قرائتی جدید بر فقر
به نام خدای بی نیاز
پیشتر ها، معلم شهید، علی شریعتی
گزیده گویی داشت در باب فقر
اما امروز من می خواهم چیزی بر آن بیافزایم
فقری فراتر از آنچه ما فقر نمی دانیم
فقری که امروزه گلوی همه مان را می فشارد
فقری که همه جا سر می کشد
فقری که بر شرح احوال غیر شناسنامه ای امروزمان مان است
فقری که داراها، آگاهان و اندیشمندان و مدعیان به آن مبتلایند
فقر نیافریدن در شرایطی که در باب آفیدن می دانیم
فقر ندانستن در شرایطی که در باب دانستن می دانیم و می گوییم
فقر بی ارادگی در شرایطی که در باب اراده می دانیم و می گوییم
این فقر، فقری است که بر متفکران ما، و بر همه ما سندرمش دیده می شود
فقری که هنوز هم در پس این کلمات نمی توانیم توصیفش کنیم
فقری که شاید فرداها، ما را به سوی بسیاری از فقرها و بدبختی های دیگر بکشاند
فقری که سبب شده کلاغ ها را با عقاب ها اشتباه بگیریم
فقری که سبب شده عقاب ها را به جای کلاغ ها سنگ بزنیم
فقری که سبب شده در باب فلسفه بدانیم، اما هرگز فیلسوفانه زندگی نکنیم
و اراده مان بر چنین نکبتی باشد
نمی دانم شما این را چه نام می نهید
من آن را فقری می دانم که منجر به مرگ عقاب ها می شود
عقاب ها رو به نابودی اند
هرچند نمی دانید در اوج، چه برای عقاب ها پیش می آید.
برچسبها: عقاب, تنهایی
عقاب ها تنهایند
به نام خدا
بدون تردید، عقاب ها تنهایند. زیرا که اوج تنها از آن عقابهاست. و عقاب ها تنهایند.
برچسبها: عقاب, تنهایی
محکومیت ترور
به نام خدایی که نعمت حیات را خود داده و خود این امانت را می ستاند
به نام خدایی که همه از اوییم و به او باز می گردیم
بدون تردید، ترور دانشمندان هسته ای ایران، محکوم است آنچنانکه خشونت محکوم است. این ترورها به اعتقاد من، نه تنها برای تضعیف ایران که برای تضعیف جهان اسلام صورت می گیرد. بر این اساس لازم است تا مختصر به این نکته اشاره کنم که در پس هر ترور، نیرویی نهفته است که ظهور دانشمندان بسیاری را قوت می بخشد و این ترورها ره به جایی نخواهند برد.
رضا رضایی (مصدق)
وصایای امیر المومنین به امام حسن مجتبی (ع) -وصیت نامه ای برای زندگی متعالی
بسم الله الرحمن الرحیم
من الرحیم
جمع آوری از: رضا رضایی (مصدق)
با اقتباس از ترجمه سید مهدی شجاعی
و از وصیت حضرت مولاست به حسن بن علی، که آن را هنگام بازگشت از صفین در محل حاضرین نوشته است:
از:
پدری که در آستانه مرگ ایستاده است. و عبور شتابناک زمان، به باور جانش نشسته است. و حیات این جهان را پشت سر نهاده است، و تسلیم روزگار گشته است. به نکوهش دنیا پرداخته است. در سرای مردگان مسکن گزیده است. و پای در رکاب عزیمت فردئا نهاده است.
به:
فرزندی که دل به آرزوهای محال سپرده است. و پای در مسیر نیستی نهاده است. در تیررس بیماری ها نشسته است، و وامدار روزگار گشته است. و آماج مصائب اندوهبار قرار گرفته است. و به بندگی دنیا درآمده است. و به تجارت غرور مشغول گشته است. و بدهکار وادی فنا شده است. و تن به اسارت مرگ داده است. و هم پیمان دغدغه های غمبار گشته است. و همنشین داغهای اندوهبار شده است. و در نشانه گاه آفات و بلیات، سکنی گزیده است. و زمین خورده و خاکمال شهوت ها شده است. و جانشین مردگان گردیده است.
اما بعد:
برچسبها: وصیت نامه اما علی, ع, به امام حسن, اما علی, اما حسن مجتبی
ادامه مطلب
اوج لذت ...
به نام خدايي که با آنکه همه جا هست اما هميشه در اوج تصور مي شود
به نام خداي عقاب ها
به نام خدايي که جوانه عشق دو عقاب را براي من زيبا ترين لحظه تولد دوباره قرار داد
عقاب نر، گمشده عقاب ماده اش را يافت
و اين يافتن مهري بود بر تاييد سوء تفاهم بودن عشق هاي پيشين
ما، عقابهايي هستيم که براي انسانيت و انسانيت و انسانيت پيوند يافته ايم
براي کمالي روز افزون
دينا عقاب ديگر من است
رضا رضايي مصدق
برچسبها: خدای عقاب ها, عقاب, عشق
مقدمه ای بر تاریخ تحولات سیاسی ایالات متحده آمریکا
به نام خدا
مقدمه ای بر تاریخ تحولات سیاسی ایالات متحده آمریکا
مقاله اختصاصی وبلاگ مطالعات امنیتی، نظامی و مسائل استراتژیک
رضا رضایی (مصدق)
این مقاله تقدیم به دکتر محمد امجد
مقدمه:
تاریخ ظهور و زوال های بسیاری از ملل را در درون خود جای داده است. تمدن هایی که یکی پس از دیگری آمده اند و پس از چندی مضمحل گشته و یا نشانه هایی از خود به جای گذاشته اند و یا به کلی توسط تمدنی دیگر یا عواملی دیگر اساساً بی هیچ نشانه ای نابود شده اند.
علی رغم ظهور کشورهای اروپای غربی، ژاپن و چین به صورت قدرت های بزرگ اقتصادی، ایالات متحده همچنان نفوذ و گسترده خود را حفظ کرده است.[1] در این نوشتار برآنیم تا به بررسی تاریخ پیدایش و شکل گیری حکومت ایالات متحده آمریکا بپردازیم.
[1] - امروزه نه تنها آمریکا، بلکه کشورهای بسیاری بحران هایی را پیش رو دارند که بسیار جدی بوده و این بحران ها می رود تا بسیار ی از ملل را به ورطه نابوده بکشاند.
ادامه مطلب
دوستی مجازی - هویت مجازی و ...
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی
اما
آنسو یک آدم حقیقی نشسته
خصوصیاتش
را که نمیتواند مخفی کند
وقتی
دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت
میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش
نگرانش
میشوم
دلتنگش
میشوم
وقتی
در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود
مطمئن
میشوم که حقیقی ست
هرچند
کنار هم نباشیم هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم،
من
برایش سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا
که باشد
همه
شما دوستانم در دنیای مجازی رو دوست دارم
اگری دیگر بر بسیاری اگرها ....
می دونی چرا؟
چون هستن كسایی كه اونو بیشتر از تو دوسش دارن
ولی اون تورا برای دوست داشتن انتخاب كرده...
16 آذر -روز دانشجو مبارک
رضا رضایی مصدق
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین
سلام بر بزرگ معلم تاریخ عشق و ایثار و آزادگی
الهم عجل لولیک الحجه بن الحسن
خدایا ظلم و ستم را از این دنیا ریشه کن بنما
من و ناشناس و یه سری کپ و گفت های قرآنی
می خواهم فارغ از آنچه بر ما گذشته است در باب دو چیز فقط و فقط از منبع قرآن سخن بگویم. با عرض پوزش اگر برخی از مسائل رو در حلقوم خودم فرو می برم. قضاوت با خود ناشناس. قضاوت با خود همه آنهایی که ارزشی برای اندیشه فائل نیستند.
پول همه چیز نیست اما ای کاش پول در دست فیلسوف شاه ها هم بود. ای کاش فیلسوف شاه ها و نخبگان می توانستند لحظه ای به حیات خلوتشان بیاندیشند. ای کاش اینها، حیات خلوت هایشان کمی شور و شعور لایق چنین افرادی را داشت.
اما می خواهم در باب دو چیز با هم به اندیشه بنشینیم:
1- تکبر
2- تفکر
ادامه مطلب
حج و همه خاطراتش ...
بالاخره یکشنبه پدرم و مادرم و بقیه ا. ر . ا . ز . ل از مکه اومدن. امیدوارم حجشون مقبول درگاه حق باشه. واقعاً حج واجب نه تنها برای حجاج که برای بچه های مجردشون هم سخته. من یکی فقط تو خونه مجردم و واقعا سختی ها و خوشی های خاص خودش رو داشت.
کریستوفر کلمب و مسئله ازدواج ...
ادامه مطلب قبلی -نقد یه ناشناس از من و نه بخشی از متن فیلمنامه فیلم پیشنهاد بی شرمانه
آقا من اصلاً نمی دونم که چرا جواب این خواننده محترم رو می دم. اما خود بزرگ بینی و پیش داوری هم حدی داره واقعاً. مطلب زیر رو از طرف همین ناشناس بخونید:
ایراد نداره آدمهائی از جنس تو همیشه با توهین و فحاشی به طبقه ما عقده هاشونو خالی میکنن اگر این حرفها کمی از نداشته های زندگیت و پوچ بودنت کم میکنه بگو . اره به شماها خوش میگذره چون اصلاَ چیزی تو زندگی براتون جدی نیست و درکل چیز زیادی از زندگی نمی خواید و همیشه به همینی که هستید قانعید.
برای من جالبه که کسی که اساساً نه برای تفکر ارزشی قائله و نه برای کار و به دو طرف نمایندگان تفکر و عمل حمله می کنه، تمام عقده ها رو برای کسانی جر خودش بر اساس با ما یا بر ما تصور می کنه. من همانی هستم که ادعا می کنم چند قدمی از روسو جلو ترم، چرا که بر همه داشته ها و نداشته ها، اشتباهات و عملکردهایم اعتراف می کنم. عقده ای وجود نداره که بخوام تخلیه اش بکنم. مرض حسادته که عقده ها رو بوجود می آره. زندگی برای شما جدی نیست بلکه حسادت و رقابت جانکاه در زندگی برای شما جدیه. زندگی صحنه هنرمندی ماست.
واقعاً من نمی دونم هنوز در کشور ما تفاوت اشرافیت ریشه دار با سرمایه داران دلال نو کیسه چه موقع می خواد درک بشه. من حرف بیشتری ندارم، پیام های شما، نشان از برخواستن شما از طبقه سرمایه داران فرصت طلب نو کیسه هست.
این عقب افتادگی ملت، کشور و ... در ایران بخشی تحت تاثیر قدرت گرفتن بسیاری از این دسته است. فرصت طلبی این گروه، نه تنها فساد را در این خطه افزایش داده است، بلکه توهمی را در آنها بوجود آورده که تصور می کنند شیوه صحیح زندگی همان کثافتی است که خود در آن فرو رفته اند و صحنه ای از زندگی را بوجود آورده اند که روح یک جهان مرده است.
ارزش های شما بلاتردید از عقلانیت خود شما نشات نگرفته و به سبب شخصیت متزلزل شمادفترچه سیاهه ای از سلایق اطرافیانی است که شما را مفت خریده اند و ارزش های خود را گران به تو می فروشند و خود تو را کالایی بیشتر برای دلالی های خود نخواهند خواست.
در نهایت هنوز ندیده ام کسی که بیش از من به وضعیت موجود معترض باشد و همواره زندگی ام پویایی اش را مدیون زیاده خواهی روز افزون اما سازنده خود است.
هنوز تاریخ گوهرشادهای زیادی دارد در حلقوم خود نهفته دارد که گویی همچون بغضی بر گلویش سنگینی می کند. انسان بودن، در پارادوکس و تضاد خوب و بد هایی ست که در نهایت نبکی پیروز می گردد. من با شما درگیری ای ندارم، بلکه تفکر شما را با جان دل می شنوم و بدون تردید اگر حقانیت شما بر من ثابت شود تغییر را در درونم آغاز خواهم کرد و اگر من بویی از حقانیت داشتم، تنها و تنها شما را دعوت به تفکر می کنم.
نقد یه ناشناس از من و نه بخشی از متن فیلمنامه فیلم پیشنهاد بی شرمانه
چند روز پیش من متنی رو گذاشتم روی وبلاگ به شرح ذیل:
بخشی از متن فیلمنامه فیلم پیشنهاد بی شرمانه
قسمت های آخر فیلم سینمایی پیشنهاد بی شرمانه (Indecent Proposal) یک دیالوگ فوق العاده زیبا وجود داشت:
دی به همسر سابقش که به آغوش گِیج برگشته تو جلسه مزایده حیوانات در یکی از ویلاها می گه که:
من فکر می کردم ما جدا شدنی نیستیم
اما می دونم کارهایی که آدمها برای هم با عشق انجام می دهند هیچ وقت فراموش نمی کنند
اگر می توانند با هم بمانند به خاطر این نیست که فراموش می کنند
به خاطر اینه که همدیگر رو می بخشند
من فقط ...
من فقط می ترسیدم که تو اونو –گِیج- بخوای
حقیقتاً می ترسیدم که حق داشته باشی اونو بخوای
برای اینکه فکر می کردم اون مرد بهترینه
و حالا می دونم که نیست
فقط پول بیشتری داره
بعدش یکی آمد -ناشناس- و گفت
معلومه خیلی آدم بیکار و علافی هستی
واقعاَ پول همه جا حرف اول رو میزنه متاسفم که این و قبول نداری شایدم قبول داری ولی نمی خوای اعتراف کنی.
به اطرافت واقعی نگاه کن دنیائی که توش زندگی می کنیم با این دنیای مصنوعی مجازی که خودتو توش بزرگ می کنی خیلی فرق داره.
ضمن اینکه من از این ناشناس تشکر ویژه ای دارم که به طرز حرفه ای ای تو نستن تشخیص بدن من بیکار و الاف -علاف- هستم تشکر می کنم. شاید در راستای مسئله اشتغال زایی این مطلب رو برای ما نوشتن. بعدش نوشته که من به اطرافم واقعی نگاه کنم. جا داره که از طرف مکتب رئالیسم به ایشون سلام برسونم بگم دم شما گرم که مبلغ رئالیسم در همه زمینه ها هستی. یه نکته فقط اونم اینکه دنیای مجازی با نگاه واقعی خیلی هم متضاد نیستند. اگر این دنیا رو بیش از حد مجازی تلقی کنی که نمیشه.
در آخر هم جا داره بگم نیازی نیست خیلی حرفه ای جواب شما رو بگم اما همین بس که خواهشاً برای سرپوش گذاشتن روی حماقت ها و کثافت کاری های خودتون برچسب های ناچسب به بقیه نزنید.
ما که می دونیم این ناشناس که حتی جرات نکرده اول حرف خودش رو حتی بنویسه، کی هستش اما با قاطعیت به ای خواننده و مخاطب وبلاگ می گیم که باختی عزیزم و اصلا نظری که برای من نوشتی مهم نیست چون به ما داره خوش می گذره بر خلاف همه اون چیزایی که شما فکر می کنی.
نظرت رو تایید کردم چون معتقد به جریان آزاد تفکر و بیانم و در عین حال حق خودم می دونم این سیستم پاسخ دهی رو. دفعه بعد هم کاملاً بی جوابت می ذارم تا بفهمی جواب ابلهان خاموشیه. این دفعه که جواب دادم خواستم بدونی که به خاطر یه سری چیزا دارم بی جواب نمی ذارمت.
آها، یه چیز دیگه هم اینکه شما از طبقه دلالان هستی فکر می کنی خیلی زورویی. یه سری رانت ها، کم کاری ها و نارسایی های قانونیه که به شما ها اجازه رشد و ظهور داده. و از آنجاییکه نو کیسه های کلاغ صفتید، همان بهتر که در پی اویی باشم از طبقه اشراف. که جز به اشرافیت علم به پیش نخواهد رفت و جز به علم رفاه و زندگی جریان نخواهد داشت و گرگ هایی چون شما سر بر خواهند آورد.
پس تن فروشی شما و فاحشه مغزی بودن شما به بهانه و استدلال سراسر پوچ و بی منطقانه رئالیسم مبتنی بر اقتصاد مریض برای شما و آزادگی و شادی برای ما.
نقدی بر خود
خوددارى ها و در حصارها پناه گرفتن، فقط ضعف ها را پنهان نگه مى دارد و انسان را فريب مى دهد و ديگران را مغرور مى سازد؛ اگر بناست ديوارى بشكند و تكيه گاهى بريزد، پس هرچه زودتر، بهتر. كسى كه ريشه دارد از شكسته شدن شاخه ها و يا هرس زايده ها نمى ترسد و آن كس كه ريشه ندارد، بگذار مغرور برگ هاى خشك و بارهاى تحميلى خود نماند. چون درك فقر و نيستى، اولين گام غنا و سرشارى است، كه با گام هاى طلب و اقدام و شكست و پيروزى و راهيابى و دستيابى، مى تواند ادامه يابد و همراه شود.
علی صفایی حایری
بخشی از متن فیلمنامه فیلم پیشنهاد بی شرمانه
بخشی از متن فیلمنامه فیلم پیشنهاد بی شرمانه
قسمت های آخر فیلم سینمایی پیشنهاد بی شرمانه (Indecent Proposal) یک دیالوگ فوق العاده زیبا وجود داشت:
دی به همسر سابقش که به آغوش گِیج برگشته تو جلسه مزایده حیوانات در یکی از ویلاها می گه که:
من فکر می کردم ما جدا شدنی نیستیم
اما می دونم کارهایی که آدمها برای هم با عشق انجام می دهند هیچ وقت فراموش نمی کنند
اگر می توانند با هم بمانند به خاطر این نیست که فراموش می کنند
به خاطر اینه که همدیگر رو می بخشند
من فقط ...
من فقط می ترسیدم که تو اونو –گِیج- بخوای
حقیقتاً می ترسیدم که حق داشته باشی اونو بخوای
برای اینکه فکر می کردم اون مرد بهترینه
و حالا می دونم که نیست
فقط پول بیشتری داره
پسته لالم آرزوست ...
پیچیدگی های مفهوم تروریسم
به نام خدا
پیچیدگی های مفهوم تروریسم
منیره رضایی
رضا رضایی مصدق
جهانی که امروزه در آن زندگی می کنیم کلیت چهره اش در حال دگرگونی است. جهان پیش رو با خطر بدون تردید انفجار آمیز خشونت مواجه است. خشونتی نا متمرکز، نا متقارن و در دسترس تر برای همه. و یکی از وجوه این خشونت مسئله تروریزم است. اما این تروریسم امروز یکی از متکثر ترین مفاهیم ادبیات امنیتی و بین الملل است. مفهومی فوق العاده موسع که به منظور مطالعه آن نمی توان آن را به مفاهیم و واحدهایی مضیغِ صرف تبدیل کرد.
برای مشاهده نسخه منتشر شده و PDF اینجا کلیک کنید
ادامه مطلب
تقدیر چیست؟
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم میریزند
و از آنها غولی بوجود می آورند كه نامش تقدیر است.
دو فاز از ندانسته های ما ...
اینکه به دخترا یاد بدیم که هر پسری مزاحم نیست
یا اینکه به پسرا یاد بدیم که هر دختری فاحشه نیست !!!
برنارد لوئیس صهیونیست، تئوریسین آمریکا طراح خطرناک ترین طرح قرن
برنارد لوئیس صهیونیست، نسخه تجزیه جهان اسلام را می پیچد
تئوریسین آمریکا طراح خطرناک ترین طرح قرن

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری اسلام تودی، "فتحی شهاب الدین"، نویسنده جهان عرب در مقالهای به تبیین و تشریح طرح برنارد لوئیس درباره تقسیم جهان اسلام و عرب میپردازد و در اینباره مینویسد.
کسانیکه تاریخ را نمیخوانند، گمان میکنند، آنچه آمریکا در عراق انجام داده و این کشور را اشغال کرده، اقدامی تصادفی و زاده حوادث اتفاقی بود است، پس از آن شاهد حوادث سودان بودیم که منجر به جدایی جنوب سودان از شمال آن شد، درحالیکه بسیاری آنچه را که فراموش کردهاند، این حقیقت بزرگ است که این اقدامات جزیی از اجرای یک طرح استعماری است که صهیونیسم جهانی آن را برای تفکیک و تجزیه جهان اسلام و عرب طراحی کرده تا براساس آن این دو جهان را به کشورهای مجزا و کوچک تبدیل کند و به این وسیله زمینه حاکمیت رژیم صهیونیستی ابتدا بر سرزمین فلسطین و سپس بر سراسر منطقه خاورمیانه را فراهم کند.
اما هدف از انتشار این مطلب آشنا کردن جهان اسلام و بویژه جوانان مسلمان با این طرح خطرناک است، بخصوص اینکه صهیونیسم بین الملل برای شستشوی مغزی جوانان و تحریف آنها سرمایهگذاری کلانی را کرده تا به این وسیله به طرح رژیم صهیونیستی و آمریکا خدمت کنند.
ادامه مطلب
تراژدی ای نه برای قذافی که برای مردم لیبی
به نام خدای آزادی و آگاهی
تراژدی ای نه برای قذافی که برای مردم لیبی
رضا رضایی (مصدق)
شرح بسیار بر سرگشت دهشت انگیز معمر قذافی رفته. کسی که تاریخ کشورش و ملتش را با انقطاع مواجه ساخت. اما ویدئوها و اسناد، حقیقتی نهفته را در درون خود دارند. اسنادی که از آغاز جنبش و مبارزه با دیکتاتور 42 ساله لیبی تا مرگ او به جهانیان نشان داده شد، خشونت بی مرزی را در درون خود نهفه دارد. خشونتی که حاصل سالها نفرت و حقارت ملتی است که اکنون در نقطه ای به نام لیبی ما آن را می شناسیم.
قتل قذافی، با هر انگیزه ای که باشد، بر من روشن ساخته است که لیبی تنها یک دیکتاتور را از میان برده که این قتل، مادری است بر فرزندان دیکتاتورهایی نوین. دیکتاتورهایی که عقلانیت ندارند.
نمی خواهم با مردم لیبی با مسرتی احساساتی سخن بگویم. آری، رفتن یک دیکتاتور مسرت بخش است. اما دانستن اینکه خشونتی جدید و در حال نهادینه شدن و حاصل از سالها حقارت در حال تولد است یک تراژدی عظیم است.
بگذارید اینچنین سخن برانم. به نحوی که فارغ از احوال شناسناه ای ماست. ملت لیبی به سوی دموکراسی، توسعه و پیشرفت نخواهد رفت. لااقل تا وقتی که اینچنین خشوت و نفرت به نحوی گسترده وجود دارد. تا وقتی که عقلانیت در یک ایدئولوژی واپس گرا کنار زده می شود. تا وقتی که تفکر، منحط شده است.
لیبی، و ای مردم لیبی، تاریخ گواه می دهد که شما به سمت ایده هگلی، پیش نخواهید رفت. من دیگر نمی توانم بیش از این بر سقوط یک دیکتاتور از خود مسرت نشان دهم.
قذافی هم رفت و ...
به نام خدا

باز هم داستان یکی بود و یکی نبود
باز هم داستان یکی موند و یکی نموند
باز هم داستان یکی رفت و یکی آمد
باز هم داستان بی پایان تاریخ
داستان فراوانی عبرت ها و اندک بودن عبرت پذیرفتن ها
باز هم داستانی از جنس ...
و دروغ بی تردید نقطه آغاز این داستان هاست.
معمر قذافی هم رفت.
همه شاهد بودیم که او هرگز حاضر نشد به خاطر کشورش، قدرت را به هم میهنش بسپارد.
می دانم، می دانم
نباید قدرت را به هر کسی سپرد
اما نباید ملت ها و عمرانی های هر قدر ناچیز را هم فنا کرد
انسان روح تاریخی است که به ایده خواهد رسید.
رضا رضایی (مصدق(
سرگذشت خستگی ها ...
کوکو:وقتی سرحالم 16 و وقتی خستهام 25
بالسون:الان چند سالته؟
کوکو: هزار سال!
سخنی با آیندگان ....
های آیندگان، شما که از دل توفانی بیرون می جهید
که ما را ...بلعیده است
وقتی از ضعفهای ما حرف می زنید
یادتان باشد
از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید
به یاد آورید که ما بیش از کفشهامان کشور عوض کردیم
و نومیدانه میدانهای جنگ طبقاتی را پشت سر گذاشتیم
آنجا که ستم بود و اعتراضی نبود
این را خوب می دانیم
حتی نفرت از حقارت نیز
آدم را سنگدل می کند
حتی خشم بر نابرابری هم
صدا را خشن می کند
آخ، ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم
خود نتوانستیم مهربان باشیم
اما شما وقتی به روزی رسیدید
که انسان یاور انسان بود
درباره ما
با رأفت داوری کنید
لطفاً هر کس منبع این متن رو می دونه به بنده اطلاع بده تا ثبت کنم. ممنونم.
تولدش مبارک
پسته لال و پسته لب گشوده و حکایت ما ...
آنها که لب گشودند، خورده شدند
آنها که لال مانده اند ، می شکنند
دندان ساز راست می گفت:پسته لال،سکوت دندان شکن است .
.
.
به یاده
زنده یاد حسین پناهی
فقر از نگاه علی شریعتی ...
میخواهم بگویم ......
فقر همه جا سر میكشد .......
فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......
فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......
فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند ......
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ، كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......
فقر ، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....
فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....
فقر ، همه جا سر میكشد ........
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست .
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است .
معلم شهید، دکتر علی شریعتی
اعتقاد، اعتماد و امید
Confidence -1 اعتقاد:
اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند. روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.
۲- Trust اعتماد:
اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما آنرا به بالا پرتاب می کنید،او میخندد ….. چراکه یقین دارد که شما او را خواهید گرفت،این یعنی اعتماد.
۳- Hope امید:
هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی شما همیشه برای روز بعد خود برنامه دارید، این یعنی امید.



