینی واکر


سایت عملیات روانی_ جنگ های خاورميانه كه از قرن گذشته تاكنون به وقوع پيوسته است نتایج غير قابل پيش بيني داشته‌اند.

مطمئنا ژنرال‌ها و دولتمردان منطقه خاورميانه تا حالا متوجه نكته‌اي درباره ماهيت جنگ مدرن در منطقه خود شده‌اند. چنين جنگي هيچ وقت آنگونه كه برنامه‌ ريزي شده است پيش نمي‌رود و در پايان صدمات و ضرر آن براي متجاوز بيشتر از صدمات و ضرري است كه قرباني تجاوز متحمل مي‌شود.

حمله سال 1948 اعراب به اسرائيل با شكست آنان پايان يافت و اسرائيل با وسعتي دو برابر آنچه سازمان ملل در ابتدا با طرح جدا سازي خود در نظر گرفته بود با قدرت تشكيل شد.

توافق محرمانه انگليس و فرانسه براي كمك به اسرائيل و باز پس گيري كانال سوئز از \"جمال عبد الناصر\" مصر در سال 1956 به تحقير آنها انجاميد كه كانال سوئز از دست رفت و ناصر به رهبر جنبش ناسيوناليسم پان عربيسيم تبديل شد.

پيروزي خيره كننده اسرائيل در جنگ شش روزه در سال 1967 كه با حمله پيش دستانه به فرودگاههاي كشورهاي عربي آغاز شد در آن زمان ضربه اي درخشان و كاري قلمداد مي‌شد. اما اين حمله اسرائيل را به مسير مرگبار اشغال كرانه باختري رود اردن و نوار غزه و فلسطيني‌ها را به راه عمليات انتحاري كشاند.

حمله غافلگير كننده مصر و سوريه به اسرائيل در سال1973 با كمك نظامي گسترده شوروي سابق، به نزول نفوذ شوروي در خاورميانه و شكست تحقير آميز سوريه و محاصر كل ارتش مصر و در نهايت به صلح متزلزلي منجر شد كه به نوبه خود ترور \"انور سادات \"رئيس جمهوري سابق مصر را به دنبال داشت.

تجاوز سال 1982 اسرائيل به لبنان شكستي بود كه به خسارات و اشغالگري پر هزينه و در نهايت عقب نشيني تحقير آميز اسرائيل از جنوب لبنان ختم شد و جنبش جديد حزب‌الله توانست مدعي دستيابي به نخستين پيروزي اعراب به اسرائيل شود و حال جديدترين تهاجم اسرائيل به لبنان به شكست جدي ديگري براي شهرت نظامي اسرائيل ختم شده است. ارتشي كه از نظر قدرت، پنجمين ارتش دنيا محسوب مي‌شود.

شبكه‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي پر ادعا اسرائيل نتوانستند به اندازه كافي قابليت‌هاي دفاعي سيستم‌هاي تونلي و سنگر بندي حزب الله را شناسايي و بر آورد كنند و از تاثير موشك‌هاي ضد تانك اين جنبش بر تانك‌هاي اسرائيلي غافل ماندند. سربازان اسرائيلي براي جنگ پياده نظام به شدت فشرده‌اي كه وارد آن شدند، نه آموزش كافي ديده بودند و نه به خوبي تجهيز شده بودند.

در نتيجه، دولت ائتلافي جديد \"ايهود اولمرت\" كه با شركت رهبران احزاب تندرو ديگر مانند \"عمير پرتز\" وزير دفاع كنوني تشكيل شده است و ارتش اين رژيم را با اميد تحقق اهداف مورد نظر خود به جنگ لبنان كشاند، اكنون با ناكامي عجيبي مواجه شده است. ناكامي كه در نهايت دولت ائتلافي وي را نيز ناكارآمد و ضعيف كرده است.

نقش بي‌بي‌سي در دور جديد جنگ رواني عليه ايران
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

به رغم این که به نظر می‌رسد جنگ روانی غرب با محوریت" احتمال اقدام نظامی آمریکا علیه برنامه هسته ای ایران "طی روزهای اخیر کاهش یافته و به خصوص در جبهه آمریکایی این بخش از عملیات، نشانه‌هایی از ردازی‌هایی از تضعیف بیش از پیش جبهه جنگ روانی علیه ایران جلوگیری کند.

مقام های آمریکایی در طول یکی دو هفته اخیر تلاش داشتند تا افکار عمومی را متقاعد کنند که آنچه درباره احتمال حمله نظامی به ایران مطرح می شود واقعیت ندارد، از جمله" جرج بوش " رئیس جمهوری آمریکا اعلام کرد که" طرح مساله حمله نظامی به ایران ساخته و پرداخته دشمنان ما است.  دیک چنی " معاون وی نیز تاکید کرد که واشنگتن" گزینه دیپلماتیک "را در قبال ایران دنبال خواهد کرد، هر چند وی به عنوان تندروترین عضو همچنان تاکید کرده است که" همه گزینه‌ها روی میز رئیس جمهور قرار دارد".

" رابرت گیتس " وزیر دفاع آمریکا نیز با عصبانیت به خبرنگاران سوال کننده گفت که" چند بار بگویم ما قصد حمله به ایران را نداریم. " " کاندولیزا رایس" وزیر خارجه آمریکا نیز ضمن" رد هر نوع حمله نظامی به ایران "سخن از طرح" تغییر ۱۸۰درجه جهت گیری آمریکا نسبت به ایران "به میان آورد.

دقیقا در گرماگرم اعلام این مواضع شبکه خبری" بی‌بی‌سی " با ارسال خبری با عنوان" عملیات نظامی آمریکا علیه ایران گسترده خواهد بود "موجی الی احتمال حمله به ایران را" گسترده و قریب الوقوع " اعلام کرد و خبر از طرح های پنهانی در خصوص حمله نظامی به ایران داد که سیاستمداران آمریکا و حتی نخست وزیر انگلیس نیز آشکارا آنرا تکذیب کرده اند.

هرچند در این جریان خبری بی‌بی‌سی تنها نیست و برخی دیگر از رسانه های مکتوب انگلیس از جمله روزنامه " گاردین " نیز همین خط را دنبال کرده است.

اما چرا انگلیسی‌ها بطور کلی و شبکه بی‌بی‌سی بطور اخص آهنگ جنگ را می نوازند؟ رفتار انگلیسی‌ها ریشه در چه اندیشه‌ها و رویدادهایی دارد؟ در تحلیل رفتار رسانه ای انگلیس در عملیات روانی علیه ایران نظریه های گوناگونی مطرح است.

یک نظریه این است که انگلیسی‌ها با دام گستری برای کاخ سفید به دنبال اهداف پنهان و کلان در خاورمیانه و نظم جدید بین‌المللی هستند. در واقع ریشه سیاست انگلیس در درگیر کردن" پنتاگون "علیه ایران به اندیشه احیای سلطه بلامنازع خود در خاورمیانه بر می‌گردد. خاورمیانه نزد انگلیسیها به عنوان" حیاط خلوت "آنها محسوب می‌شود.

اگر آمریکای لاتین و حوزه "کارائیب " حیات خلوت آمریکا محسوب می‌گردد و اگر آسیای مرکزی و قفقاز حیات خلوت روسها بشمار می‌آید، خاورمیانه نیز در استراتژی انگلیسی‌ها جایگاه ویژه خود را دارد.

انگلیس از زمانی که قدرت امپراطوریش رو به افول نهاد و ناگزیر هژمونی آمریکا را در خاورمیانه پذیرفت، همواره به دنبال ایجاد چالش داشت. در همین راستا برخی از تحلیل گران مدعی شده آند که انقلاب ایران از نظر انگلیس حرکت مثبتی تلقی می‌شد زیرا که این انقلاب پایان نفوذ ری کاخ سفید در ایران بود. اکنون که آمریکا به تعبیر "ریچارد هاس " رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در شرف پایان عصر خود در خاورمیانه است و هژمونی خود را در منطقه از دست داده و وضعیتی شبیه دوران امپراطوری ورمیانه پیدا کرده، بهترین فرصت در بازیابی قدرت افول یافته انگلیس است.

جنگ‌‌هاي رسانه اي
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

جنگ‌‌هاي رسانه اي

 حميد حاذق نيکرو

 

امروزه انسان‌ها شاهد فراگیری بی‌سابقه رسانه‌‌ها و وسایل ارتباطات جمعی مدرن و نوین هستند. بالطبع آن‌ها در معرض شدیدترین امواج رسانه‌‌ها قرار دارند. رسانه‌ها کارکردی دوطرفه سویه دارند، اما بیشترین حجم بهره‌گیری از آن در دست نظام سلطه قرار دارد، چنانچه می‌توان با جرأت گفت حفظ و گسترش قدرت استکباری نظام سلطه به حضور و ظهور رسانه‌ها وابسته است. رسانه‌ها پل ارتباطی و بلکه وسیله تسلط بر افکار، اراده و احساسات بشریت دوران معاصر به شمار می‌آیند. مراکز رسانه‌ها این استکبار که به مدرن‌ترین فناوری جهانی مجهزند. از یک سو ابزاری در جهت اجرای عملیات روانی قدرت‌ها علیه ملت‌ها و دولت‌های مستقل هستند و از سوی دیگر وسیله‌ای برای کنترل، تضعیف، جهت‌دهی و هدایت جوانان در سراسر جهان محسوب می‌شوند. دوسویه یا دو لبه‌بودن رسانه‌ها این فرصت را به وجود آورده که دولت‌ها و ملت‌های هدف بتوانند به آن دسترسی یافته و از آن در جهت نیل به اهداف و خنثی‌سازی توطئه‌ها و مقابله با امواج رسانه‌ای نظام سلطه بهره گیرند. بروز و ظهور برخی رسانه‌های منطقه‌ای پس از جنگ اول امریکا در یک دهه اخیر در خلیج فارس (1991) (شبکه الجزیره، العربیه، المنار، العالم و... بعد از سال 1996) در این راستا قابل بررسی است.

افزون بر بهره‌گیری که نظام سلطه از رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری پیشین، اکنون نیز با توجه به تحولی عظیم در بهره‌گیری از ماهواره‌ها، اینترنت، فرستنده‌های پرتابل، میناتوری، ریزپردازه‌ها( )، فیبر نوری، هواپیما‌های EC130E کومندو سولوی هواپیما‌های‌هاوک( ) و ده‌ها فناوری برتر رسانه‌ای با تجهیزات و ابزار‌ها که در دست سردمداران نظام سلطه است، در جهت تحمیل اراده خود بر ملت‌ها مورد استفاده قرار می‌دهد. قدرت‌ها بیشترین استفاده از رسانه‌ها را در جنگ می‌برند. با نگاهی به عملکرد امریکا در جنگ ویتنام، بالکان، کارائیب، افغانستان و دو جنگ خلیج فارس و همچنین اقدامات روانی و رسانه‌ای‌اش علیه انقلاب اسلامی، می‌توان به اهداف آن پی برد.

تعریف جنگ رسانه‌ای

استفاده از رسانه‌ها برای تضعیف کشور هدف و بهره‌گیری از توان و ظرفیت رسانه‌ها اعم از رسانه‌های نوشتاری، دیداری شنیداری و به کارگیری اصول تبلیغات و عملیات روانی، به منظور کسب منافع را جنگ رسانه‌ای گویند.

آنچه مسلم است جنگ رسانه‌ای از برجسته‌ترین مولفه‌های جنگ نرم( ) و جنگ‌های مدرن در جهان کنونی محسوب می‌شود. جنگ نرم به مثابه راهبرد و استراتژی انتخابی نظام سلطه برای تسلط بر افکار و اراده ملت‌ها تدوین و طراحی شده است.

اما بیشترین کاربرد جنگ رسانه‌ها در هنگامه نبرد‌های نظامی‌شدت یافته و می‌یابد، البته‌این به آن معنا نیست که‌این کاربرد از اهمیت رسانه‌ها در دیگر زمان‌ها می‌کاهد، بلکه می‌توان گفت آن جنگی است که در شرایط صلح و نه صلح و جنگ نیز بین قدرت‌ها و دولت‌ها به صورت غیررسمی ‌مورد استفاده قرار می‌گیرد. آنجا که قدرت‌ها توان به میدان آوردن نیروی نظامی ‌را ندارند و یا جامعه آنان قادر به تحمل تلفات انسانی نیست. به جنگ رسانه‌ای روی می‌آوردند و از این ابزار به بهره‌برداری می‌کنند. جنگ رسانه‌ای از جمله جنگ‌های بدون خون‌ریزی و جنگ آرام، شیک و بهداشتی محسوب می‌شود.

با توجه به تمیز و شیک بودن جنگ رسانه‌ای، میزان تخریب آن آنقدر زیاد است که حتی شهروندان کشور‌های هدف، متوجه حجم سنگین این جنگ بر فضای روحی و روانی خود و اطرفیان‌شان نمی‌شوند.

آمريکا و کثيف ترين جنگ معاصر
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

آمريکا و کثيف ترين جنگ معاصر

 

اگر رسانه‌های آمریکایی امروز بر طبل دمکراسی نوین در عراق می‌کوبند، اما ملتهای جهان فراموش نکرده‌اند که این جنگ برای استقرار دمکراسی آنگونه که جرج بوش مدعیست، نبوده است. آمریکا به بهانه وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق این جنگ پلید را آغاز کرد ، اما وقتی وارد عراق شد این کشور بیش از اینکه انبار تسلیحات کشتار جمعی باشد پادگان مردمان گرسنه بود.

آنچه در اشغال عراق همواره به عنوان معیاری برای سنجش در نظر گرفته می شود قربانیان و نوع آنها در طول چهارسال از اشغال این کشور اسلامی است.

براساس خوشبینانه‌ترین گزارش وزارت دفاع آمریکا از آغاز اشغال عراق تاکنون بیش از ۵۰هزار نفر از شهروندان بیگناه عراق به قتل رسیده‌اند.

در مقابل تعداد سربازان کشته شده آمریکا در عراق سه هزار و ۲۱۹نفر و تعداد کشته‌های طرف دیگر جنگ یعنی تروریستها هفت هزار نفر بوده است.

از خسارتهای مادی به تاسیسات زیربنایی عراق همین بس که هنوز مردم عراق از نعمت برق محرومند و به آب شرب سالم دسترسی ندارند و فرآورده‌های نفتی از تریاک هم نایابتر است.

مردم عراق در ازای هر شش تا پنج ساعت خاموشی یک ساعت از برق شهری برخوردار می‌شوند و آب بسیاری از مناطق نیز اصلا برای آشامیدن توصیه نمی شود.

در این میان غم انگیزترین مسئله نبود فرآورده‌های نفتی در کشوری است که یکی از غنی‌ترین منابع فسیلی جهان را دارد.

تنها دلگرمی و دستاورد امید بخش مردم عراق و سیاسیون این کشور که در هر مناسبتی آن را به رخ می‌کشند برگزاری انتخابات سراسری مجلس نمایندگان و تایید قانون اساسی در همه پرسی عمومی است که در سال ۱۳۸۴اتفاق افتاد.

دولت عراق می‌تواند احساس افتخار کند که امسال بزرگترین بودجه تاریخ عراق را با اعتبار ۴۱میلیارد دلار بسته است اما آیا می‌تواند جلو فساد اقتصادی را بگیرد که مهمترین تهدید برضد این بودجه کلان است.

براساس آمار سازمانهای بین‌المللی ، عراق جزو فاسدترین کشورهای جهان از حیث فساد اقتصادی و اداری است.

در چنین شرایطی آمریکا مدعی آزادی و عدالت یکی از فاسدترین چهره‌های عراق را دزدانه از زندان به خارج عراق فراری می‌دهد.

"ایهم السامرایی" وزیر سابق برق در دولت انتقالی "ایاد علاوی" متهم به هدر دادن و اختلاس یکصد میلیون دلار از دارایی‌های عمومی عراق با کمک آمریکا به خارج فراری داده شد تا دست عدالت به او نرسد.

عراقیها می‌توانند خوشحال باشند که با دستان خود دیکتاتور سابق عراق و برخی مسوولین رژیم بعث را محاکمه و به مجازات عادلانه می‌رسانند اما شاید فراموش کرده‌اند که آمریکا بیش از یکسال قبل ۲۵تن از مهمترین مسوولین سابق بعث را از زندان فراری داد.


نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

Jesus Camp


God Help Us All!


By Alton Raines


altonraines@minister.com

 

 I've just finished watching one of the most disturbing documentaries ever produced. It's called 'Jesus Camp' (Heidi Ewing, Rachel Grady/Magnolia) and deals with non-denominational ultra-fundamentalist Christian church groups and one of the bizarre, psychotic camps they send their children to for two weeks of intense brain washing. I label it as such as one who has been inside the ultra-fundamentalist Christian community and not as an outsider merely perplexed at practices or spiritual/religious activities foreign to me. Since I extricated myself from the ultra-fundamentalists some ten years ago, things have clearly gone from worse to abominable. Maybe Rosie O'Donnell wasn't being too radical when she said fundamentalist Christianity is as dangerous here in America as fundamentalist Islam is elsewhere in the world. And for me to cough up the slightest acknowledgement of a Rosie O'Donnell statement is really saying something, it barely makes it to the tips of my typing fingers without inducing a small stroke.

  Let me say at the outset that there are many wonderful, inspiring, decent Christian camps for kids run by churches that are harmless, that foster intelligent inquiry and respect for the individual while instilling deeply cherished values. But what you will see in 'Jesus Camp' is so abusive, so cultic, so depraved you may not make it through the whole DVD. I had to stop it several times just to sigh and pray. You will see little children being indoctrinated with irrefutable mind control techniques and the use of emotional contagion and peer-group/group-think manipulations so dastardly, so underhanded and blatantly hypnotic that tears will likely come to your eyes, if rage doesn't settle in first.

Forget about war with Iran?
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

SPEAKING FREELY

Forget about war with Iran?

By Leon Hadar

Speaking Freely is an Asia Times Online feature that allows guest writers to have their say. Please click here if you are interested in contributing.

"Ding-dong, the witch is dead," cheerlead the proponents of the Conventional Wisdom (CW) in the Beltway's reality-based community these days - the "witch" being President Buscheney's plan to bomb Iran, which was supposed to be the next chapter in the neo-conservative narrative.

Unfortunately, this CWers' (pronounced se-wers) don't-worry-be-happy spinning is based not on reality but on a lot of wishful thinking masquerading as a larger-than-life Realpolitik axiom, that is, the realist "surge" in Washington is working!

On a macro-level, this realist faith has helped construct a fairy-tale-like narrative in which Secretary of State Condoleezza Rice and Pentagon chief Robert Gates have mounted a courageous and effective bureaucratic and political campaign against the neo-con remnants in the George W Bush administration now that Rummy (Donald Rumsfeld) the matinee idol, Paul "Wolfie" Wolfowitz of Arabia, "The f**ing stupidest guy on the face of earth," and the man-with-the-bad-toupee who'd been given the pink slip.

We are being asked to believe that Gates, who, as the former chief spook once upon a Cold War. had pressured the CIA's analytical division to exaggerate the Soviet menace to fit the ideological perspective of Reagan's neo-cons, has been transformed into President Bush's Elliot Richardson and that "Mushroom Cloud" Condi's pair of black knee-high boots are going to walk all over her boss' Dick Cheney.

How else would you explain the "dramatic" changes in the administration's policies on North Korea (sending love letters to nutty Kim) and Israel/Palestine (did we say A-N-N-A-P-O-L-I-S?), not to mention the "thaw" in the relationship with those who were once bashed as Old Europe (Germany) and Cheese-Eating-Monkeys (the French)?

According to the CWers these are all signs that the so, so Brilliant Condi and Very Cool Bob have gained the upper-hand in the struggle over Bush's foreign policy as Cheney has been forced to spend his time gushing over his miracle-of-the-sperm-bank grandkid instead of, say, nuking someone somewhere or doing regime-changes around the world.

Patience Is the Best Iran Policy
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

 

Patience Is the Best Iran Policy

by Scott Ritter

 

The United Nations Security Council has agreed to tighten economic

 

 sanctions against Iran following Iran's continued refusal to suspend its ongoing program of uranium enrichment. This decision follows the release of a report by the International Atomic Energy Agency (IAEA) that also documents the expansion of Iran's enrichment activities. While the administration of President Bush has strongly pushed for the imposition of these new sanctions, there is good reason to question whether or not the Security Council action represents the best policy to deal with Iran's nuclear program.

With the IAEA now able to ascertain that the Iranian explanations about both the origin and use of its enrichment program are consistent with the information available to the IAEA, there no longer remains a technical justification for demanding the suspension of Iran's ongoing uranium enrichment activities. The IAEA has declared that it can account for all declared nuclear material in Iran and that it has adequate inspection and verification controls in place for the totality of Iran's declared enrichment program. The IAEA notes that it does not have conclusive evidence of any proscribed activities taking place inside Iran (documents made available to the IAEA by the United States, derived from sources of questionable origin, have been rejected by the Iranians as fabrications.)

The best mechanism for achieving a level of verifiable confidence concerning Iranian nuclear activities would be the implementation of additional inspection protocols which the IAEA states are necessary for its work in Iran. Iran would likely agree to the additional protocol if the Security Council reversed its demand for the unconditional suspension of uranium enrichment. A previous offer made by Iran to the international community in March 2005 reinforces this point. The original reasoning behind the suspension of uranium enrichment was based on the IAEA's inability to establish the scope and purpose of Iran's uranium enrichment programs. The IAEA is now in a position to do so. There is no longer any viable technical excuse for suspension, and any continued requirements for such must be judged to be political in nature.

The current U.S. policy on Iran, as articulated by the Bush administration, centers its goals on the issue of regime change in Tehran; the nuclear dispute is simply used as a facilitator for isolating Iran economically and politically. This approach pollutes the credibility of any multilateral solution to the problem of Iran's nuclear enrichment program endorsed by the United States, such as the current suspension demands of the Security Council, while making it virtually impossible for Iran to embrace any meaningful path toward moderation. This policy suppresses the forces of moderation and reform within the civil and theocratic branches of the Iranian government and can only lead Iran and the U.S. down a path of increased friction and probable conflict.

The next presidential administration should seek to divorce the United States from any policy seen as supporting regime change inside Iran. This could be accomplished simply by endorsing the commitment made by the U.S. in the 1980 Algiers Accord (which ended the hostage crisis) not to interfere, directly or indirectly, militarily or politically, in the internal affairs of Iran. Such a statement, backed by a decision to suspend all economic sanctions pending the implementation by Iran and the IAEA of an additional protocol of inspections (at which time the sanctions would be lifted), would help build a foundation of trust upon which further dialogue between the U.S. and Iran could be conducted. The U.S. could reiterate a zero-tolerance policy regarding the militarization of nuclear activity in Iran while allowing further policy direction to be dictated by a more natural course of events.

The lifting of economic sanctions against Iran would unshackle the forces of moderation inside that nation. Given the technical and economic shortfalls inherent in the Iranian nuclear program, there is every reason to believe that Iran would gravitate toward policies that make sense economically, such as the current offers of co-enrichment and international support put forward by both Russia and the European Union. Time, in this case, is an asset, not an enemy. Even Israel, a staunch opponent of Iran's nuclear program, concurs that Iran is years away from having a nuclear weapon. The next president of the United States must have both the courage and the leadership to forge a new policy direction with Iran, and the patience and fortitude to allow such a policy to bear fruit.

 

 

U.S. Regime Change in Iran
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

Hornberger’s Blog

Friday, March 7, 2008

Hornberger’s Blog Index

U.S. Regime Change in Iran

by Jacob G. Hornberger

Last night I attended a talk by Stephen Kinzer, who is one of the speakers at our upcoming June 6-8 conference “Restoring the Republic 2008: Foreign Policy & Civil Liberties.” The talk was held at the Washington, D.C., campus of the University of California and was part of a 22-city tour by Kinzer entitled “The Folly of Attacking Iran.”

Kinzer delivered one of the most fantastic, captivating talks I’ve ever heard. Drawing on his great book All the Shah’s Men: An American Coup and the Roots of Middle East Terror, which has just been reprinted with a new introduction, Kinzer provided a fascinating 40-minute encapsulation of the CIA’s 1953 coup in Iran and the long-term blowback that resulted from the coup.

Kinzer carefully explained the process by which the CIA was able to oust the democratically elected prime minister of Iran, Mohammed Mossadegh, from office, reinstalling the Shah of Iran into power.

Mossadegh had persuaded the Iranian Parliament to nationalize the nation’s oil, an act that was not well-received by the British Empire, given that it owned most of it. Bucking the British Empire was considered a real no-no, especially by smaller countries that were expected to behave like British colonies.

Faced with the possibility of adverse action by the United Nations, Mossadegh traveled to the United States, where he figured that his opposition to the British Empire would be well-received by a nation that was born out of opposition to the British Empire. His rousing speech to the United Nations succeeding in preventing UN action against Iran. In a train trip to Washington to meet with President Truman, he stopped to visit the Liberty Bell in Philadelphia and then insisted on visiting George Washington’s home at Mount Vernon. He was later named Time magazine’s Man of the Year.

British officials were intent on getting rid of Mossadegh in order to get their oil back. But Mossadegh was able to stymie their efforts by throwing British diplomats out of the country. The British turned to the United States to accomplish the dirty deed. Led by a flamboyant agent named Kermit Roosevelt, the grandson of Theodore Roosevelt, the CIA hired gangs of thugs and bribed the Iranian news media to foment an environment of chaos and violence that led up to the coup. Mossadegh was removed from power, and the brutal dictator the Shah of Iran, who hated American values but who would do what U.S. officials told him to do, took over.

That was the root of the anger and resentment that finally boiled over in the 1979 Iranian Revolution in which U.S. officials were taken hostage. Kinzer related a fascinating story about one of the a high-ranking U.S. diplomats that were taken hostage. After a year in jail, one of his captives opened the door to his cell and the U.S. diplomat began screaming and berating him, exclaiming that civilized people don’t take innocent people hostage. After patiently listening to the man’s tirade, the Iranian told the man that he had no right to complain, given that the United States had taken his entire country hostage in 1953 and had held it hostage ever since.

Kinzer then carefully outlined the long-term consequences of the Iranian coup, including the U.S. government’s partnership with Saddam Hussein in his war against Iran. Kinzer then pointed out the obvious lesson — that U.S. interventions into other countries produce horrific long-term consequences, including for the American people.

It was a fascinating, gripping talk. Kinzer’s passion and commitment to getting America back on the right track exuded through his talk. I cannot recommend his books highly enough:

All the Shah’s Men: An American Coup and the Roots of Middle East Terror

Overthrow: America’s Century of Regime Change from Hawaii to Iraq

Bitter Fruit: The Story of the American Coup in Guatemala

The title of Kinzer’s talk at our upcoming conference is “Regime Change: Promise and Peril.” His speech will definitely be one of the highlights of the conference, which promises to be one of the finest, most important conferences in the history of the libertarian movement.

Jacob Hornberger is founder and president of The Future of Freedom Foundation.

 

(BOOK REVIEW (Journey into Islam: The Crisis of Globalization
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

BOOK REVIEW

 

Journey into Islam: The Crisis of Globalization by Akbar Ahmed.

Brookings Institution Press, 2007. 301 pages. $28.95, hardcover.

Antony T. Sullivan

President of Near East Support Services, a consulting firm focusing on international affairs.


Ambassador Akbar Ahmed, holder of the Ibn Khaldun Chair of Islamic Studies at American University, has written a profoundly personal and moving analysis of the anguish and ideological deformations through which the Islamic world is currently passing. Journey into Islam is a spiritual odyssey reaching far back into Professor Ahmed's own past while detailing his dreams for the Muslim world of today and tomorrow. Professor Ahmed's vision, unrealizable as he himself realizes it probably now is, is one of a reborn, pluralistic, tolerant and cosmopolitan Muslim world, rooted in a restored understanding of the monotheistic commonalities shared by the three Abrahamic faiths. The author is a social scientist with the soul of a poet who has probably done more than any other scholar resident in the West to combat the egregious stereotypes and hate-mongering that are all too common in public-policy circles today. While readers of this book may rejoice that such an individual moves among us, they will also most likely come away from it depressed by the probability that history is moving in the very opposite of the direction that Professor Ahmed desires.

Born in British India, raised in Pakistan, and educated in the UK, Akbar Ahmed has been living in the United States since 2000. He is an authority on the Pashtun tribes of Afghanistan and Pakistan and the author of such books as Islam under Siege: Living Dangerously in a Post-Honor World, Discovering Islam: Making Sense of Muslim History and Society, Jinnah, Pakistan and Islamic Identity: The Search for Saladin, and After Terror: Promoting Dialogue among Civilizations. Professor Ahmed has served as high commissioner of Pakistan to Great Britain and has held appointments at the Institute for Advanced Study at Princeton as well as at Harvard and Cambridge Universities.

Wars and Rumors of War: The Levantine Tinderbox
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

Wars and Rumors of War: The Levantine Tinderbox

 

Antony T. Sullivan

 

Dr. Sullivan is president of the consulting firm Near East Support Services. He holds an honorary position as associate at the Center for Middle Eastern and North African Studies at the University of Michigan.

A recent extended visit to Lebanon, Syria, Jordan and Egypt leaves little room for optimism about the geopolitical stability of the Levant or the likelihood of Middle East peace. Most Arabs believe that more bad times are coming to the region, including another Israeli-Hezbollah war, which many now expect to erupt as early as the summer of 2008. The assassination on February 12, 2008, of Imad Mughniyyah, Hezbollah’s chief of military operations and its most powerful figure, was a dramatic escalation that has altered the calculations of all the players in the region.1 In fact, one astute analyst in the area states that the Mughniyyah assasination had a “clear Israeli touch,” and may be the “opening salvo in the next Israeli-Hezbollah war.” As early as February 5, 2008, tensions along the Lebanese-Israeli border were already rising as a result of the killing by Israeli troops of a Lebanese drug smuggler working on behalf of Hezbollah and collecting intelligence on its behalf within Israel. To all of this, sources in the Middle East believe that Hezbollah will be obliged to respond, probably in a major way. Any new conflict between Hezbollah and Israel will almost certainly harm all of the states between the eastern Mediterranean and Iran and will have a disastrous impact on U.S. national interests. Lights should be burning late in Washington as planners develop alternative scenarios for how best to contain any new and perhaps broader conflict in the Fertile Crescent.

در خلیج فارس: چه کسی به چه کسی خدمت می کند؟
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
این مقاله از وبلاگ دکتر اطهری برداشته شده است

در خلیج فارس: چه کسی به چه کسی خدمت می کند؟

 

این مقاله به نقش فعلی و آینده ناتو در قانونی ساختن اصلاح بخش امنیتی ( SSR) در خلیج (فارس) از طریق ابتکار همکاری استانبول که سه سال است به وجود آمده می پردازد.

 اساس نگارش این مقاله در پژوهش های اخیر در زمینه اصلاح نظامی، دموکراتیزه ساختن و امنیت دسته جمعی نهفته است.

  از آغاز ابتکار استانبول زمان به اندازه کافی سپری شده است تا بتوان یک ارزیابی اولیه از کار بدست آورد. هدف این مقاله شروع پر کردن فاصله بین ادبیات نظری توسط محققینی است که بر دیگر مناطق جهان متمرکز شده اند و واقعیت تجارب در خلیج (فارس) و خاورمیانه است.

  علاوه بر این، از نقطه نظر سیاسی ، این مقاله امکان ایفای نقش توسط ناتو را در هر بخش از در خلیج (فارس) و خاورمیانه بررسی می کند بحث اصلی این است که ابتکار جدید فاصله قابل توجه بین تعهد سیاسی واجرای واقعی آن را به دلایل زیاد سیاسی، نظامی و تاریخی عیان می سازد.

 

  ابتکار همکاری استانبول

  در29 ژوئن 2004، ناتو دراجلاس سران خود در استانبول ابتکار جدیدی را در ارتباط با منطقه خاورمیانه با تمرکز اولیه بر شش کشور شبه جزیره عربستان که شورای همکاری خلیج (فارس) یعنی بحرین، کویت، عمان،قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی را تشکیل می دهند اعلام کرد.

  در "ابتکار همکاری استانبول" هدف ناتو ارائه یک دستور کار غنی برای آموزش و همکاری در زمینه هایی در محدوده مقابله با تروریسم تا شفافیت بیشتر در بودجه دفاعی و تصمیم سازی است.

  پروژه مشارکت جدید به طور مشخص الگوگرفته از پروژه مشارکت برای صلح است که اعضای سابق پیمان در شورا هدف گرفته بود و در دهه 90، به اجرا درآمد.

  نمونه دیگر دیالوگ مدیترانه ای (MD) است که سیزده سال است از عمر آن می گذرد. تا کنون چهار کشور در شورای همکاری را جلب کند.

اخیراً الساندرو مینوتو ریزو در تاریخ 22 ژانویه 2007 در سفر به کشورهای عربی خلیج(فارس) در پایتخت عربستان گفت: من قویاً می خواهم امروز در اینجا تأکید کنم که ناتو ارزش بسیار زیادی برای مشارکت عربستان قائل است.

  ناتو قطعاً متأثر از نیاز پس از جنگ سرد است که ماموریت های جدید برای ائتلاف را تعریف کند. ناتو با تکیه بر کار خود با کشورهای شوروی سابق در خصوص توانایی اش برای ارائه عملی کمک امنیتی به کشورهای خارج از سرزمین اروپا مطمئن تر شده است.

  محدود ساختن عملیات در گذشته به شمال رأس السرطان که در بهترین حالت همیشه ضعیف بوده ، با عملیات عمده در افغانستان و بحث امکان نقش لجستیکی در سودان هم اکنون کاملاً از بین رفته است. این موضوع علاوه بر نقش اساسی است که ناتو در بالکان بازی می کند. منطقه عملیاتی که با مأموریت تاریخی خود بیشتر مربوط است.

 

about anti war
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

MISSION

This site is devoted to the cause of non-interventionism and is read by libertarians, pacifists, leftists, "greens," and independents alike, as well as many on the Right who agree with our opposition to imperialism. Our initial project was to fight for the case of non-intervention in the Balkans under the Clinton presidency and continued with the case against the campaigns in Haiti, Kosovo and the bombings of Sudan and Afghanistan. Our politics are libertarian: our opposition to war is rooted in Randolph Bourne's concept that "War is the health of the State." With every war, America has made a "great leap" into statism, and as Bourne emphasizes: " . . . it is during war that one best understands the nature of that institution [the State]." At its core, that "nature" includes the ever-increasing threat to individual liberty and the centralization of political power.

Antiwar.com is one project of our parent foundation the "Randolph Bourne Institute." It is a program that provides a sounding board of interest to all who are concerned about US foreign policy and its implications.

In 1952, Garet Garrett, one of the last of the Old Right "isolationists," said it well:

"Between government in the republican meaning, that is, Constitutional, representative, limited government, on the one hand, and Empire on the other hand, there is mortal enmity. Either one must forbid the other or one will destroy the other."

This is the perception that informs our activism, and inspires our dedication. Non-interventionism abroad is a corollary to non-interventionism at home. Randolph Bourne echoes this sentiment: "We cannot crusade against war without implicitly crusading against the State." Since opposition to war is at the heart of our philosophy, and single-issue politics is the only avenue open to us, Antiwar.com embodies the politics of the possible.

Our dedication to libertarian principles, inspired in large part by the works and example of the late Murray N. Rothbard, is reflected on this site. While openly acknowledging that we have an agenda, the editors take seriously our purely journalistic mission, which is to get past the media filters and reveal the truth about America's foreign policy. Citing a wide variety of sources without fear or favor, and presenting our own views in the regular columns of various contributors, we clearly differentiate between fact and opinion, and let our readers know which is which.

The pressing need for "citizen experts" is the reason we set up Antiwar.com. In this process, the site evolved very quickly into an online magazine and research tool designed to keep the American people and the world informed about the overseas plans of the American government. The history of our site and of American foreign policy demonstrates the demand for such experts.

The founders of Antiwar.com were active in the Libertarian Party during the 1970s; in 1983, we founded the Libertarian Republican Organizing Committee, to work as a libertarian caucus within the GOP. Today, we are seeking to challenge the traditional politics of "Left" and "Right." At present, none of the existing parties or activist groups offers an effective vehicle for principled libertarian politics. Yet, even in the absence of a party of liberty, we cannot abstain from the struggle. We strive to lead the non-interventionist cause and the peace movements that many respected institutions have forgotten.

Forged in the experience of the first Balkan war, Antiwar.com has become the Internet newspaper of record for a growing international movement, the central locus of opposition to a new imperialism that masks its ambitions in the rhetoric of "human rights," "humanitarianism," "freedom from terror" and "global democracy." The totalitarian liberals and social democrats of the West have unilaterally and arrogantly abolished national sovereignty and openly seek to overthrow all who would oppose their bid for global hegemony. They have made enemies of the patriots of all countries, and it is time for those enemies to unite - or perish alone.

Antiwar.com represents the true pro-America side of the foreign policy debate. With our focus on a less centralized government and freedom at home, we consider ourselves the true American patriots. "America first!" regards the traditions of a republican government and non-interventionism as paramount to freedom - a concept that helped forge the foundation of this nation.

THE FUTURE

Antiwar.com is already fighting the next information war: we are dedicated to the proposition that they (war hawks and our leaders) are not going to be allowed to get away with it, unopposed and unchallenged. The War Party is well-organized, well-financed, and very focused. They know what they want: a renewal of the Cold War, increased military spending, and a globalist mission that would project American power from the Middle East to the Korean peninsula and all points in between. And they know how to get it: mobilizing special interest groups and key corporate allies in a propaganda war designed to win the hearts if not the minds of the American people. The antiwar forces, on the other hand, are not so well-positioned: everyone is for peace, in theory at least, but there is no one group of Americans especially disposed to work for it, outside of small religious groups such as the Quakers and the Catholic Worker movement.

Lacking a centrally-coordinated leadership, without financial resources of any significance, and incredibly diverse, the organized opposition to the first Balkan war was unfocused and of limited effectiveness. Currently, the antiwar movement against a war on Iraq is considered anti-American and left-wing. However, we are changing this perception by leading the cause of the patriotic peace movement, which understands the true costs of war. Unfortunately, the organizations pushing for actions in Afghanistan, Iraq and other areas around the world are stronger and even more focused. Antiwar.com is an integral part of the movement against these groups and for peace by disseminating accurate news and commentary.

Antiwar.com is dedicated to building an awareness to the globalist and interventionist forces that would enslave us all in a New World Order on which the sun never sets. But we can't do it without you. Tell your friends about Antiwar.com, spread the word and also help us do our job by bringing items to our attention. We are always looking for material, and we welcome your suggestions, whether of links or in the form of original articles submitted to the editors.

Antiwar.com is a ward of the nonprofit Randolph Bourne Institute. Your contribution to Antiwar.com is tax-deductible. Your contributions, whether a one-time donation or a monthly pledge, will make the difference between success and failure. While the propaganda machine of the War Party is well-oiled with money, Antiwar.com carries on the fight with little in the way of resources - except the intellectual resources to bring the facts to light. But we can't do it without your material support. To find out how, just click on the secure credit card form at the bottom of this page: you can strike a blow against the War Party, and cast your ballot for peace by making a contribution today.

 

تبليغات در خدمت عمليات رواني آمريکا
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

تبليغات در خدمت عمليات رواني آمريکا

 

تبلیغات شامل استفاده ماهرانه از تصاویر شعارها و سمبل‌هایی است که با پیش داوری‌ها و احساسات ما بازی می‌کند. لذا در آن، پیام‌های مربوط به یک دیدگاه، با هدف نهایی پذیرش داوطلبانه آن از سوی مخاطب، به وی ارائه می‌گردد.
چکیده:

نویسنده، به بهانه افشای پرداخت رشوه از سوی یک موسسه پیمانکار ارتش آمریکا در عراق به روزنامه نگاران عراقی، به بررسی نقش تبلیغات روانی در سیاست‌های جنگ افروزانه دولت ایالات متحده پرداخته است. استفاده از روش‌هایی نظیر بر چسب‌زنی، هراس افکنی، طرح ادعاهای واهی، پرداخت رشوه به روزنامه‌ها و مجلات و شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی برای ارائه اخبار و مطالب جهت دار، به همراه بهره گیری از کارشناسان و تبلیغاتچی‌های متخصص در فروش کالاهای مصرفی، تاریخچه‌ای پر فراز و نشیب در دهه‌های اخیر داشته است. در آستانه حمله آمریکا به خاک عراق، دولت این کشور که از پیروزی‌های خود در افغانستان به وجد آمده بود، با بهره گیری از انواع تبلیغات روانی، تلاش نمود تا زمینه این تجاوز را در جهان عرب به وجود آورد. البته نظر سنجی‌های مختلف نشان داده‌اند که امریکا هرگز نتوانسته در میان جامعه عرب به ویژه جوانان، به محبوبیت قابل توجهی دست یابد.

همان طور که آفیکیونادوز بازیگر فیلم «کازابلانکا» موذیانه به بازپرس فاسد پلیس «لوییس رینولت» می گوید: «من شوکه شدم»، کاخ سفید هم اعلام نمود، به دلیل اینکه یکی از موسسات طرف قرارداد پنتاگون با اعطای رشوه به روزنامه نگاران عراقی، به انتشار تبلیغات جهت دار در روزنامه‌های عراق پرداخته، شوکه شده است. اما سخنگوی کاخ سفید حاضر به افشای نام این موسسه آمریکایی نشد. البته شهروندان امریکایی نیز باید شوکه شوند، هنگامی که بفهمند، همین افراد، حداقل به دو روزنامه نگار امریکایی مبالغی پرداخته‌اند تا در نشریات خود مقالات و مطالبی در حمایت از دولت حاکم منتشر کنند و به علاوه، با حضور در برنامه‌های تلویزیونی چند شبکه محلی، به کاری که تبلیغات جهت دار خوانده می‌شود، بپردازند. البته کنگره و یا رسانه‌های ملی نباید در قبال استفاده از تکنیک‌های تبلیغاتی که سابقه کاربرد آن به دوره جنگ جهانی اول باز می‌گردد و از سوی دولت آمریکا و سایر دولت های دنیا از آغاز پیدایش رسانه‌های جمعی مدرن به کار گرفته شده است، شوکه شوند.

این حمایت‌ها در مقابل شکنجه زندانیان و یا استقراق سمع‌های غیرقانونی، بسیار کم اهمیت خواهد بود، به ویژه اینکه سوء استفاده از قدرت در این ملت (امریکا)، حقیقتی است که باید واقعا از آن ترسید.

مشکل اصلی در مورد اقدامات تبلیغاتی ناشیانه دولت ایالات متحده در عراق این است که آنان در منطقه‌ای از دنیا به فعالیت‌ مشغولند که تهدید و یا خرید روزنامه‌نگاران از سوی صاحبان قدرت، چندان سابقه‌ای ندارد. در این وضعیت، به سختی می‌توان ادعا کرد که فرماندهان ارتش امریکا در عراق نیز از همان قواعد استفاده شده در داخل ایالات متحده بهره می‌برند.

اما روش‌های تبلیغاتی موفق گذشته اینک در عراق فاقد کارایی لازم هستند. نکته قابل تامل این است که دولت بوش در تبلیغات خود برای مردم امریکا، در برابر تبلیغات انجام گرفته برای اعراب، موفقیت بیشتری داشته است. سابقه تبلیغات گسترده و جهت دار به سال‌های جنگ جهانی اول باز می‌گردد. درس‌های آموخته شده از تبلیغات خام و ناپخته آن دوره، از سوی کارشناسان بخش‌های فنی الکترونیک در دنیای رسانه‌ها مطرح شده بود. با توجه به سوابق این امر، تبلیغات بیش از هر چیز بر احساسات تاثیر می‌گذارد و اغلب با نادیده گیری دلایل و واقعیت‌ها، به روان و اندیشه مخاطب می‌رسد. تبلیغات یک بازی فکری است و تبلیغاتچی‌های ماهر با احساسات عمیق شما بازی و از ترس‌ها و پیش داوری‌هایتان سوء استفاده می‌کنند.
دو پژوهشگر عرصه تبلیغات آنتونی پراتکانیس و الیوت آرونسون تبلیغات مدرن را «ارائه پیشنهادی‌های گسترده» و یا «تاثیرگذاری با استفاده از دست‌کاری سمبل‌ها و روان شناسی فرد» می‌خوانند.آنان می‌گویند:« تبلیغات شامل استفاده ماهرانه از تصاویر شعارها و سمبل‌هایی است که با پیش داوری‌ها و احساسات ما بازی می‌کند. لذا در آن، پیام‌های مربوط به یک دیدگاه، با هدف نهایی پذیرش داوطلبانه آن از سوی مخاطب، به وی ارائه می‌گردد.»
State of Space Security
نوشته شده در شنبه 25 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

Ambassador Donald Mahley, Acting Deputy Assistant Secretary for Threat Reduction, Export Controls gave this speech at George Washington University on January 24, 2008.

The State of Space Security

Let me first thank Professor Logsdon and the other conference sponsors for the opportunity today to offer you some observations about United States space policy.

CONTINUITY IN U.S. NATIONAL SECURITY SPACE POLICY

U.S. national security space policy is best characterized by continuity across many years and Presidential administrations. Continuity includes the U.S. commitment to basic principles first advanced by the United States at the outset of the Space Age, including our support for the Outer Space Treaty and other elements of international law, which we believe provide the legal authority to respond to the emerging challenges of the Twenty-First Century.

Although the United States is determined to keep sufficient flexibility for its national security interests, we also recognize that some emerging external challenges require new forms of international cooperation with allies, friends and other responsible spacefaring nations to protect the free access to, and operations through, space.

FREE ACCESS TO, AND USE OF, SPACE

Such national security space cooperation builds upon a firm foundation of mutually shared principles. The most important of these is support for the free access to, and use of, outer space by all, and I repeat all, nations for peaceful purposes. This principle was first advanced by President Eisenhower in the late 1950s and formed the basis for key precepts of the 1967 Outer Space Treaty.

ارتباط چشمی: مهمترین ابزار در ارتباط
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
 

ارتباط چشمی: مهمترین ابزار در ارتباط 

پرخاشگر حذاب جشم حیاتی اجتماعی لازم هنر تصور زیاد برقرار 

ارتباط چشمی شما چگونه است؟ پرخاشگر؟ ملایم و مهربان؟ جذاب؟ آیا با چشمهایتان می توانید کسی را دوست داشته باشید؟ ارتباط چشمی هنری است که نیاز به مهارت بسیار زیاد دارد اما برای موثر بودن روابط، حیاتی است. چطور می توانیم ارتباط چشمی بهتری داشته باشیم؟
ارتباط چشمی، ارتباط اجتماعی لازم را برای فردی که به او گوش می دهید یا با او حرف می زنید فراهم میکند. ارتباط چشمی زیاد باعث می شود دیگران تصور کنند فردی متجاوز هستید؛ ارتباط چشمی کم هم باعث می شود دیگران تصور کنند علاقه ای به صحبت های آنان ندارید. از اینرو ارتباط چشمی در برقراری ارتباط با دیکران مهارت بسیار زیادی را طلب می کند. فروشنده ها، سیاست مداران، و سخنگویان معمولاً بالاترین مهارت را در این زمینه دار هستند.

اهمیت ارتباط چشمی وقتی بر من آشکار شد که مجبور بودم برای مشاوره چشم در چشم افراد نگاه کنم. تجربه به من نشان داد که وقتی نگاهم را از آنها می گرفتم، فرد صحبت خود را قطع می کرد. و وقتی ارتباط چشمیم را با او حفظ می کردم، فرد با تصور اینکه صحبت هایش مورد علاقه و توجه من است، به حرف زدن ادامه می داد.

علائم روحی ارتباط چشمی

دست فروش ها معمولاً از اهمیت ارتباط چشمی به خوبی آگاهی دارند چون برای فروش محصولات خود باید مشتریان احتمالی را علاقه مند نگه دارند. وقتی شما به چیزی علاقه مندید یا چیزی توجه شما را جلب می کند، مردمک چشمانتان گشاد میشود و این می تواند علامت خوبی برای فروشنده باشد.

همچنین وقتی همسرتان از نظر جنسی توجه شما را جلب می کند، باز هم مردمک چشمانتان گشاد می شود و معمولاً بیشتر از حد نرمال به وی خیره می شوید. من وقتی مجرد بودم همیشه از چشمهای دیگران می فهمیدم که به من علاقه دارند یا نه.

ارتباطات روزانه و ارتباط چشمی

همه ما در زندگی روزمره خود از ارتباطات چشمی استفاده می کنیم، از اینرو بهتر است بهترین راه و روش برای استفاده از چشمانمان را یاد بگیریم.

برخی موقعیت های خاص، استفاده متفاوتی از چشمان را طلب می کند. برای مثال، وقتی مشغول مشاجره و دعوا هستید، بهتر است که بتوانید نگاه خیره تان را طولانی تر نگه دارید. وقتی می خواهید به کسی احترام بگذارید بهتر است نگاهتان را پایین بیندازید. وقتی کسی را دوست دارید بهتر است به عمق چشمان طرف مقابل خیره شوید.

6 راه برای تقویت و ارتقاء مهارت های ارتباط چشمی

6 راه برای تقویت و ارتقای مهارت های ارتباط چشمی - نظر ندی ناراحت می شما!! هی با توام ها!! 

1. صحبت کردن با یک گروه: وقتی با گروهی از مردم صحبت می کنید، خیلی خوب است که بتوانید ارتباط جشمی مستقیم با شنونده های خود برقرار کنید. اما اگر در صحبت ارتباط چشمی را فقط با یکی از اعضاء گروه حفظ کنید، باعث می شود بقیه شنونده ها دیگر به حرف هایتان گوش نکنند. از اینرو با هر جمله جدید باید روی یکی از شنوده ها متمرکز شوید. با این روش با همه افراد گروه صحبت خواهید کرد و همه آنها را به گوش کردن علاقه مند می کنید.

2. صحبت کردن با فرد: برقراری ارتیاظ چشمی موقع حرف زدن با کسی بسیار عالی است اما اگر بخواهید عمیقاً به طرف مقابل خیره شوید، موجب ناراحتی فرد خواهد شد. برای مقابله با چنین مشکلی، هر 5 ثانیه یکبار ازتباط خود را قطع کنید. اما حواستان باشد موقع قطع کردن ارتباط چشمی خود نگاهتان را پایین نیندازید چون باعث می شود فرد مقابل تصور کند حرفتان تمام شده است. درعوض به بالا یا به اطراف نگاه کنید، طوری که انگار می خواهید چیزی را به یاد بیاورید.

3. گوش کردن به فرد: موقع گوش کردن به صحبت های کسی اگر بخواهید خیلی خیره به آنها نگاه کنید، ممکن است صحبت کردن برایشان دشوار شود. تکنیکی که من موقع مشاوره با بیمارانم به کار می گیریم، تکنیکی است که آنرا مثلث می نامم. در این تکنیک من 5 ثانیه به یک چشم، 5 ثانیه به چشم دیگر، و 5 ثانیه بعد به دهان فرد نگاه می کنم و چرخه را همینطور دنبال می کنم. این تکنیک به همراه مهارت ها و تکنیک های گوش کردن دیگر مثل تکان های سر یا کلام های کوتاه تایید بهترین راه برای نشان دادن علاقه خود به شنیدن حرف طرف مقابل است.

4. مشاجرات: مشاجره و دعوا با کسی هم خود مهارت های خاص خود را می طلبد. در چنین موقعیتی اگر بتوانید نگاه خیره خود را به طرف مقابل نگه دارید، نشاندهنده قدرت شما خواهد بود. اما اگر موقع مشاجره به اطراف نگاه کنید مطمئن باشید که در بحث شکست خواهید خورد. البته این مسئله به اینکه به چه کسی دعوا می کنید هم بستگی دارد اما به طور کلی در مشاجرات و دعواها موقع حرف زدن یا گوش دادن بهتر است که به فرد خیره بمانید. با این روش احتمالاً طرف مقابل هم سعی خواهد کرد که به شما خیره شود. اما میدان را از دست ندهید و از نگاه های خیره او در نروید.

5. مجذوب کردن فرد: وقتی سعی می کنید کسی را مجذوب خود کنید و علاقه خود را نیز به آنها نشان دهید، می توانید با چشمانتان حرف بزنید و گوش دهید. وقتی کسی که دوستش دارید صحبت می کند، از کل صورت بعنوان نقطه کانونی استفاده کنید. به چشمانشان نگاه کنید، به آنچه می گویند گوش دهید، در مواقع مناسب لبخند بزنید، در مواقع مناسب ابروهایتان را بالا ببرید، و...اگر احساس کردید که به آنها خیره شده اید، نگاهتان را به سمت نقاط دیگر صورتشان مثل لب ها، گونه ها، بینی معطوف کرده و دوباره به سمت چشمها برگردانید. لبخند زدن موقع گوش دادن به کسی راهی بسیار عالی برای نشان دادن علاقه تان به صحبت های آنان است. البته مراقب باشید وقتی حرف های غمگین به شما می زنند به آنها لبخند جواب ندهید. باید هم با چشمانتان و هم با گوش هایتان به حرف های طرف مقابل گوش دهید.

 مگه نگفتم نظر بده ؟ مثل این که باید از زور استفاده کنم نه!!

6. دوست داشتن فرد:  من و همسرم معمولاً نگاه های خیره طولانی به همدیگر می اندازیم و گاهی اوقات نگاه کردن بدون بر زبان آوردن حرفی بسیار تاثیرگذار خواهد بود. اینکار ارتباطی عمیق بین ما ایجاد می کند. در چنین موقعیت هایی برای عمق دادن به نگاه خود می توانید تصور کنید که به درون بدن فرد مقابل رفته اید و روحتان به همدیگر عشق می ورزد. حس کنید که می خواهید روح آنها را لمس کنید. اینکار باعث ترشح آدرنالین در بدن شده و مردمک هایتان را گشادتر می کند. 
 

ارتقای زندگی: یافتن عشقی فرای الفاظ و کلمات
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
 

ارتقای زندگی: یافتن عشقی فرای الفاظ و کلمات

 

اگر شما به مرد زندگیتان بگویید که: "عزیزم ما باید در مورد رابطه مان با هم کمی بیشتر صحبت کنیم" تصور می کنید چه اتفاقی می افتد؟

اگر شما پاسخی به این شرح را در ذهن خود تصور می کنید:" فکر نمی کردم هیچ موقع یک چنین تقاضایی از من داشته باشی، من هم می خواستم به هر ترتیبی که شده احساساتم را با تو در میان بگذارم و در عین حال تمایل دارم که با خواسته های تو نیز آشنا شوم و ببینم که دلت می خواهد چه تغییراتی را در رفتار خود ایجاد کنم" به شما اطمینان می دهم خوشبخت ترین زوجی هستید که در دنیا یافت می شود و در این مورد هم هیچ گونه شکی به دل راه ندهید.

زمانیکه صحبت از یک چنین مسائلی به میان می آید معمولاً آقایون تمایلی به انجام این کار از خود نشان نمی دهند، در لاک دفاعی فرو می روند، و اکثر آنها تصور می کنند که خانم قصد دارد آنها را به خاط رگناهی که مرتکب نشده اند، مجازات کند.

به طور حتم شما هم تا کنون شاهد یک چنین مشاجراتی بوده اید. هم خانم و هم آقا هر دو حرف هایشان را از بر هستند و همیشه جریان خیلی بد تر از آنچه که انتظارش را دارید به پایان می رسد. به همین خاطر هیچ شکی وجود ندارد که چرا آقایون از این چند کلمه بیش از هر چیزی وحشت دارند: "عزیزم باید صحبت کنیم"

ما در جلسات مشاوره ای که داشتیم از خانم های بسیار زیادی سوال می کردیم که در گذشته چگونه با همسران خود ارتباط برقرار می کردند. اغلب آنها چیز هایی از این قبیل در جواب  به ما تحویل می دادند: "این کار به هیچ شیوه ای جواب نمی دهد، آقایون هیچ گاه توانایی برقررای ارتباط را ندارند، به سرعت عصبانی می شوند، و صبر و شکیبایی خود را از دست می دهند. به هیچ وجه علاقه ای به انجام این کار از خود نشان نمی دهند."

به هر حال به نظر می رسد زمانیکه صحبت از "گفتگو در مورد روابط زناشویی" به میان می آید آقایون تصور می کنند چیزهایی را می دانند که خانم ها از آن بی اطلاع هستند. تحقیقات و بررسی های 50 ساله ما حاکی از این امر هستند که بدون در نظر گرفتن اینکه شما از گفتگو با همسرتان چه هدفی داشته باشید، اما به هر حال احتمال بروز اشتباهاتی وجود دارند که می توانند رابطه را از آن چیزی که هست بدتر کرده و بر مشکلات شما بیفزایند.

 

درون هر مشاجره ای نوعی از هم گسیختگی وجود دارد

این امر هیچ ارتباطی به عدم علاقه همسرتان و یا اینکه دارای مهارت های بالای ارتباطی نمی باشد، ندارد.

خانم ها تنها به این دلیل می خواهند در مورد ارتباط خود صحبت کنند چرا که احساس عصبانیت می کنند و با انجام دادن این کار تنها سعی بر این دارند که احساس بهتری را در خود ایجاد نمایند. از سوی دیگر آقایون تمایلی به صحبت کردن ندارند چراکه حرف زدن هیچ یک از احساسات آنها را بهتر نمی کند. در حقیقت میتوان اظهار داشت که حتی در برخی موارد انجام این کار می تواند حال آنها را بدتر هم بکند. به هر حال چه خانم موفق شود او را واردار به حرف زدن کند چه نتواند این کار را انجام دهد، نوعی عدم ارتباط صحیح و از هم گسیختگی میان آنها برقرار خواهد شد.

به هر حال با شروع هر گونه مشاجره ای باید در انتظار نوعی ناامیدی، یاس ، تنفر و رنجش باشیم. گاهی اوقات کار به جایی می رسد که طرفین ترجیح می دهند اصلاً در یک چنین رابطه ای قرار نگیرند.

استرس مزمنی که باعث می شود در همه حال خانم ها و آقایون احساس دور شدن از یکدیگر را تجربه کنند از نحوه برخورد آنها در مقابل احساسات مختلف از جمله ترس و خجالت نشات می گیرد. این تفاوت فاحش میان جنس مذکر و مونث، از همان ابتدای تولد به وضوح قابل مشاهده می باشد.

اما یکی از مسائل دیگری که می تواند افراد را بر سر دو راهی قرار دهد این است که "آیا در مشاجرات واقعاً در مورد ارتباط حرفی به میان می آید یا خیر؟" علاوه بر اینکه خانم ها به این دلیل گفتگو می کنند که احساس یاس و نامیدی دارند، می توان به این نکته هم اشاره کرد که در کنار این ناامیدی نوعی حس اضطراب و ترس نیز به آنها دست می دهد.

از عمده دلایلی که آقایون هیچگونه تمایلی به گفتگو در مورد مسائل و مشکلات خانوادگی با همسران خود ندارند این است که احساس ناامیدی و پشیمانی خانم سبب می شود که احساس کنند شکست خورده اند و نتوانسته اند نیازهای خانم را به درستی برآورده سازند. اگر بخواهیم کمی عمقی تر به این مسئله فکر کنیم باید بگوییم که نوعی حس خجالت به آنها دست می دهد. احساس خجالت آقا آنقدر زیاد است که به او اجازه نمی دهد ترس خانمش را مشاهده کند. ترس خانم هم به او اجازه نمی دهد که خجالت آقا را درک کند.

در یک چنین شرایطی هر دو طرف سعی می کنند تا با اتکا به شیوه های غلط به از بین بردن احساسات خود دست بزنند. دسته ای صحبت می کنند و دسته ای دیگر از انجام این کار امتناع می ورزند. به این ترتیب مشکلات جدی تر شده و هر دو طرف قلب همدیگر را می شکنند و همدیگر را ناامید می کنند.

اگر هر یک از شما کار اشتباهی انجام دهد، این احتمال وجود دارد که رابطه از هم پاشیده شود. باید خجالت و ترس را بشناسید و نحوه صحیح کنترل آنها را یاد بگیرید. باید نقاط آسیب پذیر شخصیت یکدیگر را به درستی درک کنید و ببینید که چگونه میتوانید آنها را مهار نمایید. این امر نگرش شما را نسبت به زندگی بهبود می بخشد و می توانید با دید بازتر ابعاد مشکلات را در نظر گرفته و در صورت نیاز خودتان را جای همسرتان بگذارید. با این کار می توانید میان خود و طرف مقابل محبت و صمیمیتی را ایجاد نمایید که با الفاظ و کلمات نمی توان آنرا تشریح کرد.

 

همه چیز به توانایی شما در ایجاد پیوند بستگی دارد

آمارهایی که این روزه از طلاق به دست آمده، حاکی از این امر است که دلیل جدایی بسیاری از زوجین از هم گسیختگی احساسی است. 80 درصد افرادی که از همسران خود جدا شده اند، می گویند: "از نظر احساسی از هم دور شده بودیم." واقعاً جای تاسف است.

دوست شدن با خانم های دیگر نمی تواند برای یک خانم دردی را دوا کند، او نیاز دارد تا ارتباط محکم تری را با همسر خودش برقرار کند. بسیاری از تلاش هایی که برای بهبود روابط انجام می شود با شکست مواجه می شود چرا که آنها نمی توانند با گفتگو مشکلی را حل نمایند به این دلیل که از نظر عاطفی از هم دور شده اند.

زوج ها به این دلیل که نمی توانند با هم ارتباط برقرار کنند، از هم دور نمی شوند، بلکه چون از هم دور می شوند و از نظر احساسی پیوندی با هم ندارند نمی توانند با هم ارتباط برقرار کنند. در آغاز زمانیکه احساس می کند با هم پیوند دارند به راحتی می توانند ارتباط برقرا کرده و حرف هایشان را به هم بزنند، و به راحتی برای ساعت ها با هم صحبت می کنند. مشکل از زمانی شروع می شود که او احساسات درونی خود را با همسرش در میان می گذرد اما همسرش به او هیچ توجهی نکرده و به او اهمیت نمی دهد.

خانم به این دلیل عاشق آقا شده بود چرا که احساس می کرد او را از نظر احساسی درک می کند همین امر هم سبب می شد که تمام احساسات منفی اش را فراموش کند و بر ترس هایش غلبه کند. خانم هم با کارهایش باعث می شود که آقا احساس کند یک حامی، پشتیبان و عاشق بی چون و چراست. خانم به او ایمان داشته.

به هر حال در زمان بروز یک چنین مشکلی هر دو طرف باید کاری کنند که صمیمت گذشته مجدداً در رابطه آنها ایجاد شده و پیوندهای از هم گسیخته دوباره محکم شوند. زمانی که به آخرین حد صمیمت برسند، لحظه ای است که نمی توان آنرا در غالب لغات و کلمات گنجاند.

فواید بوسه در روابط زناشویی
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
 

فواید بوسه در روابط زناشویی 

تریپ لاو عشق محبت خرگوش زن زندگی ازدواج از این نوع چرت و پرتا  


گر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است. نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد." بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.

از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."

در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.

پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.

بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.

اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.

رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.

از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.

اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.

پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.

همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.

بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.

سایر مزایا

محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی

دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.

از بین بردن استرس

یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.

کاهش وزن

چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.

تاخیر در فرایند پیری

این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.

ایجاد و افزایش تناسب اندام

خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.

تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند

در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.

افزایش اعتماد به نفس

البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.
 

۵۰ روش برای رفتن روی اعصاب دیگران
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
۵۰ روش برای رفتن روی اعصاب دیگران

 

50 روش برای رفتن روی  اعصاب دیگران 


خوب بخونین و خوب به کار ببندید. من تست کردم جواب می ده!!
 

1. روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن



2. سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند



3. وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين



4. وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين



5. کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد



6. همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين 



 7. جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين



8. روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين



9. وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين



10. از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه 



 11. در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين



12. به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين



13. وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين



14. وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين



15. موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين



16. ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين



17. بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين



18. شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين



19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين



20. وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته




21. صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين



22. روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين



23. وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده



24. وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود



25. چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

مشت دست اعصاب خورد داغون عصبانی عصبی  



26. بادکنک بچه ها رو بترکونين



27. مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين



28. وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد



29. بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين



30. کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ?اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره



31. ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين



32. توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين



33. هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ?توي دستكش دوستتون بهتره



34. حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين



35. نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين



36. دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين



37. عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين



38. پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ? دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 270 درجه در جهات مختلف بچرخونين



39. با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين



40. شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين



41. موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين



42. توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين



43. شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين



44. توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين



45. توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين



46. جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين




47. يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين



48. توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه



49. چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين



50. ورقهاي جزوه ء 300 صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يا بر هم بزنين

 

‹¦[اگه تو راه های دیگه ای بلدی نامردی تو نظرات ننویسی!!]¦›

چشم انداز آینده ی امنیت و همکاری در خلیج فارس
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

چشم انداز اینده ی امنیت و همکاری در خلیج فارس

 

اصل اين مقاله به زودی به علاقه مندان ارائه خواهد شد

 

 

به نام خداوند و آفریدگاری که انسان را عقل داد تا به مدد آن به صلح و امنیت مطلوب دست یابد.

خاور میانه قلب جهان است ،هر کس بخواهد بر جهان حکومت کند ، باید بر خاور میانه حاکم شود و هر کس بر خاور میانه دست یازد و بر آن جولان دهد ، بر جهان جولان داده است .به جرات میتوان گفت خاور میانه بدون خلیج فارس و کشور های حوزه ی آن موقعیت ویژه ی ژئوپولیتیک و اکونومیک خود را از دست می دهد .

     منطقه ی خلیج فارس ، قبل از آن که به سبب تعلقش به خاور میانه شناخته و حائز اهمیت شود به سبب منابع انرژی غنی و مواد معدنی و مواد غذایی گوناگونی که در آن وجود داشته و ذخیره می باشد ،موقعیتی ژئوپولیتیکی پیدا کرده و از آنجایی که بسیاری از کشورهای خاور میانه با آن مرز آبی تشکیل داده اند و به عنوان یک شاهراه برای جهان غرب به منظور ورود به خاور میانه می باشد موقعیتی اسراتژیک ، ژئوپولییک و ژئواکونومیک یافته است .

     خلیج فارس ،هم اکنون با توجه به قابلیت های نفتی و منابع طبیعی ، موقعیت اقتصادی،شاهراهی ارتباطی خاورمیانه و ... ای که  دارد به وضعیتی رسیده که به انباری از کلکسیون تسلیحات نظامی مبدل گردیده است . به طوریکه تداوم چنین روندی به همراه این سکوت و رخوت حاکم بر جامعه ی بین المللی ،احتمال ظهور فاجعه هایی به مراتب فجیع تر از جنگهای جهانی و جنگ سرد را در بر خواهد داشت .

     وجود نژادها ، فرقه ها و مذاهب نا متجانس و گوناگون ، نا همگونگی شرایط اقتصادی و سیاسی ملل ، ظهور نو جنبشهای رایکال و ... همواره سبب شدند که نتوان رهیافت یگانه ای را برای دکترین امنیت در خاور میانه و خلیج فارس و چشم انداز آتی آن مد نظر گرفت .لذا در این مقاله کوشیده شده که چهره ی جدیدی از امنیت در خاور میانه ترسیم شود و کوشیده شده که به دنبال  راهكار منطقه گرايي و گوشزد بحران هاي جديدي چون آب و انرژي به دكترين نويني از امنيت در خاورميانه و به ويژه در خليج فارس توجه شود . به طوريكه اين دكترين تنها به رهيافت هاي رئاليستي و يا ليبراليستي محدود نگردد و به تك بعدي نگري آلوده نشود .

     این مقاله می کوشد تا با در نظر گرفتن منطقه ی خلیج فارس به عنوان منطقه ای که به وسیله ی خشونت ، سرکوب و بی ثباتی به چالش کشیده شده است و دولتها ی خود مختار و رانتیری که آزادی مطبوعات و مشارکت سیاسی را به شدت سرکوب کرده و در مقابل انجام اصلاحات سیاسی مانع تراشی می کنند و سعی بر آن دارند مشروعیت سیاسی خود را بالا ببرند ،موجب شده اند که خاور میانه و به ویژه منطقه ی خلیج فارس مبدل به منطقه ای بر روی باروت و بمب و تسلیحات شود که هر لحظه احتمال انفجار آن وجود دارد .

     در این مقاله چهره ی نوینی از امنیت در خلیج فارس و خاور میانه ، با گذر به مرزهای نوین آن ارائه داده می شود و بر اساس آن چشم انداز اینده ی همکاری و امنیت در منطقه را بررسی می کند .به گونه ای که در این منطقه نمی توان از رهیافت غرب محور رئالیستی _ که حاصل تجربه ی آمریکا و اروپای غربی پس از جنگ جهانی اول می باشد _استفاده کرد .

     بی تردید آنچه همواره نمی توان در طرح ریزی دکترین امنیتی خلیج فارس از آن چشم پوشید ظهور پدیده ای به نام 11 سپتامبر و به دنبال آن پدیده ی مجهول و نا معلوم تروریسم و بالاخص تروریسم اسلامی و طبقه بندی کشورهای جهان از سوی آمریکا به عنوان مخالفان و موافقان تروریسم است .

     منطقه ی خاور میانه و به ویژه قلب آن یعنی خلیج فارس از لحاظ آزمون مفاهیم ضد و نقیض امنیت ملی اهمیت قابل توجهی دارد ولذا در این مقاله سعی بر آن شده تا رهیافتی جامع ، روشن و کاربردی تری برای رهایی از رهیافت های رئالیست ها و لیبرالیست ها ارائه شود .این رهیافت جامع ، ضمن تلفیق دو رهیافت رئالیستسی و لیبرالیستی، برخی مولفه های لاینفک و موثر بر امنیت و آینده ی امنیت و همکاری در خلیج فارس را در نظر گرفته که شامل 8 مولفه ی زیر است و 5 مولفه ی اول هرگز به طور یکتا و مجزای از هم عمل نمی کنند و به صورت پارادایمی واحد با یکدیگر در تعاملند .لذا به منظور ارائه ی یک مدل و الگوی سیاستگذاری جامع ، ابتدا سعی بر آن شد تا چهره ی نوینی از امنیت و همکاری در خلیج فارس ارائه شود .

 

 

 

 

سپس با توجه به چالشها ی موجود به ارائه راهکارهای قابل دسترس و پیش روی مقابل سیاست مداران و سیاست گذاران می پردازد .این مولفه ها عبارتند از :

1) مشروعیت سیاسی . 2) توانمندی اقتصادی 3) منابـع طبیعی و استراژیک ( به ویژه آب) .          

4) توان نظامی .          5)تساهل مذهبی و قومی(نا امنـــی هــای نـاشی از پلورالیزم دینی) .                   

6) مهاجرت ها و نا امنی ها  .            7) پدیــده ی نویــن تـــروریسم و اسلام _ تروریسم .           

                                8)جهانی سازی و چالشهای امنیتی ناشی از آن .

     دور از واقعیت نیست که داخلی بودن مفهوم امنیت در جهان سوم سبب خواهد شد که ابر قدرتها و ملل غرب _ که مفاهم امنیتی شان خارجی است _ بیشتر بر امنیت منطقه اثیر گذار باشند . بنابر،این موضوع برای کشور های حوزه ی خلیج فارس ،بهترین راه حل به منظور تثبیت و کنترل امنی منطقه ، منطقه گرایی در دکترین امنیتی شان است . لذا بی شک کشورهای خاور میانه به این رویکرد خواهند رسید که امنیت مضیغ خود را می بایست ترک و دکترین امنیت موسع خود را در منطقه پایه ریزی کنند . بدین لحاظ با ایجاد یک نظام امنیتی تعاونی که به سبب آن تمامی کشور های منطقه ی خلیج فارس از این نظام امنیتی تعاونی حائز کسب امتیازات امنیتی باشند ، می توان به آینده ی خارجی امنیتی و صلح خلیج فارس امید وار بود .

با توجه به مولفه هایی که قبلا ارائه شد می توان در این مقاله به اینده ی احتمالی و ممکن همکاری و امنیت در خلیج فارس دست یافت . به امید آنکه بتوانیم مدل و الگویی برای سیاستگذاری جامع و علمی و در عین حال واقع بینانه ارائه دهیم .

رضا رضایی ( مصدق)

1/ اذر ماه/1383

 

پارادایم دکترین امنیت خلیج فارس
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |
"به نام آن کس که جنگی را آفرید تا صلح غنیمتش باشد بس گرانبها و آن جنگ اول برای صلح و امنیت بود"


(پارادایم دکترین امنیت خیج فارس)

رضا رضایی(مصدق) *

The Paradigm of Persian Gulf Security Doctrine

Reza Rezai(Mosaddegh)*

کشور های منطقه خلیج فارس دارای امنیت پیوسته و نا گسستنی هستند. این امر صرفاً به دلیل موقعیت ویژه خلیج فارس نیست، بلکه نوع حکومت های برآمده از این موقعیت، فرهنگ سیاسی، ساختار اقتصادی، نوع و چگونگی ملل آن و مشروعیت سیاسی دولت- کشور های منطقه از جمله این عواملند. بدین سبب جزیره ای عمل کردن نهاد های امنیتی و فقدان برنامه یکپارچه ضمن آنکه امنیت سازی را مختل می نماید، مدیریت نا امنی را نیز با مخاطرات بسیار زیادی مواجه خواهد ساخت. با وجود پیوستگی مفهوم امنیت در حوزه خلیج فارس، کشور های آن به منظور تامین امنیت عملاً جزیره ای عمل می کنند.

حال این مقاله در صد است تا به این سوال پاسخ دهد که آیا می توان دکترین امنیت خلیج فارس را تدوین کرد؟(چگونه و در چه شرایطی؟)

گفتنی است در این رابطه برای الگو سازی امنیت، باید ضمن شناخت جوامع این کشور ها، نوع حکومت ها، ارزش های موثر بر تصمیم گیری دولت ها و چگونگی روابط میان دول این حوزه و ... مفاهیم ذیل را بررسی کرد:

1. مفاهیم امنیت
2. مراجع امنیت
3. سطح امنیت
4. رویکرد استراتژیک امنیتی
5. خودی و غیر خودی و جایگاه هر یک از کشور های منطقه در این مفهوم
6. روش های تحصیل امنیت
7. ابعاد امنیت
8. نوع ارزشی و چگونگی امنیت




*** علاقه مندان جهت دريافت اصل و كامل اين مقاله با آدرس الكترونيكي politic11@gmail.com مكاتبه نمايند.
چه بايد کرد؟
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

چه بايد کرد؟

«تا دانشجویان به لحاظ فکری و درونی اصلاح نگردند، تا یک ا نقلاب درونی در دانشجویان بوجود نیاید، استقلال فکری و درونی که سایر خود کفائیها از آن سرچشمه می گیرد، حاصل نخواهد شد»

 

       برای آنکه بتوانیم برای دانشجویان نسخه بپیچیم و برنامه های مدون ارائه دهیم و او را به تعریف واقعی و ایده آلش برسانیم و در یک جمله برای یافتن پاسخ این سوال که « برای دانشجو چه باید کرد تا دانشجو، دانشجو شود؟! » می بایست چند اصل را مد نظر داشت:

1-     از کجا آغاز کنیم؟

2-     دانشجو کیست و در چه گروهی و چه طبقه ای از جامعه قرار دارد؟

3-     نیاز جامعۀ دانشجویی چیست و چطور می توان این نیازها را تأمین کرد؟

4-     دانشجویان مطابق با نیازهایشان چگونه آسیب پذیر می شوند؟

5-     چه کنیم تا آسیب پذیری دانشجویان را در عرصه های مختلف کاهش دهیم؟

هر که شد محرم دل، در حرم یار بماند         و آن که این کار ندانست در انکار بماند

      هنگامی بود که هم آرمانگرایان فاقد یک اتوپیا و نیز پراگماتیسمان تهیدست در زمینۀ عمل، مبهوت زدگان سرمای دور از انتظار انبوهی از معضلات اجتماعی و بویژه دانشجویی شده بودند، رسالت ((کلکم راع، و کلکم مسئول عن الرعیه ))ما را به مانند ققنوسی ساخت تا حلقه ای باشیم از حلقه های مصلحانۀ آن موعود قائم هر چه بود ضرورتی بود از درون به نام تلنگری بر خویش- .

-        اگر بر آن شده ایم صدای دانشجویان باشیم .

-     اگر قرار است خادم گروهی از جامعه باشیم که به آیندۀ آن چشم بسته ایم و پیوسته در جهت تحقق آرمانهای خود و ایشان به منظور داشتن آینده ای بهتر و کاملتر تلاش کنیم .

-    و اگر از تمامی بی حرمتی ها، کجروی ها، معضلات و عقب افتادگیهای محیط خویش که از غرب به ما رسیده است و همواره ما را رنج می دهد، متحیر و رنجیده خاطر می شویم چرا که تمدن گذشتۀ ما یکی از غنی ترین نوع در عصر خود بوده است .

و امروزه علیرغم همه رشد بلوغ فکری چشم گیری که نسل جوان ما در تمامی عرصه ها از خود نشان داده است می بینیم با نسلی روبرو هستیم که با گذشتۀ خود دچار شکاف و چالش عظیمی شده است و نسبت به آینده اش با چنان تردید و بحرانی روبروست که هم اکنون خود را بی هویت و اصالت یافته و چنین می شود که با گذشت هر لحظه، این نسل و این دانشجو- این طبقه نامشخص جامعه ما- نیز به تاریکی عظیم تری فرومی رود و در چنین شرایطی، آنانکه با تخته بند هنوز پایدار بردگی انسان سرسازش ندارند بر می خیزند و در این تاریکی شروع به حرکت می کنند که یا فانوسی می یابند و به نتیجه می رسند و یا کور کورانه، بی آنکه به جلو بنگرند شروع به حرکت می کنند.

       انسانها، همواره به فراخور نیازهایشان به پیش می روند. آنچه در جامعه است تنها انسان نیست، بلکه    مجموعه ای از اندیشه ها، ایدئولوژی ها، نیازها، علائق و گروههایی با آرمانهای مختلف است که در آن نه تنها زیست می کند، بلکه به دنبال آرمانهای خود و یک سعادت و جوهره وجودی ابدی است .

     اما شناختن علائق اجتماعی آن دستگاه اندیشمند و متفکر و علمی ای به نام جامعۀ دانشجویی، با طبقه ها و فرهنگ های مختلف و گاه نامتجانس بسیار مشکل تر از یک تصور است .در این راه بس دشوار می بایست ابزارها، قالبها، مفاهیم، آغاز و پایان را باز شناخت و مشکل تر آنکه سوژه، نیز آبژه می باشد این در حالی است که تمایز میان سوژه و آبژه ( یعنی همان عامل شناسا و موضوع شناخت) نسبتاً محال است .

       برای تعیین و تبیین نیازها و علایق آنچه لازم می نماید شناخت است .زیرا آنچه نوع نگرش و حرکت انسان را تغییر می دهد همان شناختی است که اساس آن تفکر و تعقل است به طوریکه باید شناخت تا بتوان پیرامون موضوعی یا چیزی اندیشید، برنامه ریزی کرده و به حرکت در آمد و به راستی، هیچ دانشگاهی بزرگتر از دانشگاه جامعه نیست و حال آنچه می تواند انسان را در جامعه به تفکر و اندیشه وا دارد، حضور در اجتماع و درک واقعیت های اطراف است که می تواند شخص را از سکون به پویایی و تکاپو نیل دهد، منوط بر اینکه رسالت ها باز شناخته شوند .

         و حال دانشجوی ما- این نقطه اتکای ما در آینده ای نه چندان دور براساس چه نیازها و علائقی، براساس کدامین فرهنگ قالب و مبدأ، براساس کدامین هدف طبقه بندی می شود؟ آیا جز شایستگی اصلی برای تفاوت و گروه بندی برای بدست آوردن آینده ای بهتر وجود دارد؟ و مهمتر از همه، شایسته بودن چیست و چه معیارهایی برای تعیین کیفی و کمی شایستگی مهم است؟

        نمی توان بدون شناخت هویت اجتماعی جامعۀ دانشجویی و اینکه چه هست و چه می خواهد بشود و آیا با اصول هنوز نامعین دانشگاهی و دانشجویی بودن منطبق است ،برنامه ای داشت ؟ در هر صورت، فرهنگ و نو ع دید و شناخت انسان به زندگی، تعیین کنندۀ سطح هدف و نوع مسیر و حرکت است لذا اصلاح بستر فرهنگی باید برای تغییرات فرهنگی لحاظ شود.

        با توجه به اینکه برنامه ریزی براساس اصول همچون :

1)هویت دانشجویان

 2)نیازهای اساسی و مشترک دانشجویان با نگاهی واقع بینانه

 3) آنچه در تمامی فرهنگ ها و دانش محوری ها و دانایی محوری ها و تلقی های موجود از آنها مشترک است و...)صورت می پذیرد چگونه می توان الگوی یک دانشجوی جهانی را بدست آورد و نسخه اش را برای همه پیچید آیا دانشجو بدون مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و اجتماعی تعریف شدنی و قابل بررسی است؟دانشجوی حال حاضر الگوی تعیین ارزشها و ضد ارزشها، بایدها و نبایدها و نیازها و علائق و اهدافش چیست؟ بی تردید آینده در گرو امروز است و گذشته همچون چراغی در دست .

دانشگاه پیشاهنگ، باید دانشجوی پیشاهنگ و الگو و شایسته را داشته باشد برای این امر باید دانشجویی را تربیت کرد که به زندگی هدفمند و ارزشی مقید و معتقد باشد. اساس ترقی، هدفمندی و شایستگی است این چنین است که می توان به بلوغ زندگی و علمی و عملکردی دانشجو امیدوار بود در چنین دانشگاهی براساس دانشجو محوری است . برای بدست آوردن دانشگاهی همواره پیشاهنگ با سیمایی جهانی باید از همان ابتدا چگونه زیستن را به دانشجو یاد داده تا بتوان همیشه الگوده و الگو گیر در جهت ترقی متمادی باشد.

(( خدایا: در این راه بس دشوار "چگونه زیستن را تو به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت"))

          چه باید کرد تا دانشجوی حال حاضر به تراز ایده آل و نیز رئال نوین جهانی دست یابد ؟

ناگفته ها و ناگفتنی ها (1)
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |




به نام خدای قلم که قلم توتم من است

ناگفته ها و نا گفتنی ها
آنچه نگاشته شده تنها بخشی از ناگفتنی ها و ناگفته ها است که تا پیش از این نباید سر بر ابتذال گفتن فرو می آورد. شاید شبیه آنچه زینب از ناگفته ها گفت و ناگفتنی ها را باقی گذاشت تا نه سر بر ابتذال بودن و گفتن فرو آورد و نه از ارزشش کاسته شود. ناگفتنی ها را نگفت تا بشر به حکم عقل و خردش آنها را بفهمد و بفهمد که نباید آنها را آلوده به همان ابتذال کند. قلم، ای توتم همه ما، به یاریام بیا. به خونی که از حلقومت می چکد سوگند که از ناگفته هایی می نویسم که رسالتم بر گفتن آن بود و نمی نویسم آنچه را که نباید بنویسم تا شاید بر همان رسالتم نباید از آنها سخنی به میان بیاید. به لرزش وجود قلمم هنگام نگارش –که نمی دانم لرزشش از چه ترسی است- سوگند که من به این معتقدم که آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که ماندند کاری زینبی کنند والا یزیدی اند. قلمم! بنویس به راستی آنچه که به سبب رسالتم باید بنویسم و نشان ده آنچه که باید نشان دهم که از زینب تا گوهر شاد تکلیف بر همین بوده:
* من به خدا ایمان دارم. من فقط به خدا ایمان دارم. به نشانه هایش ایمان دارم. به قرآن ایمان دارم، اما به علی شناختم من به خدا قسم خدا را و علی را از فاطمه فهمیدم. آنچنان که حسین را از فاطمه شناختم و زینب را از حسین.
اما به جنگ کسی رفتم که خود را خدا خوانده بود. به جنگ کسی رفتم که به ستم دیدگان ستم می کرد و با ستمکاران مدارا.
نمی دانم پیروز این جنگ کیست! تاریخ پاسخ این سوال را خواهد داد. اما می دانم ای پدر و مادر عزیزم و ای کسی که دوستم داشتی و من همیشه دوستت خواهم داشت، می دانم، آری خوب می دانم که از این جنگ هرگز باز نخواهم گشت. پس منتظرم نباشید. تنها برایم دعا کنید. تنها منتظر بمانید که تاریخ چه کسی را پیروز این جنگ می داند.
خدای حقیقی در عدم زنده است. جایی کثافت و آلودگیِ بودن جایی در آن ندارد. هرگز این نیایش را فراموش نخواهم کرد و از شما نیز می خواهم فراموشش نکنید که: خدایا ، ما را به راه درست و صحیح هدایت بفرما و گوهرشاد ها و زینب های حقیقی زمانه را از ما مگیر. اینان هستند که چراغ راهمان به سوی تو هستند.
خدایی که به بودن آلوده نیست یعنی مهر، یعنی امنیت، یعنی آزادی، یعنی دوست داشتن، یعنی بخشندگی، یعنی آرامش، یعنی بودن در عدم که آرزوی همه ی ماست. و کمال یعنی رسیدن به این خدا و ملحق شدن به او در عدم. و راه اصلی یعنی راه کمال.
همجنسگرایی زنان در جوامع اسلامی در طول تاریخ
نوشته شده در چهارشنبه 22 اسفند1386 توسط رضا ر ضایی (مصدق) |

همجنسگرایی زنان در جوامع اسلامی در طول تاریخ

موضوع زنان به تازگی وارد گفتمان های اسلام شناسی/شرق شناسی شده است. در اکثر کشورهای مسلمان امروزی، که حتی روابط دگرجنسگرا موضوعی تابو محسوب می گردد، و به شدت سانسور می شود، روابط جنسی زن با زن شدیدا نهفته مانده است. بسیاری وجود همجنسگرایان در جوامع اسلامی امروز و حتی در طول تارخ را انکار می کنند و عقیده دارند همجنسگرایی مساله مربوط به غرب و یا امری مدرن است.

متن زیر ترجمه و تالیفی از بخشی از کتاب Islamic Homosexualities نوشته Stephen O. Murray، مربوط به مشاهداتی از روابط همجنسگرای زنان در جوامع اسلامی در طول تاریخ است. اهمیت این نوشته ها، در تائید آنها بر وجود این روابط است. متاسفانه بدلیل محدودیت دسترسی به ادبیات دراین جوامع مردسالاردرطول تاریخ، زنان هیچ اثر مکتوبی از رفتارها و احساسات خود بجای نگذاشته اند. به طبع این نوشته ها توسط مردان و بیان کننده پندارها و برداشت های آنان از این روابط است.

برای مطالعه متن کامل و پاورقی های متن لطفا به کتاب  Islamic Homosexualities مراجعه کنید.

 

به گفته Stephen O. Murray، از "فسادهای جنسی" که در رساله های کلاسیک اسلامی از دیدگاه مردان به آن اشاره شده است، امر "سحق" یا "طبق زنی" است. "سحق" به مفهوم "مالیدن"، در عربی، به رفتار همجنسگرای زنان اطلاق می شد. گفته شده است که در قوم لوط، زنان به مدت چهل سال پیش از مردان به "فساد" [لواط] روی آوردند. گرچه وجود روابط جنسی در حرمسراها بیشتر از روی حدث و گمان بوده است، تا مشاهدات عینی، اما هر از گاهی گزارش هایی دراماتیک مانند داستان مربوط به خلیفه عباسی موسی الهادی نقل شده است. گفته شده است که دو تن از زنان جوان و زیبای حرمسرای وی در حین ارتکاب جرم غافلگیر می شوند. خلیفه سر آن دو زن را از تن جدا کرده، و سپس بر سر معطر آنها تاج می گذارد. همچنین درتوضیح یکی از داستان های هزار و یک شب، که در آن مردی زن خود را در حال بوسیدن یکی از پیشخدمتان زن غافلگیر می کند،  Richard Burton ادعا می کند که حرمسراها محیط های پرورش دهنده همجنسگرایی زنان Sapphism)) بوده  است: " هر زنی پس از بلوغ دوست دختری دارد که به او myrtle (در سوریه) می گویند" و اضافه می کند "در بین اعراب وحشی که از انحرافات سقراطی و سافیک بی اطلاع هستند، معشوق بیشتر به معشوقه های دوست دخترش حسادت می ورزد، تا به مردان رغیب دیگر."